در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیدگاه دوم میگوید جذب بیشتر این نفرات خارجی کاری مفید و بایسته بوده زیرا به لحاظ فنی از بازیکنان ما سر هستند و به تبع آن چیزهایی برای یاد دادن به ما دارند و وجودشان مفید واقع خواهد شد.
محمد علیآبادی، رئیس سازمان تربیت بدنی بظاهر از کسانی است که بیشتر به نگرش اول اعتقاد دارد و حتی از فدراسیون فوتبال خواسته است به طور اکید و جدی از به کارگیری بازیکنان متوسط و عادی خارجی توسط باشگاهها جلوگیری کند زیرا به عنوان حافظ منافع فوتبال کشور، این مساله از شرح وظایفش است ، متاسفانه آمدن بازیکنانی مثل دی کارموی برزیلی به ایران که تبدیل به ضعیفترین عضو پرسپولیس و اسباب تمسخر دیگران شد یا پیش از وی جذب یکی دو خارجی متوسط به استقلال ذهنیت بدی را نسبت به خارجیها در فوتبال کشورمان به وجود آورده و خیلیها به این باور رسیدهاند که حضور خارجیها در لیگ ما بیشتر مضر بوده است تا مفید.
حقیقت این است که اکثر خارجیهای جذب شده به لیگ ایران اگر ضعیفتر از ایرانیها نباشند، قویتر هم نیستند بنابر این بهرههای آموزشی آنها اندک است. حضور آنها در میدان به معنای محدود شدن شرکت ایرانیها در لیگهای کشور و بویژه لیگ برتر بوده و بدیهی است وقتی نفرات جوان ما به اندازه کافی میدان نبینند و به صحنه نیایند، رشد نخواهند کرد و در آن صورت فوتبال ما در ابعاد بینالمللی به اهدافش نخواهد رسید.
نمونههای مثبت
همه اینها به معنای ضعیف بودن تمامی فوتبالیستهای خارجی شاغل در لیگ ایران در حال حاضر نیست. فابیو جان واریو، هافبک خلاق استقلال تهران، کاسترو مهاجم تیزهوش ذوب آهن، اشپتیم آرفی مهاجم آلبانیانی پیام خراسان و پائولو زالترون مهاجم و ادینیو هافبک تهاجمی مس کرمان نمونه خارجیهایی هستند که به لیگ برتر گام نهاده و قدری بهتر از ایرانیها عمل کردهاند.شاید این ارزشگذاری به طور تام و تمام شامل حال ابراهیم توره و فرانک آتسو از پرسپولیس نشود، اما عماد رضایعراقی چند سالی است که در فوتبال ما میدرخشد و بهرههای عیسی ترائوره، مهاجم سایپا و عضو سابق پاس و پرسپولیس کم نبوده و عرفان اولروم یک سال آقای گل لیگ شد و ....
قابل تعمق
با این حال معنای حضور پرشمار خارجیهای متوسط در لیگ ایران هم قابل تعمق است و نمیتوان آن را انکار کرد و ضررها در برخی موارد زیاد بوده است.
یک وجه مهم در مورد دروازهبانهای فوتبال کشورمان بوده است که هم توجه نکردن کافی به آنها و ضعفهای آموزشی خودمان و هم رویکرد به تعدادی خارجی برای این پست در تیمهای باشگاهیمان، ضعفهای موجود در این رشته را به حدی رساند که فدراسیون مدتی است قانون منع جذب دروازهبانان خارجی را وضع کرده و اگر میبینید برخی تیمها مثل صبا و فولاد هنوز سنگربان ثابتشان خارجی است، به این سبب است که به باشگاهها اجازه داده شده تا پایان مدت قرارداد فیمابین از آنها استفاده کنند. گرچه اجازه تمدید آن را ندارند و با این حساب نزدیک است که امثال تولیا هم بروند و لیگ ایران لااقل درون دروازههای خود خارجی نداشته باشد.
از قضا پست دروازهبانی به رغم کار تقریبا خوب کاسپاروف ارمنستانی در پاس و سپس راهآهن یا نمایشهای قابل قبول سنگربانان خارجی برق شیراز، صبا و ذوبآهن (عیسی اندوی) صرفنظر از آرمناک پطروسیان دروازهبان سابق سپاهان هیچگاه شاهد حضور یک خارجی برجسته و انکارناپذیر در لیگ داخلی نبوده و حتی برای کاسپاروف، هیل و اندوی جانشینان ایرانی خوب وجود داشتهاند. شاید استمرار در استفاده از نفرات فوق و عادت کردن باشگاههای بهرهگیرنده از آنها باعث شده باشد که آنها دست از رویکرد به داخلیها بردارند و به روال موجود ادامه بدهند. چون در غیر این صورت کیفیت کار هیچیک از این نفرات به حدی نمیرسیده که سایهای قابل توجه بر داخلیها بیندازد.
طرح ممنوعیت استفاده از دروازهبانان خارجی فقط زمانی در دستور کار فدراسیون قرار گرفت که بابت سکون و نزول سنگربانان داخلی احساس نگرانی شدید شد و بجز سیدمهدی رحمتی فردی درجه اول را برای عرضه به میدانهای بینالمللی نزد خود نیافتیم.
در نتیجه باید پرسید چه زمانی احساسی مشابه برای دیگر خطوط سه گانه در دلها خانه خواهد کرد؟ آیا باور نداریم قاطبه و بیشتر خارجیهای جذب شده به لیگ فوتبال ما چیز خاصی برای عرضه به فوتبال ایران ندارند و فقط میدان و یک پست و به تبع آن یک شغل را از همتاهای ایرانی خود گرفتهاند؟ به یقین با قلت و محدودیت در حضور هر یک از نفرات بومی در مسابقهها از بالندگی فوتبال ایران و از نتایج مثبت آن در صحنههای ملی کاسته خواهد شد.
شاید ایوان پتروویچ هافبک چپ پای صربستانی که اینک عضو پرسپولیس است و پیشتر برای ابومسلم به میدان میآمد، چیزهایی برای ارائه به فوتبال کشورمان داشته باشد، اما حتی در مورد او هم تردیدهایی وجود دارد و میتوان پرسید رجحان وی بر همتاهای ایرانیاش به چه میزان میرسد.
آیا بیش از 10درصد است و اگر نیست آیا بهتر نیست از همان بومیها و نفرات خودی استفاده کنیم تا در معبر زمان و در کوران مسابقههای لیگ پخته شوند و به عناصر بهتری برای مسابقههای بینالمللی بدل شوند.
جمع متوسطها
نگرانیها درباره میدان دادن بیش از حد به خارجیها زمانی بیشتر میشود که میبینیم افول نسبی نسل مهدویکیا و هاشمیان و کمتر شدن شمار کوچ بهترینهای ما به اروپا و نتیجهگرایی صرف در لیگ داخلی باعث شده سطح بازی تیم ملی و بهتر بگوییم کلاس و درجه و کارایی بیشتر بازیکنان آن پایین بیاید.
در نتیجه بازیکنان کنونی تیم ملی در سطح اسلاف خود نباشند و شاید هیچگاه ظرف 15 سال اخیر اکثر نفرات تیم ملی تا این حد متوسط و معمولی نبوده باشند و این فرآیندهر چند در درجه اول محصول ضعف در امور آموزشی در باشگاهها و جدی نگرفتن کیفیت کار توسط آنهاست، اما زیاد شدن نسبی و تدریجی شمار خارجیهای متوسط شاغل در لیگ هم در این روند بیتاثیر نبوده است.
حال آن که نیاز اول (و نادیده گرفته شده) لیگ، جذب خارجیهای برتر و با کلاس یعنی متاعی بوده است که در لیگ ما کم تعداد و کمیاب است.
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: