در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن روزها تا دلتان بخواهد، خبر بود که میرسید، ما که نمیفهمیدیم و سرگرم بازیهای خودمان بودیم، اما خیلی از نامها را میشنیدیم، ته ذهنمان این نامها میماند تا با ما بزرگ شوند و سالهای سال بعد، تازه بفهمیم چرا این نامها اینقدر مهم بودهاند، چرا وقتی گوینده خبر اطلاعیه امام (ره) را به مناسبت شهادت چمران میخواند، همه خانواده ماتمزده بودند. انگار برادر یا پدرشان را از دست داده بودند. چرخ روزگار اما باید میچرخید، مثل همیشه تقویمها باید ورق میخوردند و ما باید بزرگ میشدیم.
خیلی از هم بازی های آن وقتهایمان اما، زیر آوار جا ماندند. ما بزرگ شدیم، خواندیم، نوشتیم و بعد تازه فهمیدیم 31 خرداد 1360 چه اتفاق افتاده که امام(ره) آن اطلاعیه تاریخی را نوشته است: «هنر آن است که بیهیاهوهای سیاسی و خودنماییهای شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست.او [چمران] در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت.» تازه فهمیدیم چمران چه کسی بوده، چه سالی به دنیا آمده و از چه زمانی با مبارزه آشنا شده و تمام عمرش را در چه راهی گذرانده است.
هر چه قدر بزرگتر شدیم، چمران برای ما بیشتر اسطوره شد، با آن سیمای منحصر به فردش با آن آرامشی که (در همه عکسهای بر جا مانده از او) در صورتش موج میزند. چمران برای نسل ما یک اسطوره بود، هست و خواهد ماند، حالا پس از 28 سال وقتی به 31 خرداد میرسیم تازه مثل آن سالها، همانطور که دل بزرگترها میگرفت، دلمان میگیرد، چمران یکی از اسطورههای نسل ماست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: