ضرورت توجه به فرهنگ بومی در توسعه پایدار در گفتگو با دکتر طالع ماسوله

بازگشت به هویت ملی کلید حفظ محیط زیست

توسعه پایدار، موضوعی است که سال‌ها بر سر آن بحث و گفتگو شده است. مساله‌ای که اجرای آن در کشورهای در حال توسعه بسیار دور از ذهن شده است البته در بحث توسعه پایدار مطمئنا کشورهای در حال توسعه باید بیشتر و بهتر عمل کنند چون بیشتر در معرض خطر و تهدیدند، اما متاسفانه به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی این کشورها، طرح‌ها و برنامه‌ها در این حوزه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما باید بدانیم که توسعه پایدار نقش مهمی در جهان امروز بازی می‌کند.
کد خبر: ۲۴۸۲۴۰
جمعیت دنیا روز به روز بیشتر می‌شود، در نتیجه از منابع طبیعی و خدادادی هم روز به روز بیشتر استفاده می‌شود. انسان‌ها در حال تسخیر و تصاحب دنیا هستند؛‌ تصاحبی که با تخریب روزافزون دنیا همراه است. تخریب‌هایی جبران‌ناپذیر که کره زمین و طبعا خود انسان‌ها را به سوی نابودی سوق می‌دهد.

زمانی که بسیاری از اندیشمندان، آینده کره زمین را جز قحطی، خشکسالی، تخریب و نابودی ندیدند، در اواخر قرن بیستم موضوعی را به نام توسعه پایدار مطرح کردند. جمعیتی که در حال افزایش است توسعه نیاز دارد، اما این توسعه زمین را نابود می‌کند. بنابراین توسعه باید پایدار باشد تا بیش از این تخریب صورت نگیرد.

دکتر مرتضی طالع ماسوله، دکتری مدیریت توسعه از دانشگاه ژنو سوئیس ، در این خصوص دیدگاه‌های متفاوت را پیش‌ روی کارشناسان گذاشته است. دیدگاه‌ها و طرح‌هایی که اجرای آنها در کشورهای در حال توسعه‌ای همچون ایران، چندان مشکل نیست و فقط یک رویکرد و اندیشه دینی و ملی نیاز دارد.در گفتگویی با وی درباره ضرورت توجه به میراث ملی و فرهنگی در حفظ محیط زیست به بحث نشستیم .

تفکر توسعه پایدار از کجا و چگونه آغاز شد؟

وقتی در اواخر قرن بیستم اندیشمندان دیدند با وجود جمعیت رو به افزایش جهان، نیاز به توسعه وجود دارد با دو مشکل مواجه شدند: یکی توسعه و دیگری جلوگیری از تخریب بیشتر کره زمین. نتیجه این دو فکر منجر به ایجاد بحث توسعه پایدار شد. یعنی توسعه بدهیم، اما پایدار توسعه بدهیم، اما زمین خودمان را حفظ کنیم، اما منابع خدادادی را حفظ کنیم. از آن موقع بود که اولین بار در سال 1994 در سوئد (استکهلم)‌ اجلاسی به نام توسعه پایدار که در آن سران تمام کشورهای دنیا حضور داشتند، برگزار شد. نماینده ایران هم در این اجلاس شرکت کردند. قانون جدیدی هم در آنجا تصویب شد. توسعه پایدار زمانی می‌تواند انجام شود که تمام مسائل، هم توسعه و هم مسائل زیست محیطی، را در نظر بگیریم. ما نمی‌توانیم توسعه پایداری را به سرانجام برسانیم که فقط قوانین و مسائل توسعه را در نظر بگیرد، بلکه باید ضوابطی را ضمن توسعه پیش‌بینی کرده و در نظر بگیریم که محیط زیستمان کمتر تخریب شود. ضمن آن که از فکر و اندیشه و ابتکار انسان هم استفاده می‌کنیم.

در آن اجلاس مسوولیت این کار به سازمان محیط زیست کشورها واگذار شد. پس با توجه به این که دفاع و حمایت از محیط زیست بر عهده دولت است و دولت هم در هر کشوری وزارتخانه محیط زیست دارد، پس دنیا تصمیم گرفت که هر گونه کار توسعه‌ای باید توسط سازمان محیط زیست نظارت شود. اگر مثلا می‌خواهند مجتمعی در جایی بگیرند باید از سازمان محیط زیست تاییدیه بگیرند.

شما فکر می‌کنید برای رویارویی با مشکلات توسعه پایدار چه کار باید کرد؟

ببینید باید به توسعه با 3 نگاه پرداخت. یک نگاه، نگاهی به بنیان‌های فکری گذشته است. آن چیزی که در فرهنگ ایرانی است که مسلما با سایر کشورها فرق دارد. اگر کشوری مثل ایران می‌خواهد کار توسعه‌ای کند باید بازگردد به فرهنگ خودش، به معماری و هنر خودش و هویت واقعی خودش. مثلا ما در بنیان‌ها و فرهنگ گذشته خودمان مسائل و موارد زیادی در مورد حفظ محیط زیست داشتیم و داریم. در قرآن کریم داریم که ما در برابر حیوانات و گیاهان مسوولیم. این چیزی نیست که بیایند و در کنفرانس بین‌المللی سوئد مطرح کنند و در موردش تصمیم بگیرند. پس ما یک فرهنگ دینی و ملی غنی در مورد توسعه پایدار داریم. از طرفی یک موضوع دیگر هم برمی‌گردد به بنیان‌های فکری حال و نگاه دیگر بنیان‌های فکری آینده است.

بنیان‌های فکری حال برای آن است که بدانیم حالا در شرایطی که قرار گرفته‌ایم چه تصمیم درستی باید بگیریم که نه‌تنها در آینده مورد سرزنش قرار نگیریم بلکه مورد تشویق هم قرار بگیریم. پس با نگاه به گذشته‌مان و تکلیف‌هایی که برای ما تعیین شده بیاییم و امروز را بسازیم. از طرفی هم در نظر بگیریم که این برنامه‌هایی که الان در مورد توسعه پایدار انجام می‌دهیم، آیا آیندگان نیز به آن توسعه پایدار می‌گویند یا «توسعه تخریب»؟ می‌گویند پدران ما جاده ساختند، اما زمین ما را تخریب کردند.

پیامبر اسلام ص می‌فرمایند : «حتی اگر در حال موت هستی و نهالی در دست داری، قبل از موت آن نهال را بکار.»! این ارزش واقعی حفظ طبیعت و نعمت‌های خدادادی و طبیعی را نشان می‌دهد. چگونه می‌توانیم از کنار این سخنان و بنیان‌های باارزش گذشته به راحتی بگذریم و امروزه با این همه مشکل مواجه شویم، در حالی که جمعیت روز به روز در حال افزایش است و در سال 2010 با یک جمعیت 7 میلیاردی مواجه می‌شویم.

توسعه پایدار و حفظ محیط زیست چه جایگاهی در بنیان‌های فکری و فرهنگی گذشته ما داشته‌اند؟

اگر به گذشته خود نگاه کنیم یکی از محورهای زیبایی که در فرهنگ ایرانی بوده و همیشه هم به عنوان الگویی در نظر گرفته می‌شده است، شهرسازی‌های ما در کنار باغات بوده است. شما به محض این که شهرسازی را دارید آبادی و آبادانی را هم دارید.در تمام زبان‌های دنیا بگردید و ببینید که برای شهرسازی آیا از کلمه آب استفاده شده است؟ خیر. فقط در زبان فارسی است که از کلمه‌ آب برای شهرسازی استفاده شده است و کلمه آبادانی از کلمه آب می‌آید. مثلا در انگلیسی به آبادانی و روستا می‌گوییم Village و به آب می‌گوییم Water. ببینید فاصله دو کلمهWater و Village چقدر زیاد است؟

اما آب و آبادانی چطور؟

در فرهنگ ما ایرانی‌‌ها هر کار آبادانی که قرار بود انجام شود 2 چیز در نظر گرفته می‌شد: یکی این که آبادانی در کنار آب باشد، دوم این که به محض آن که تاسیس آبادانی آغاز شد، باغ‌ها را هم در کنار آنها توسعه می‌دادند. وقتی در دنیا و در تاریخ بحث باغ‌ها پیش می‌آید. یکی از محورهای اصلی مباحث تاریخی باغ،‌ باغهای ایرانی هستند. اگر شما نقشه تخت جمشید را نگاه کنید، در 2500 سال پیش باغ‌های زیبا با درخت‌های زیبایشان از بخش‌های اصلی این بنا است.

چرا آنها این کار را می‌کردند؟ این نشاندهنده چه نکتهای درباره انسان‌های دیروز و گذشته ماست؟

عشق به طبیعت، نیاز به طبیعت و از طرفی یکی از محورهای توسعه پایدار، این تفکر توسعه است. درست است که من به عنوان کوروش آمده‌ام و یک زمینی را اشغال کردم، خراب کردم، سنگ و کلوخ ریختم و کاخ درست کردم. ولی در کنار آن، بیشتر از آن فضایی که اشغال کردم برای کاخ، باغ ساختم. این یعنی‌‌ای آیندگان این درس را از من بگیرید و اگر بنایی ساختید و زمینی را تصاحب کردید در کنارش به طبیعت هم احترام بگذارید و اهمیت بدهید.

اگر به زمان الهه آب برگردیم تا برسیم به امروز، در تاریخمان این روند احترام به طبیعت را داشته‌ایم. در نظر بگیرید، پنجرههایی که ما در گذشته در معماری‌مان درست می‌کردیم، پنجره‌های مشبکی دایره‌ای شکل از چه چیزی نشات گرفته بودند؟ دایره در هنر نشانه آرامش و عرفان است، دایره نشانه چرخه حیات است. اگر از دور نگاه کنی شبیه یک خورشید است. می‌بینید این هم‌پیوندی تفکر انسانی را با موضوع تفکر احترام به طبیعت؟

کوروش وقتی دعا می‌کند می‌گوید خدایا ما را از چند چیز نجات بده: یکی از آنها قحطی است. می‌گوید خدایا اگر تو با من قهر کنی من آب نخواهم داشت،‌ غذا نخواهم داشت. پس کوروش می‌ترسد از توسعه ناپایدار. در تاریخ ما هم می‌ترسیدند از توسعه ناپایدار. شما ببینید اولین کسانی که سد را در دنیا اختراع کردند چه کسانی بودند؟ درزمان ساسانیان در دزفول. ببینید اولین کسانی که شبکه آبرسانی برای کشاورزی راه‌انداختند چه کسانی بودند، چاه گرداب در زمان ساسانیان در خرم‌آباد که هنوز هم هست. یعنی چاهی که الان آب از داخلش می‌آید و از آنجا تقسیم و کانالیزه شده است. چه کسانی بودند که 3 هزار سال پیش آمدند و قنات ساختند. ما ایرانی‌هایی که امروز داریم گندم می‌خوریم از آبی است که از همان قنات‌ها هنوز هم دارد تامین می‌شود.

و حالا ما چقدر به طبیعت احترام می‌گذاریم؟ آیا ما فرزندان امروز همان انسان‌ها هستیم؟!

این بنیان‌ها و فرهنگ‌های غنی گذشته چطور می‌توانند به ما کمک کنند؟

ما باید خود را زیر سوال ببریم ما به عنوان فرزندان یک دین به نام اسلام و یک فرهنگ به نام ایران آیا ضوابطی را که گذشتگان برای طبیعت داشتند، در نظر گرفته‌ایم؟ پس برگردیم به آن بنیان‌ها.

اگر به گذشته خود نگاه کنیم یکی از محورهای زیبایی که در فرهنگ ایرانی بوده و همیشه هم به عنوان الگویی در نظر گرفته می‌شده شهرسازی‌های ما در کنار باغات بوده است

یکی از دوستانم در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی یک سخنرانی داشت سخنرانی او در مورد احترام به طبیعت به عنوان یک هدیه خداوندی بود. تعدادی از طبیعت دوستان که آنجا حضور داشتند درباره حضور مسلمانان سوال داشتند. دوستم گفت: ما در حکم شرعی خود حکمی داریم. اگر ظرف آبی داشتی که فقط آن ظرف آب برایت باقی‌مانده تا با آن برای نماز وضو بگیری و در مقابل دیدی که حیوانی تشنه است، حکم شرعی می‌گوید آن آب را به حیوان بده تا بخورد و تو تیمم کن. ببینید این اندیشه‌ها چقدر غنی و اصیل و پایدار هستند.

پس فکر نکنیم که حفظ محیط زیست و دغدغه‌های توسعه پایدار یک تفکر غربی و سرمایه‌داری است. این دغدغه در بنیان‌های فرهنگی خودماست. اما ما چقدر داریم عمل می‌کنیم.

این فرهنگ‌های گذشته را چطور می‌‌توانیم به دغدغه‌های فکری‌ حال و‌ آینده متصل کنیم و از آنها بهره‌ببریم؟

برای انجام هر توسعه‌ای ما باید سه گروه را درگیر کنیم. متفکرین، مسوولان، مردم.

متفکرین کسانی هستند که باید به دولت فکر و اندیشه بدهند. هر توسعه‌ای سوار دو بال است بال اندیشه و بال برنامه. پس متفکر است که هم باید تفکر بدهد و هم برنامه. نه این که فقط اندیشه بدهد. برای اندیشه باید برنامه هم داد. مسوولان کسانی هستند که آن فکر و برنامه متفکرین را اجرا می‌کنند. مردم هم در اینجا دو نقش دارند: مردمی که در بخشی در کنار دولت مجری این دستور‌‌العمل‌ها و تفکرات هستند و مردمی که بهره‌مند و مصرف‌کننده این‌ کارند. پس توسعه پایدار باید نقش این سه محور را مشخص کند. اینها همه مقدمه‌ای برای اصل جواب شما بود که چه باید کرد. باید ببینیم که کجا بودیم، کجا هستیم و کجا باید باشیم.

