ملیپوشان ایرانی که سال 1973 و در فیلیپین نخستین حضور خود در رقابتهای قهرمانی آسیا را با عنوان پنجمی همراه کردند، 2 سال پیش اولین مدال آسیایی را آن هم به رنگ طلا به دست آوردند. این قهرمانی و به دنبال آن المپیکی شدن به قدری به کام آنها شیرین بود که نمیخواهند امسال روی سکوهای سهگانه چین، جشن جهانی شدن را برپا نکنند. تیم ملی بسکتبال ایران پیش از قهرمانی در ژاپن 11 بار در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت کرده بود که عنوان چهارمی مسابقات 1993 اندونزی بهترین نتیجه به شمار میرفت. این تیم در چهارمین حضور متوالی در مسابقات قهرمانی آسیا به دنبال کسب دومین مدال پیاپی است.در این بازیها علاوه بر کره و ژاپن، لبنان، اردن، قطر و چین حریفان اصلی ایران هستند. لبنانیها نسبت به دورههای گذشته تفاوت دارند و روی این اصل به جکسون ورومن تابعیت دادند. آنها بازیکنانی همچون پاول خوری و جوزف ووگل را از دست دادهاند و به جای آنها ورومن در ترکیب لبنان است. تیم اردن راشم رایت بازیکن آمریکایی را به خدمت گرفته است تا تز استفاده از بازیکن خارجی بعد از جام باشگاههای آسیا به طرز عجیبی در جام ملتها دیده شود. گویا اینجا هم بسکتبال باید در اختیار اغیار باشد. اردن در اوج بسکتبال خود در این سالها قرار دارد اما لبنان درست است که ورومن را به خدمت گرفته اما ضعیفتر از دوره قبل شده است. علی محمود، رونی فهد، فادی خطیب و برایان بشارا همان چهرههای همیشگی لبنان هستند. اردن با ایمن آیداس، انورسبزوکو، سم داگلاس و زیدالخاص تیم قدرتمندی در چین دارد.
حامیان استفاده از خارجیها
این روزها در واکنش به تغییر ملیت برخی بازیکنان اعتراضهایی شنیده میشود که اصلا قانونی نیست. گفته میشود قطر گلهای بازیکن خارجی میگیرد و در تیم ملی استفاده میکند در حالی که تیم قطر را همان نفرات سال 2007 تشکیل میدهند. یا لبنان بازیکنی به نام ورومن را استخدام کرده است. تیمهای دیگری هم هستند مثل اردن، اما کسی نیست بگوید اردنیها بازیکنانی با اصالت اردنی دارند نه اینکه مثل ورومن اصلیت آمریکایی داشته باشند. الان ما ارسلان کاظمی را در آمریکا داریم و اگر روزی او با پاسپورت آمریکایی برای تیم ملی بازی کند آیا میشود بازیکن آمریکایی ایران؟ این تغییر ملیتها مختص به این دوره نیست. سال 1998 تیم لبنان رونی سایکلی را آورده بود که ملیتی لبنانی فرانسوی داشت و در آمریکا بازی میکرد. درباره قطریها و بازیکنان خارجی این تیم واقعیتهای دیگری وجود دارد. آنها در همه رشتهها به بازیکنان غیر آسیایی تابعیت میدهند. دوومیدانی و وزنهبرداری نمونهاش. پس مختص بسکتبال نیست. حال در بسکتبال بازیکنانی از مالی و سودان و سومالی چه تاثیری به حال بسکتبال ما دارد؟ مگر تاکنون قطر را با همین آفریقاییها نبردهایم؟ بزرگنمایی تابعیت دادن غیرآسیاییها تبعات خوبی ندارد و ممکن است تمرکز بازیکنان ما را بر هم بزند. حتی اعتراض به فیبا آن طور که شنیده میشود تاثیری نخواهد داشت. اولا رئیس فدراسیون جهانی یا رئیس هر منطقهای از بسکتبال دنیا تنها یک سخنگوست و پست تشریفاتی دارد. امور اصلی را دبیرکل تعیین میکند. ثانیا تصمیمات مرتبط با این امور بر عهده کمیته اجرایی است. در فدراسیون جهانی بسکتبال 26 نفر اعضای این کمیته هستند و رئیس فدراسیون نمیتواند سلیقه خودش را اعمال کند. بنابراین تصمیمی که درباره تابعیت دادن به بازیکنان خارجی گرفته شده اینگونه نیست که بلافاصله با اعتراض یک کشور ملغی شود. افرادی مثل زوران راددویچ که این سوی مرز هم دوستانی به سبک و سیاق خودش دارد، به هرحال برخی منافع را در تابعیت دادن به بازیکنان خارجی در نظر دارد و تا این منافع پابرجاست تابعیتهای جدید هم جزو قراردادهای جدانشدنی در فیبا خواهد بود.
جدایی کاپیتان از مهرام
هرچند هفته گذشته مصطفی هاشمی، سرمربی تیم مهرام در گفتگو با «جامجم» انتقال صمدنیکخواه بهرامی را به تیم دیگر منوط به تصمیم کاپیتان تیم ملی گذاشت، اما خروج او از مهرام، هاشمی را آزرده کرده است، چون همه میدانند هاشمی علاقه شدیدی به نوع بازی صمد دارد. بازیکن فصل گذشته تیمهای شوله فرانسه و مهرام تهران با باشگاه صبامهر به توافق رسید. او در شرایطی به صبامهر میرود که این تیم به احتمال فراوان سامان ویسی را به دلیل عمل جراحی از دست داده است. احتمال جدایی حامد آفاق دیگر بازیکن ملیپوش تیم صبا نیز قوت گرفته است. بسکتبال ایران تا سالهای سال نامهایی چون صمد و مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی، حامد آفاق، حامد حدادی، مهدی کامرانی، جواد داوری، سامان ویسی و... را فراموش نمیکند.
این بازیکنان تاثیرگذاری زیادی در بسکتبال امروز ایران داشتهاند و با جرات باید گفت؛ بخش مهمی از موفقیتهای تیم ملی و باشگاهی در گرو بازیهای این بازیکنان بوده است. سامان ویسی، یکی از همین نفرات است. او را باید بدشانسترین عضو این گروه دانست که حقش را از بسکتبال نگرفت آن هم در عین شایستگی. سامان در چین تایپه مصدوم بود و نتوانست خوب بازی کند و با منطق خودش از ماتیچ رخصت گرفت و به این ترتیب از تیم ملی جدا شد. او بزودی قصد جراحی پای آسیب دیدهاش را دارد تا بلکه زودتر به تیم ملی بازگردد. صمد نیکخواه بهرامی درباره ویسی میگوید: حیف شد او را از دست دادیم. آنها 2 دوست خیلی خوب هستند و از تیم جوانان تا بزرگسالان با هم بازی کردند بنابراین صمد حق دارد بگوید تجربه سامان، کمک حالمان بود. کاپیتان تیم ملی قبل از بازیهای ملتهای آسیا گفته بود حاضر است با یک پیشنهاد خوب، مهرام را ترک کند. او در مهرام علاوه بر توجه هاشمی، ازحمایت مدیر باشگاه هم برخوردار بود با این حال، کسی نمیتواند براحتی قبول کند که صمد، مهرام را ترک کرده است آن هم با همه حمایتها.
مربیان بسکتبال؛ چرا میآیند؟ چرا میروند؟
بهرام رمضان از تیم جوانان ایران کنار گذاشته شد. این خبر جدیدی نیست اما هفته گذشته، بالاخره فدراسیون کادر جدید را معرفی کرد که در آن نام رمضان دیده نمیشود. متاسفانه رفت و آمد مربیان در آزادی به اندازهای زیاد شده که آمار مربیان کنار گذاشته شده از تیمهای ملی از حد معمول و متعارف خارج شده است. سال 2006 تیم جوانان ایران بیش از 10 مربی عوض کرده بود و در آخر تیم به اونیکا رسید. سال 2008 تغییرات به قدری بود که تیم شایسته ایران نتوانست در جهان به حقش برسد. در تیم ملی بزرگسالان هم تغییرات زیادی دیدهایم. ترایکوویچ، بوسنیاک، اونیکا و ترومن. اما روی سخن با تیمهای پایه است. رمضان 3 سال برای جوانان فعلی زحمت کشید و بدون انجام مسابقه از تیم کنار گذاشته شد. آیا در وظایفش کوتاهی کرده است؟ اگر چنین است چرا پس از 3 سال به این نتیجه رسیدهاید و تاکنون کسی نبود که درباره کار رمضان تشخیص درستی داشته باشد. آیا یک مربی به اندازهای که فرصت دارد نباید توانایی فنی خود را اثبات کند؟ به رمضان در چه مسابقاتی فرصت داده شد؟ او مربیای با 20 سال سابقه کار در تیمهای پایه است. در هفته گذشته محسن صادقزاده جایگرین رمضان شد که تاکنون تیم پایه نداشته است.
مهمترین دوره فعالیت صادقزاده در تیم جوانان بازمیگردد به سال 2002 که برای مدت کوتاهی مربی جوانان شد و بلافاصله با انصرافش تیم در اختیار محمد ایزدپناه قرار گرفت. فدراسیون بسکتبال از سال2004 در کادر فنی تیمهای جوانان ایران 2 نام را مرتب تکرار میکند؛ امیرآقاجان و رضا نوری. نوری معمولا در لحظههای آخر وارد تیمها میشود. او در ماههای آخر اردوی تیم جوانان2006 آمد و در کنار اونیکا هفتم آسیا شد. نوری در تیم 2008 بعد از 2 سال از تشکیل این تیم آمد و یک سال بعد، کمک نبوشا شد تا قهرمانی آسیا را تجربه کند. امیر آقاجان در بسکتبال اصفهان زحمت کشیده و بازیکنان زیادی به تیمهای پایه معرفی کرده است.او چندی پیش با تیم 3 به3 ایران از قهرمانی این تیم در سال 2007 دفاع نکرد. سوال اینجاست مگر مربیان دیگر در این بسکتبال کار نمیکنند؟ چرا به دیگران فرصت لازم داده نمیشود؟ دلیل تغییرات فراوان در کادر فنی تیمهای متعدد ملی چیست؟
محمد رضاپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم