گفتگو با علی آذری درباره نقش و جایگاه نویسنده رادیویی در رسانه شنیداری
از چرخش قلم یک نویسنده رادیویی و آنچه که از ذهن فعال و پویای او بر صفحه منتقل می شود ، اثری به دست می آید که تفاوت های آشکاری با دیگر دست نوشته های هنری دارد.
کد خبر: ۲۵۷۳۴
او که قدر مسلم قابلیت های ذاتی دارد و از خرمن فضل و تجربه استادان نویسندگی در رادیو خوشه ها چیده است با فکر آرمانی اش سعی می کند از ابتدا ، مخاطب و شنونده صمیمی اش را در نظر بیاورد. از این رو وی نوشته هایش را دوست دارد و مخاطبانش را دوست دارد و به کارش عشق می ورزد؛ اما با تمامی این سخنها، نویسندگی در رادیو هنوز جایگاه خاص و حتی والای خود را پیدا نکرده است . حتی اگر بگوییم در ارزیابی این شغل در رادیو ، شغلی به نام نویسنده رادیویی وجود ندارد یعنی رسمیتی برای این شغل متصور نیست شاید موجب حیرت گردد. با این توصیف ، وقتی شغلی رسمیت نداشته باشد به تبع آن برخورد با این شغل ، معیارهای مرتبط با آن ، سیاستگذاری ها و بسیاری از مسائل دیگر فاقد استاندارد یا بهتر بگوییم همان معیار خواهند شد. به این نکته نیز باید توجه داشت که نگارش رادیویی که جزو فنی ترین دست نوشته ها محسوب می شود هیچ وقت قابل استناد نیست و با تاسف باید اذعان داشت که ماندگاری نیز نخواهد داشت . این مقوله شباهت هایی با فیلمنامه سینمایی دارد که می تواند به این بحث برای روشنگری هر چه بیشتر کمک کند. فیلمنامه سینمایی یا تصویرنامه یا متن تلویزیونی وقتی کامل می شود و نگارش آن به اتمام می رسد ، بازهم به عنوان یک کار هنری محسوب نمی شود. در واقع تا این دست نوشته ها به زبان سینما یا تلویزیون برگردانده نشوند، این حکم برای آنها محفوظ است . نمایشنامه این گونه نیست . یک نمایشنامه آماده چه روی صحنه برود و چه در یک کمد خاک بخورد، یک اثر هنری مستقل محسوب می شود. برای نمایشنامه رادیویی نیز چنین تعریفی می توان متصور بود؛ اما برای یک متن رادیویی و نویسنده هنرمند آن متن ، این تعریف صدق نمی کند. یعنی اثر او کاری هنری نیست . باتوجه به توضیحات مذکور توجه خوانندگان را به گفتگوی ذیل با علی آذری (سردبیر و تهیه کننده برنامه های رادیویی) جلب می کنیم. نقش نویسنده رادیو را چه چیزهایی تعیین می کند؛
در واقع مجری طرح سردبیر است که یک افقی را برای برنامه اش مشخص می کند و بعد از آن نویسنده به سفارش او شروع به نوشتن می کند و البته نویسنده باید به صورت نظری آموزش هایی را دیده باشد. از جمله این که ساختار برنامه مثل ساده یا ترکیبی و نمایشی بودنش را بشناسد که در این صورت امکان عمل او در هر کدام متفاوت است . عنصر تعیین کننده دیگر مخاطب است . جنس ، سن و تحصیلات او، یکی دیگر از عناصر چارچوب موضوعی است که مختصات نویسندگی رادیو را ترمیم می کند. نویسنده رادیو چقدر از خودش پیام دارد و چقدر می تواند اقتباس کند؛ نویسندگی در رادیو را نوعی تالیف می دانیم . در واقع از خود نوشتن نیست مگر در بعضی از برنامه ها که قالب داستانی و روایی دارند. نویسنده رادیو از دنیای تجربیات و دانش دیگران استفاده می کند و با ذوق و سلیقه خودش کنار هم می چیند. در حالی که در ارتباط دادن موضوعات نیز خودش حرفی برای گفتن دارد. برای شکل دادن ، اوج و فرود دادن ، زیبا کردن نوشتار، او بالاخره پیکره ای می تراشد که در انواع مختلف نوشته های رادیویی شمایلی متفاوت دارد. نویسنده رادیو آثار مطالعاتی خویش را در زمینه های مختلف در قالب نوشته ای پیاده می کند که این قالب نوشته شده مثل یک کتاب تحقیقی یا یک نوشته رادیویی تحقیقی نیست ؛ ولی پشتوانه اش تالیفی است و فردی که برنامه را گوش می دهد، متوجه می شود که این برنامه زاییده یک فکر نیست . افکار مختلفی پشت آن وجود دارد و در حقیقت نویسنده انتقال دهنده آنها بوده است. ذکر ماخذ در نوشته های رادیویی چگونه است؛
ما شیوه تایید شده ای در رادیو درباره ذکر ماخذ نداریم . بسیاری از برنامه ها اطلاعات را از منابع مختلف دریافت می کنند. بدون این که ذکر منابع را نقل کنند؛ البته در رادیو با توجه به شکلی که برای متن رادیویی تعیین شده است ، ذکر ماخذ به نحوی دیگر صورت می گیرد. مثلا جایی ذکر ماخذ ساختمان متن را به هم می ریزد و نباید نقل قول مستقیم کرد ، از طرفی نویسنده می خواهد اطمینان و اعتماد شنونده را جلب کند. در این زمینه باید پشتوانه تحقیقی اش را بالا ببرد. یعنی با استناد به نظرات گوناگون متنی را تنظیم کرده باشد تا امکان اشتباه نباشد. در بخش دوم با توجه به این که ساختار برنامه تحقیقی و ترکیبی با یک گفتگوی معمولی است ، می توان منابع را در میان متن یا آخر متن آورد. برای کسانی که می خواهند موضوع را به طور وسیع تری دنبال کنند در وجهی دیگر مثل برنامه های نمایش یا زبان شعری و کودکانه که ممکن است به منابع مختلف رجوع شود، ذکر منابع ضروری و لازم نیست.