متاسفانه در حال حاضر نگاه‌ها هم و اندیشه ثابتی ندارند. در بسیاری موارد هم اندیشمندان به دنبال راه‌حل‌های آنی و یا برگرفته از فرهنگ غرب (بدون در نظر گرفتن شرایط خاص کشورمان)‌ هستند. چگونه می‌توانیم با تفکرات اصیل و عمیق خودمان وارد عرصه توسعه پایدار شویم؟

بله. متاسفانه موضوع همین است موضوع این است که ما دیگر در ایران نمی‌خواهیم از اندیشه‌های خودمان استفاده کنیم. می‌گوییم فلان کشور این کار را کرد. برنامه فلان کشور این است، نه!

بیاییم یک نگاه فلسفی و عمیق داشته باشیم. اول به موضوع نگاه کنیم. نگاه کردن یعنی چه؟ نگاه بین ایجاد حساسیت کردن با 4 تا مطلب، 4 تا مقاله و مصاحبه بیاییم افکار را حساس کنیم. همان که همه به موضوع نگاه کردند برایش فکر کنیم پس قدم بعدی چیست؟

این‌‌که اساتید بیایند و برنامه‌ریزی کنند و بعد از برنامه‌ریزی قدم سوم عمل کردن می‌شود. پس تا نگاه نداشته باشیم هیچی نداریم، متاسفانه در ایران روی هیچ‌کدام از این سه مورد کار زیادی نشده است.

حال اگر بخواهیم به توسعه پایدار برسیم باید حتما و هر چه زودتر استراتژی توسعه پایدار را تدوین کنیم. باید از جایی شروع کنیم. افکار جزیره‌ای و پراکنده نمی‌توانند یک تفکر پایدار شوند. اولین کار تدوین طرح جامع و ملی توسعه پایدار در حفظ محیط زیست است. این به عنوان یک تلنگر و یک بیدارباش است.

شاید طول بکشد این فرهنگ‌ها و بازگشت به هویت و اصلیت خودمان در کشور جابیفتد. حال چگونه و از کجا باید شروع کنیم؟

ببینید، حال اگر به کسی مجوز می‌دهید که مثلا یک هکتار زمین را تخریب کند، در آن ساختمان یا کارخانه بسازد، ای کسی که یک هکتار را تخریب و اشغال می‌کنی!‌ در مقابل این یک هکتار چه خدمتی به طبیعت می‌کنی؟

آیا نباید در برابر این یک هکتار 10 هکتار درختکاری کنی؟ با یک فکر کوچک و عامیانه شاید بتوان خیلی از مسائل را حل کرد.

کار مهم اول برداشتن قدم‌های کوچک طلایی است. این کاری کوچک اما بسیار مهم است. متاسفانه کشورهای در حال توسعه دچار مرض فراموشی شده‌اند. وقتی امام علی(ع)‌ می‌جنگید می‌گفت درخت‌ها و نهرها را تخریب نکنید. کوروش کبیر ساختمان بنا می‌کرد باغ را هم پیش‌بینی می‌کرد. اما ما چه کنیم؟‌ مهندس ما ساختمان می‌سازد که 2 سال بیشتر قدمت ندارد آن وقت 70 نفر این وسط به خاطر همین ساختمان در رشت کشته می‌شوند. ما فارغ‌التحصیل آکسفورد و تهران و... هستیم و باعث مرگ شدیم، آن‌وقت پدران ما 500 سال پیش عمارت‌هایی ساخته‌‌اند که هنوز یک دیوارش هم نریخته است.

اگر آن بنیان‌های فکری پدرانمان را در نظر می‌گرفتیم آیا با زلزله‌‌ها این همه تلفات می‌دادیم. یک مشکل دیگر ما این است که نمی‌خواهیم از تجربیات دیگران هم استفاده کنیم. امام علی(ع)‌ می‌فرمایند از تجربه‌ استفاده کنید حتی اگر از کافر باشد. مگر پدران ما که ساختمان‌ها را می‌ساختند چقدر سواد داشتند. چگونه به این راحتی جنگل‌ها را تخریب می‌کنیم و چرا با یک سیل باید این همه آدم آواره شوند. ما داریم با خودمان و طبیعت‌مان چه می‌کنیم. چرا فراموش کرده‌ایم که هر چقدر به طبیعت ضرر بزنیم،‌ اول از همه به خودمان ضرر زده‌ایم و عواقب کار را اول خودمان می‌بینیم. آیا واقعا ما دچار فراموشی نشده‌ایم؟!

منصوره نظری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها