در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
و اما از آنجا که آدم فقیر بیچاره فقط گوششه که بدهکار نیست و از آنجا که تا این آدمیزاد شیر خام خورده سر مشکو نگیره نمیفهمه چه جوری کره میده، لذا آخرالامر از مجبوری، به زن بابا میگه خاله حوری و در تشکیلاتی که اساس آن اطاعت کورکورانه باشد اگر بگن ماس سیاس باید بگه حق با شماس. اون وقت سزاواره که هی به زمین و زمان بد و بیراه بگه که «بختم بخت نبید.» در حالی که نقل این صحبتها نیست. آدمیزاد به جای بدو بیراه گفتن به زمین و زمان، باید کلاهش را قاضی کند و حرف را هفت دفعه قورت بدهد و بعد بزند. نه اینکه همینجوری یک سنگی بیندازد و یک چیزی بگوید که صد تا عاقل نتوانند بفهمند: «توحید، نمود خارجی جنگ سراسری و دائمی موجودات برای حل تضادها و راه یافتن به تکامل برتر و بالاتر» است.
وقتی کسی یکمرتبه و بدون مقدمه از ولایت به شهر بیاید و هنوز پایش به شهر نرسیده در عنفوان جوانی که چه عرض کنم در روزگار صباوت، بدون آنکه دلیل واهی داشته باشد و مطالعه چندانی کرده باشد، قرآن تفسیر کند، همان شود که افتد و دانی؛ و باز هم عجیبترین و تندترین برداشتها از عرفانیترین سورههای قرآن به زعم گروه فرقان: «در داستان یوسف، گرگ به معنای ضد انقلاب گرفته شده که حضرت یعقوب، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی آنها فرستاده است» بماند که در این تفسیر سراپا تقصیر هیچ اشارهای به نقش زلیخا نشده است!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: