درباره ادبیات سینمایی در نشریات

مطبوعات و آش کشک سینما

این روزها اگر به هر نشریه‌ای اعم از روزنامه یا مجله سر بزنید، ولو آن که موضوع اصلی‌اش مبحثی جدا از سینما باشد ( مثلا سیاست یا ادبیات یا سلامت یا فلسفه و...) بندرت پیش می‌آید که صفحه یا ستونی درباره سینما و یا تلویزیون نداشته باشد. انگار امروزه نوشتن درباره این موضوع، جزئی بدیهی از ادبیات ژورنالیستی حتی در اشکال تخصصی دیگر موضوعات شده است. جالب اینجاست که چنین وضعیتی یکی دو دهه است که شکل گرفته و تا پیش از آن اغلب نشریات توجه جدی و فراگیر به این مسائل نداشتند، مگر مجلاتی که عامه‌پسند بودند و از این پدیده‌ها مقصودی صرفا ابزاری و درحدی نازل را دنبال می‌کردند که البته با توجه به جو و حال و هوای سال‌های نخستین انقلاب اسلامی، چنین رویکردی نیز خیلی رقیق و کمرنگ به نظر می‌رسید. در هر حال سینما و تلویزیون با هر رویکرد و هدف و انگاره‌ای، همواره جایگاهی در صفحات نشریات داشته است و البته امروزه این جایگاه بشدت پررنگ شده است و باید دید آیا به همان نسبت جدی و مفید است یا خیر.
کد خبر: ۲۵۰۴۸۷

سینما از چه زمان وارد ساحت مطبوعات شد؟ این پرسشی است که پاسخ به آن نیاز به سیری اجمالی در تاریخ دارد. نوشتن درباره سینما با مقالات و نقدهای سینمایی آغاز نشد، بلکه خاطره‌نویسی و سفرنامه و گزارش‌های تبلیغی اولین جوهر قلم را در این باب به روی کاغذ آورد، هر چند در یکی از سفرنامه‌های مظفرالدین شاه در ذی‌الحجه سال 1317 ه .ق می‌خوانیم: «‌... عکس سینموفتگراف را به آن پرده بزرگ انداختند. خیلی تماشا دادند، منجمله مسافرین آفریقا و عربستان را که در صحرای آفریقا با شتر راه می‌پیمایند که خیلی دیدنی بود. دیگر اکسپوزیسیون و کوچه متحرک و رودخانه سن و رفتن کشتی از رودخانه و شناوری و آب بازی مردم و انواع چیزهای دیگر دیده شد که خیلی تماشا داشت...» پس از آن مقالات دیگر که در ارتباط با سینما بود، عمدتا در ذیل گفتمان مربوط به ترقی و پیشرفت جامعه قرار می‌گرفت که متاثر از فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه و تحولات مربوط بود و سینما نیز عمدتا و غالبا به مثابه یکی از ابزار این ترقی مورد توجه واقع می‌شد و نه به عنوان یک بیان هنری.

اما رفته رفته، فضا برای توجه تخصصی‌تر به سینما فراهم شد. اولین نشریه سینمای ایران با نام مجله سینما و نمایشات در سال 1309 (درست در همان سال تولید فیلم آبی و رابی به‌عنوان اولین فیلم ایرانی) منتشر شد. گردانندگان این نشریه هدف از طبع آن را یاری رسانی به صنعت سینما در ایران عنوان کرده بودند و اگر چه عمرش به 2 شماره بیشتر به درازا نکشید، ولی با توجه به میزان بینش مردمان آن زمان کم و بیش اطلاع رسانی مفیدی را انجام داد. 13 سال بعد دومین نشریه سینمایی با نام هولیوود منتشر شد که وابسته به کانونی به همین نام بود و البته بیش از آن که در خدمت اعتلای سینمای کشور باشد، در پی آوازه‌گری برای فرهنگ آمریکایی در قالب تقدیس آثار ‌هالیوودی (یا به تعبیر آن زمان هولیوودی) (!) بود، آن هم در شکل و شمایلی عامیانه به نحوی که بیش از آن که به جریان‌های درست سینمایی همان‌ هالیوود بپردازد به دنبال تحسین شمایل و اندام بازیگرانش می‌گشت. (در کل دوران حیات 26 شماره‌ای این نشریه تنها 2 بار از کارگردان جماعت نام برده می‌شود یک بار هیچکاک و بار دیگر هم سام وود) اما در دهه 1330 بار دیگر سینما در نشریات مطرح شد و در اولین سال این دهه مجله عالم هنر روی پیشخوان دکه‌های مطبوعاتی نشست. شاید بتوان گفت اولین مجله سینمایی جدی در ایران  جدی البته واژه‌ای نسبی است و در تناسب با نوع فرهنگ آن روزگار به کار می‌رود وگرنه در قیاس با زمان کنونی چندان هم جدی نیست  همین نشریه بود که اولین نوشته‌های دکتر هوشنگ کاووسی هم در آن پیدا می‌شود. پس از آن نشریات دیگر هم متولد شدند: جهان سینما، سینما و تئاتر و ستاره سینما. در دوره دوم نشریه اخیر، جرقه‌هایی از اولین جبهه مخالف فیلمفارسی نمودار شد. هژیر داریوش و پرویز دوایی و هوشنگ بهارلو و پرویز نوری و کیومرث وجدانی از جمله منتقدانی بودند که برای اولین بار نوشته‌هایی تحلیلی و انتقادی را با رعایت استانداردها و شناسه‌های درست سینمایی به مخاطب نشان دادند و به عبارت دیگر نقد به معنای صحیح کلمه را در این نشریه ارائه کردند.

این مجله البته در طول حیات نسبتا طولانی‌اش فراز و نشیب بسیاری را طی کرد و بسته به حال و هوای جامعه و نیز نوع مدیریت و دیدگاه سردبیران مختلفش، زمانی بشدت نخبه‌گرا بود و گاه تجاری. در کنار اینها تا زمان انقلاب اسلامی ‌مجلات فراوانی منتشر شد که صبغه سینمایی داشتند: سینما، فیلم‌ها و پرده‌ها، ایران فیلم، مولن روژ، فیلم و زندگی، فیلم وهنر، مجله جیبی، مد و سینما، پست تهران و...

تولد پرحرارت‌ترین مجله سینمایی

وقوع انقلاب اسلامی‌ به عنوان حرکتی فراگیر که بنا به ماهیت سیاسی  اجتماعی‌اش‌خواهان تغییر در تمام مناسبات موجود بود، خواه ناخواه سینما و نشریات مربوط به آن را هم در معرض توفان قرار داد. تمام نشریات سینمایی قبل از انقلاب، بعد از درآوردن چند شماره معدود در دوران نوین، تعطیل شدند چرا که در آن بحبوحه، فضای ایدئولوژیک جای چندانی برای تداوم سیاست‌های گذشته نبود. تصویر 58 اولین نشریه سینمایی بعد از انقلاب بود که تا سال 1361 انتشارش ادامه پیدا کرد و عنوان مجله هم به تناسب سال‌ها عوض می‌شد. این مجله رویکردی انتقادی به سینمای گذشته داشت، اما به نظر می‌رسید بلاتکلیفی وضعیت سینما در آن سال‌های پرالتهاب، تاثیرش را بر سیاست‌های این نشریه نیز گذاشته بود. پس از آن چندین جنگ و مجموعه مطبوعاتی مانند دفترهای سینما، پیام سینما، فصلنامه محراب و سینمای نوین چاپ شدند که حالتی مقطعی داشتند تا این که در تیرماه 1361 کتابی به نام سینما در ویدئو منتشر شد که عمده رویکردش معرفی فیلم‌های مجاز ویدئویی در ویدئوکلوب‌‌های آن زمان بود. این مورد اخیر نیز قالب گاهنامه داشت، اما در چهارمین شماره‌اش تغییر شکل داد و با عنوان ماهنامه فیلم عرضه شد.

برخی مطبوعات فارغ از هر هویتی ملغمه‌ای از نوشته‌های سینمایی را چاشنی کار خود می‌کنند

شاید در آن گرمای میانه تابستان سال 1362 هیچ یک از گردانندگان جوان آن نشریه کوچک نمی‌دانستند که فرجام کارشان، در روزگاران آینده تبدیل به پرحرارت‌ترین نشریه سینمایی کشور خواهد شد و به عنوان یک مرجع قابل اطمینان سینمایی و یک نهاد تاثیرگذار در اعتلای سینمای ایران و مناسبات مربوط به آن و یک پرورش‌دهنده جدی نسل‌های مختلف نقدنویسان و تحلیلگران سینمایی و یک معرف قدرتمند سینمای ایران به محافل خارج از کشور و... جایگاهی منحصر به فرد را در مجموعه ادبیات سینمایی و مطبوعاتی ایران به خود اختصاص خواهد داد. نقش ماهنامه سینمایی فیلم که بزودی چهارصدمین شماره‌اش منتشر خواهد شد، ویژگی‌هایی پرگستره دارد و بررسی آن محملی فراتر از چند خط در یک گزارش ساده می‌طلبد. موفقیت ماهنامه فیلم رفته‌رفته راه را برای حضور تدریجی دیگر نشریات تخصصی سینما هموار کرد: فصلنامه فارابی، فرهنگ و سینما، گزارش فیلم، هفته نامه سینما، فیلم و سینما، دنیای تصویر و... تا امروز که انواع و اقسام نشریات سینمای روی پیشخوان کیوسک‌های مطبوعاتی جلوه‌گری می‌کنند و حتی از چند سال پیش هم یک روزنامه سینمایی ( بانی فیلم) به مجموعه‌شان افزوده شده است؛ البته این جدا از اغلب روزنامه‌هایی است که حداقل یک صفحه خود را به سینما یا تلویزیون اختصاص می‌دهند. این روند از اواخر دهه 1360 آغاز شد و روزنامه ابرار مبدع آن بود.

ستون سینمایی نیازمند است

اما اکنون اوضاع و احوال ادبیات سینمایی کشور در مطبوعات ما چگونه است؟ قطعا چنین پرسشی نیاز به یک بررسی تحلیلی و فراگیر دارد که حوصله اش فراتر از نوشتار شتابزده کنونی است؛ اما در یک نگاه گذرا می‌توان سینما را در 3 عرصه مطبوعاتی دنبال کرد: نخست نشریات تخصصی، دوم روزنامه‌ها و مجلات عمومی و سوم زردنامه‌هایی که با توسل به سطحی‌ترین نمودهای سینما روزگار می‌گذرانند. موارد اول که به هر حال قرار است با تاکید بر جنبه‌های فنی و تحلیلی سینما به بررسی آن بنشینند. به نظر می‌رسد کیفیت این نشریات در یک رده همسان با یکدیگر قرار نمی‌گیرد و برخی از عنوان تخصصی تنها نامش را روی شناسنامه خود گذاشته‌اند. بحث تخصصی بودن درباره بسیاری از این نشریات، موقعیتی مخدوش دارد. نشریاتی مانند فیلم نگار که قرار است جنبه‌ای فنی مانند فیلمنامه‌نویسی را مد نظر داشته باشند و یا ماهنامه فیلم که اعتبار تاریخی  موقعیتی در این باب دارد یا برخی مجلات دیگر که به تناسب ادوار پرونده‌هایی ویژه و تحلیلی را در زمینه‌های گوناگون سینمایی می‌گشایند یا نقدهایی پرمایه و استاندارد روی آثار سینمایی ارائه می‌کنند، صدالبته حساب‌شان جداست، اما مطبوعاتی دیگر هم هستند که فارغ از هر هویتی ویژه، ملغمه‌ای از اخبار و نقد و گزارش هستند بی‌آن‌که تاثیر و تاثری را در این حوزه بگذارند؛ در حالی که بجز چندین مورد معدود، عموم نویسندگان سینمایی نوشته‌هایی درخور ندارند و حتی این حس برای بسیاری از صاحب‌نظران شکل گرفته است که در قیاس با یکی دو دهه پیش سطح نقد و تحلیل سینمایی بشدت افت کرده است. این انگاره، بحثی است که نیاز به تحلیلی جدی و مفصل دارد و براحتی نمی‌توان به رد یا اثباتش نائل شد، ولی به نظر می‌رسد آنچه در خلق این فرضیه نقش داشته است، بیش از هر چیز مربوط به تکثر کنونی حاکم بر فضای رسانه‌هاست که قاعدتا نویسنده و خبرنگار و تحلیلگر بیشتری در قیاس با سال‌های قبل می‌طلبد و همین مساله منجر به شکل‌گیری وضعیتی شده است که اگرچه سطح وسیع‌تری را به خود اختصاص داده است، ولی در عین حال عمق کمتری را کندوکاو می‌کند.

به هر حال این موضوع را به مجالی دیگر برای بررسی بیشتر موکول می‌کنیم و سراغ حوزه دیگر مطبوعات یعنی روزنامه‌ها می‌رویم. روزنامه‌های عمومی‌به نظر می‌رسد کارویژه اصلی‌شان در این زمینه باید در حد ارائه اخبار سینمایی و در نهایت چند فقره تحلیل در باب مناسبات روز باشد ولی چند سالی است که این روند در برخی روزنامه‌ها  بخصوص برخی روزنامه‌های منسوب به اصلاحگرایان  جای خود را به مقالات بلند و طولانی و تحلیلی که بیشتر مناسب درج در یک جایگاه تخصصی است تا عمومی‌ داده است. این قضیه شاید ظاهر موجه داشته باشد و مثلا اعتبار آن روزنامه را نشان دهد ولی در عمق خود، به دلیل ماهیتی ذاتی که به هر حال روزنامه‌ها دارند و فراتر از یکی دو روز اعتباری اساسی نخواهند داشت، در عمل اجحاف به آن متن و موضوع مورد بحث است. در این میان نشریات زرد از آن سوی بام فروغلتیده‌اند و با پیش کشیدن مباحثی مانند مسائل خانوادگی بازیگران یا ذوق غذایی‌شان و یا سلیقه پوشاکی و اتومبیلی و غیره‌شان، فضایی بشدت نازل را رقم زده‌اند که البته شاید نیاز سطحی بسیاری از مخاطبان ساده پسند را ارضا کند ولی در درازمدت ضربه‌هایی جدی به سطح بینش و سلیقه سینمایی و به طور کلی فرهنگی مخاطبان سینما و مطبوعات وارد خواهند ساخت.

حالا پرسش اصلی این است که به رغم این همه وفور مطالب سینمایی در نشریات تخصصی، عمومی‌ و زرد، مخاطب سینمای ایران تا چه حد واجد فرهنگ بالا و جدی سینمایی شده است؟ آیا پاسخ نه چندان شیرینی که در بطن استقبال‌های وسیع از برخی آثار اکران نوروزی امسال به این پرسش وجود دارد، می‌تواند برای همه ما نویسندگان سینمایی تلنگری جدی باشد؟

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها