دفاع صفار هرندی از عملکرد دولت:

گناه ما این است زیاددرکشور می‌گردیم

"محمدحسین صفار هرندی" وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان های تابعه از عملکرد دولت نهم در سال 1387 دفاع کرد و با تقبیح اظهارات برخی داوطلبان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در باره عملکرد دولت گفت که گناه دولت احمدی نژاد آن است که زیاد در استانهای مختلف کشور می گردد.
کد خبر: ۲۴۳۰۹۳

وی در اظهاراتی که خبرگزاری رسمی دولت – ایرنا- آن را امروز منتشر کرد، همچنین از عملکرد دولت برای فروش نفت خام برای واردات بنزین بدون اخذ مجوز لازم از مجلس دفاع کرد و در توجیه آن گفت که "مشکلات را اداره کردن بدون پیش بینی و اختیارات مبتنی بر پیش بینی می شود شاه سلطان حسینی اداره کردن."

 متن کامل اظهارات وزیر ارشاد به نقل از ایرنا چنین است:

 سالی که گذشت با توفیقات فراوانی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همراه بود و البته مشکلاتی هم وجود داشت که بخش عمده ای از مشکلات طبیعی است.خشکسالی و سرمازدگی سال گذشته نگرانی هایی بیشتر از آنچه که ما در عالم واقع تجربه کرده ایم به همراه داشت.یعنی پیش بینی اعضای مرتبط دولت با موضوع کشاورزی و موضوع تأمین ارزاق مردم و در آستانه سال 87 نگرانی هایشان خیلی جدی تر بود از آنچه که امسال ما در سهمیه مردم شاهد بودیم.به همان نسبتی که تدارک شدما درغلبه بر مشکلات توفیقات داشتیم و این توفیقات از سوی مسئولان برنامه ریزی شده بود. حالا خرده گرفتند به دولت که چرا نفت فروختید بنزین وارد کردید ، چرا نفت فروخت بدون اینکه حکم داشته باشد.این خرده گیری ها شد ولی مشکلات را اداره کردن بدون پیش بینی و اختیارات مبتنی بر پیش بینی می شود شاه سلطان حسینی اداره کردن. جسارت آقای دکتر احمدی ن‍ژاد و همکارانش را می خواست و این ها سبب شد که ما مقهور شرایط نشویم که شرایط بیاید و غلبه کند و آن وقت ما عزا بگیریم که چه بکنیم .خوب البته این ها آفت هم دارد.وقتی شما مجبور می شوید که در شرایطی آستانه و افق پیش رو را به لحاظ استرات‍ژ‍ یک پرتنش می بینید.یعنی محاصره و تحریم و بایکوت و این حرف ها،در آن فضا اقدامات پیش گیرانه ای باید بکنیم.خوب این پیشگیری را می کنید ولی ممکن است اتفاقی هم نیفتد.پیشگیری اتفاقاً برای این است که جلوی اتفاق را بگیریم و خوشحال باید باشیم که مثلاً ما رفتیم خزانه مان را پر کردیم اما وضع هم بد نشد.مثلاً ما برای سوخت تدارک کردیم. امسال دیگر سرمای پارسال نیامد.بعضی آمدند ایراد گرفتند که شما چرا آن همه سرمایه گذاری کردید درحالی که امسال اتفاقی نیفتاد و سرمایی نیامد.طبع آدم های نق زن همین است. منتها خود سیستم باید احساس رضایتمندی بکند از اینکه مقهور شرایط نشد.مملکت خوب اداره شد. حالا حتی در مسأله ای که مبتلا به مردم است که نگرانی های جدی مردم هم از این ناحیه است،مسأله معیشت مردم، مسأله تورم و غیره .باز در اینجا هم در قیاس با آن چیزی که در جهان اتفاق افتاده ما شاهد و ضعیت متعادل تری هستیم.یعنی جاهایی از دنیا به هم ریخته اند.همین اطراف خودمان را می گویم. در کشور ما به هم ریختگی را شاهد نبوده ایم.همین ارزاق اصلی مردم را شما نگاه بکنید؛ جابجایی ها در این چند سالی که سپری شده خیلی عادی است.یادم هست در دوره اصلاحات هم مرغ گاهی 1900 تومان 2000 تومان شده بود.الان هم که خیلی بالا زده می شود 2500 تومان می شود.نمی خواهیم بگوئیم مردم خیلی وضعشان خوب است ، می خواهیم عرض کنیم که بر خلاف آن چیزی که برخی می خواهند بگویند خیلی وضع مردم بد شده اتفاقاً این خبرها هم نیست.خوب این محصول تدبیر است.

عده ای می خواهند بگوینداین اتفاق ها خود بخودی اتفاق افتاده است.یعنی می گویند چون دولت عوض شده و دولت هم بر جبینش نوشته شده که اصولگراست و معتقد به انقلاب و این حرف هاست ، این اتفاق ها محصول آن است.ربطی به برنامه ریزی های شما ندارد.مگر می شود یک چیزی خود بخودی صورت بگیرد؟!هیچ چیز اتفاقی نیست.

یک کارنامه ای را من در استان همدان خواندم که واقعاً استان های دیگر هم با یک نسبت هایی کم و بیش همینطور هستند .چطور ممکن است که خود بخودی اکثر پروژه های نیمه تمام دولت گذشته که این دوره در دو – سه سال با اینکه 17 سال مانده بود و الآن انجام می شود این خود بخودی است؟ یعنی خود بخودی فضایی که در ارتباط با مسائل معنوی بوجود آمده که در گذشته در قبالش سهل انگاری و یا حتی صف آرایی کرده بودند روبرو می شویم؟ در این دوره یک مرتبه فضا فضایی می شود که همه اش در هر برنامه ای می گویند سهم دین کجاست ، سهم اعتقادات مردم کجاست ، سهم اخلاقیات چه می شود.این دغدغه ها می آید وسط ؛ اینها خود بخودی است؟

همین برنامه پنجمی که الآن دارد نوشته می شود ، تفاوتش را بروید با برنامه هایی که قبلاً نوشته شده ببینید.خودبخودی است؟! طراحی صورت می گیرد.در طول این مدت طراحی صورت گرفت.برنامه ریزی شد و اتفاقاً به نظر من آقای احمدی نژاد و در حقیقت این جریانی که الآن کشور را اداره می کند بخش قابل توجهی از رمز ناکامی های گذشته را درک کرده است و برای غلبه بر آن ناکامی ها و اینکه آینده را برای ملت کامرواتر کند یک مدل دارد.ممکن است بگوئیم در این مدل مثلاً از 10 مورد دو یا سه مورد هم اشتباه باشد ، خراب شود،ممکن است در بعضی از جاهای دولت یک نقایص جدی هم وجود داشته باشد اما این را مقایسه بکنید با شرایط دیگری که اولاً به نظر می آمد مدلی نیست و اگر بود یک مدل کاملاً اقتباسی بود از جاهایی که خیلی ربطی به شرایط بومی ملت ما ندارد.خوب این دولت فهمیده است که اگر بخواهد مردم را با خودش همراه کند و دل آنان را بدست بیاورد ، یک چیزی را باید حل کند و آن فاصله بی سببی است که میان مردم و حکومت ایجاد شده و هر که هم که آمده خیال کرده فقط باید مردم را به رسمیت بشناسد.آنها آن طرف و ما هم این طرف و مقابل همدیگر .فقط یک سری تعارف با مردم تکه پاره کنیم که شما خیلی سرورید، شما خیلی عزیزید . ولی در جهت عملی هیچ وقت به این ها نزدیک نشویم.

این سفرهای استانی که دولت راه انداخت واقعاً این فاصله ذهنی را شکست و عجیب است.من خودم را می گویم با اینکه جنس ماها آدم هایی بوده ایم که خوب دوران دفاع مقدس را درک کرده ایم ، دوران مبارزه با ضد انقلاب را درک کرده ایم ، در بحبوحه درگیری های سیاسی و غیره بوده ایم ولی تصویری که در ذهن من از مناطق بحران این کشور در پیش از این دولت بود با آن تصویری که امروز دادم فرق می کند.یعنی ما دیروز و پریروز که به کردستان رفتیم ، برای ما کردستان یعنی قم.نمی خواهم بگویم که در عالم حقیقت هم اینطور است ، ولی در عالم واقع حالا دیگر کردستان جزء یکی از استان های معمولی است.رئیس جمهور راحت بین مردم می رود و غرق می شود در آن موج احساسات مردمی و وزرایش یکی یکی به شهر ها می روند. شهرهایی که سال های گذشته واقعاً وقتی یک مدیری می خواست به آنجا برود قبلش وزارت اطلاعات هشدار می داد که امنیت نیست.در همین سفر رئیس جمهور کلی توصیه ها آمد که آقا نروید خطرناک است.اصلاً این تصورات همه اش نقش بر آب شده است.دیگر مطرح نیست .

در سفر قبلی به آذربایجان غربی من به اشنویه رفتم، یک سفر هم به سروآباد رفتم .هر دو از جاهایی هستند که درگذشته نقطه اوج آلودگی به ضد انقلاب بود.ولی وقتی آدم با مردم محشور می شد، احساس می کرد که مردم طرفدار نظام و انقلاب و بلکه از جهاتی از جاهای دیگر بهتر هستند.مثلاً من در کردستان و آذربایجان غربی در کردها یک احساس مناعت طبع و بزرگواری دیدم که در خیلی از استان های دیگر ندیدم.اصلا" تقاضاهای فراوان و غیره کم بودعموماً با سپاسگزاری و تشکر و ممنون بودن از نظام و با این وضعیت مواجه می شدم.خوب این ها خودبخودی اتفاق نیفتاده. یک انقلاب صورت گرفته است. یک تحول در نگرش نسبت به جامعه نسبت به مردم ، نسبت به مخاطبی به وسعت هم? ملت اتفاق و اینکه ما باید از این اتاق ها کنده شویم و به عمق کشور برویم. این استراتژی این دولت بود. تاکتیکی نبود. اگر تاکتیکی بود الآن ما با بحران های بزرگ ضد انقلابی مواجه بودیم. ولی چون استراتژیک بود و این انتخاب قطعی نظام و دولتش بود الآن دیگر کسی از این بازی ها نمی تواند در بیاورد.

همه کشور حوزه نفوذ دولت است.همه جا حوزه نفوذ مسئولان نظام است. واقعاً این تحول ، تحول مبارکی بود.

در همین جلسه دولت در کردستان ، آقای موسوی که کارنامه کردستان این آقای آقا موسی موسوی است .

از اول تا الآن نماینده امام در کردستان بوده است. حدود 30 سال است که ایشان نمایندگی می کند.من زمانی که در دفتر سیاسی بودم خبرهای کردستان را از آقای موسوی می گرفتیم.در دسته بندی های سیاسی تعلق ایشان هم به جناح چپ بوده است. تعبیری که ایشان در آن جلسه داشت که جلسه پنهانی هم نبود و خبرهایش مستقیماً به بیرون پخش می شد.نمایندگان استان هم همه جمع بودند.اکراد اهل سنت هم بودند و مدیران مختلف رده دوم بسیاری از دستگاه ها هم در جلسه بودند. ایشان اصرار داشت که نه یک بار بلکه چند بار تکرار کند که از ابتدای انقلاب تا الآن هیچ دولتی نیامده است که درجه نزدیکی اش به انقلاب ، به امام ، به آرمان شهدا ، به خواسته های مردم به اندازه این دولت باشد.

و یک تعابیری که اصلاً من خودم فکر می کردم یک حزب اللهی شیفته دولت احمدی نژاد و تشکیلات دوستان رایحه خوش خدمت اگر مثلاً می خواستند یک نطق غرائی در نعت دولت بگویند اینطوری نمی گفتند.و من می دیدم که تصویری واقعی را می بیند و می گوید .خیلی از این مسئولان محلّی هم که ما با آنان صحبت می کردیم می گفتند چون مردم فهمیده اند که این دولت کار می کند می گویند مگر تردیدی هست که دفعه بعد هم باید چنین دولتی باشد.

اصلاً تردیدی برای تکرار شدن دوره آقای احمدی نژاد ندارند.این البته محل بحث ما نبود و واقعاً هم جستجو نمی کردیم ، خود آن ها گاهی وقت ها به این مسأله اشاره می کردند. می خواهم عرض کنم که این اتفاقی که افتاد که من باز تکرار می کنم معنایش این نیست که این دولت اشتباه هم نداشته است.نقص هم دارد که نقص مربوط به انسان است و بشر جایزالخطاست.چطور ما برای همه دولت ها یک ضریب منقصت را پذیرفته بودیم حالا به این دولت که رسیدیم می گوئیم باید خلوص مطلق شود؟ناب ناب باشد.

طرف برگشته می گوید ما باید خیلی تلاش بکنیم تا به دوره ای که دولت را تحویل این ها دادیم برگردیم. آخر بی انصاف !تو اگر بخواهی کشور را به آن موقع برگردانی یعنی پروژه ای که بعد از 13 سال این دولت تکمیلش کرد خرابش بکنی و برگردی به آن 30 درصد پس از 13 سال ، که باز هم پس از 13 سال آئینه دق باشد جلوی چشم مردم .این است نوید شما برای مردم؟

بعضی هایش خیلی زور دارد.شاید گناه ما هم این است که زیاد در کشور می گردیم و زیاد این صحنه ها را می بینیم .هر شهری رفتیم ، داستان همین بود.هرجا می رویم یک کارنامه اینجوری جلوی چشم ما قرار دارد.در همین استان همدان دو بیمارستانش از باقی مانده های چهارده – پانزده سال قبل بود.خوب در همین دو- سه سال کارش تمام شد.من این را قبلاً گفته ام ، در آمل که من درسال85نماینده دولت بودم رفتیم ، سال 62 ، زمان آقای مهندس موسوی کلنگ زده بودند بیمارستان را و تا سال 85 ، 5 درصد پیشرفت داشت.رها کرده بودند.الان بروید سراغ بیمارستان آمل بغل دانشگاه را بگیرید ببینید در چه مرحله ای است. درحال آماده شدن است. در تایباد در کنار مرز یک بیمارستان بسیار شیک و باشکوه ساخته شده است. از آنهایی که سال 69 شروع شده تا سال 84 ،25 درصدبود. سال 86 آماده شد.

در استان همدان یک سد تا قبل از این دولت بود ، الان هفت سد در حال اتمام است یا آماده شده است.اصلاً اینطور نیست که مثلا"بگوئیم ما خیلی خوب کار کرده ایم، ما 50 درصد رشد داشته ایم ، یا صد درصد.700 درصد رشد داشته ایم.

بودجه عمرانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سال 84 وقتی ما شروع کردیم 370 میلیون تومان بود ، الآن 2 میلیارد و 200 میلیون تقریباً همان 6 الی 7 برابراست.7-6 برابر چکار دارد با آن افزایش 10 الی 15 درصد سالانه که معمول بوده.

اینها را می گویم چرا که واقعاً اگر خودمان باورمان نشده باشد که چه اتفاقی افتاده قدرش را نخواهیم دانست و آن چیزی که در بیرون از ما ظاهر و صادر می شود، با واقعیاتی که پشت سر ما و پشتوانه کارهای ماست انطباق نخواهد داشت.

در همین بحث های اعتقادی ، قرآنی ، مسجدی هریک از آقایونی که پیش علما و مراجع می روند ، آقایانی که بعضاً نسبت به حوزه فرهنگ مشکل دارند وقتی این گزارش ها را می شنوند می گویند خوب چرا این ها را نمی گوئید.چقدر خوب و امیدوار کننده است و نگاه آدم عوض می شود.نگاهشان نسبت به بعضی القائات سوئی که دیگران رفته اند و کرده اند تغییر می کند.یک شاخص هم نگاه خود آقاست.در نشست خبرگان آقا فرمودند خوب بله خیلی از این کارها از گذشته شروع شده است اما همّت بلند مال یک جای دیگر است که این ها را به عمل رساند.دیگران این همت را نداشتند.نشانه های این همت بلند را خدمت شما عرض می کنم.آقای دکتر سلیمانی وزیر ارتباطات که ظاهراً هم کم حرف است و اهل هیاهو و این ها نیست.وقتی شروع کرده 7 میلیون تلفن همراه در مملکت بوده الآن 46 میلیون است.یعنی 7 برابر شده است. طرف برگشته گفته آقا زیرساخت ها را دیگران تهیه کرده اند کاری ندارد آقا آمده قبض داده است به مردم که بروند تلفن همراه بگیرند.ایشان جوابش این بود که بخش عمده زیرساخت ها مال خود این دولت است.یعنی بخش عمده کشیدن کابل های فیبر نوری در این دوره انجام شده است.در هر کدام از بخش ها که می روید همین است.سیمان را وقتی این دولت شروع کرده حدود 8 – 27 میلیون تن بوده الآن رسیده به نزدیک 60 میلیون، یعنی دو برابر شده است.کارخانه سیمان که دیگر چیزی نیست که بگوئیم قبلاً زیر ساخت هایش آماده شده است.الآن دولت دنبال پیدا کردن خریدار خارجی است.خلاصه اینکه الحمد لله مملکت فهمیده که باید چکار بکند.

گیرم که این دوره تجدید نشد، یعنی آقای دکتر احمدی نژاد را انتخاب نکردند ، کاری که باید می شد شد.آن کار همین ساخت و سازها نبود ، هرکه بیاید خوب با چند سال تأخیر می سازد آن چیزی که اتفاق افتاد ساختن دل های مردم بود.یک امیدواری ، یک احساس غرور ، یک احساس توانستن.این آن چیزی بود که به جامعه تزریق شد.سرمایه بزرگی است که حالا حالا ها برای این مملکت کار می کند. هرکسی می خواهد بیاید.یعنی توقع مردم رفت جایی قرار گرفت و حد توقع جایی قرار گرفت که اگر کسی بخواهد بیاید اهل تنبلی کردن و حرافی کردن و یا همه چیز را به بازی گرفتن و از این بازی هایی که دیدیم که بجای اینکه مملکت را اداره کنند روی تئوری های آنجوری بحث می کردند.این مملکت که قانون اساسی دارد دیگر تئوری بافی یعنی چه ؟ تکلیف روشن است و توفقط باید بروی کار کنی.دیگر کسی نمی تواند سرکار بیاید و برود دنبال آن هرزگی های سیاسی .هرکه می آید باید برود کار بکند، و الاّ دو روزه مورد اعتراض قرار می گیرد ، دو روزه یقه اش را می گیرند و می پرسند چطور آن ها مثلاً توانستند دو ماهه این کار را بکنند و تو چطور دو سال است نمی توانی.این آن اتفاق اساسی است که افتاده است و خدا را شکر.خدا را از این جهت شکر می کنیم که در این دم و دستگاهی که این کارها را کرده ما هم بوده ایم.این حرف را من در همین سروآباد که در کنار مرز هم قرار دارد و هنوز 92 درصد مردم آن روستایی هستند و چون استعدادش را داشت در همین دولت به شهر تبدیل شدگفتم.در همین شهر در 2 سال گذشته دو مجتمع ورزشی ساخته شده است.همین مردمی که در دو سال گذشته هیچ تفریحی جز پناه بردن به کوه و دشت نداشتند الآن دو سالن ورزشی دارند و این امکانی بوده که یک ساله می شده در اختیار این مردم گذاشت.در شورای اداری به آنان گفتم ببینید شما بروید خدا را شکر کنید که شما هم جزو کارگزاران دولتی بودید که در دوره ای در تاریخ این مملکت درخشید و چنین کارهایی انجام داد و اسم شما ها نیز در آن وجود دارد.قبلاً هم بوده اید.بعداً هم ان شاء الله خواهید بود ولی به این دوره همیشه می توانید افتخار کنید.این همان دوره ای است که در آن استانداردهای جدید پایه گذاری شد و رکورد هایی زده شد.هر کس دیگر هم بیاید ما خوشحال می شویم که رکوردهای این دولت را بزند که نتیجه اش برای مردم است. چند سال پیش آقا فرمودند من امیدوارم روزی برسد که در این مملکت مسابقه خدمتگذاری راه بیفتد.الآن طوری شده که یک شهردار هم که می آید می گوید من که نمی شود در دوره احمدی نژاد اینطور کار نکنم.مجبور است بدود.بدود تا مردم هم قبول کنند که این هم از آن جنس است.خوب این به نفع مردم است.

من از همه همکاران در وزارتخانه ، معاونان محترم ، مشاوران مدیران و همه تشکر می کنم چون این کار بدون همراهی و همدلی همه عزیزان میسّر نبود.مهم این است که خودمان احساس بکنیم خداوند به نسبت بضاعتمان از ما راضی بوده است.من که حس می کنم به نسبت طاقتمان و به نسبت رضایت اولیای خدا خدا هم راضی خواهد بود.

درست است که توقعات مردم خیلی بیشتر از اینهاست ولی چون منصف هستند قیاس که می کنند می گویند که این چیزنبود ، شد.این دولت آمد مثلاً بودجه قرآن را30برابر کرده ، بودجه مساجد را 10 برابر کرده، بودجه تئاتر چند برابر شده جنسش هم تغییر کرده .رمزش هم همین است.یعنی قبلاً برای قشر خاصی می شد و آن ها ثابت مانده بودند.هنر این دولت این بود که گفت آن کسانی که در روستاها و شهرهای دور افتاده هستند چرا نباید از مزایای تئاتر برخوردار باشند.آن مسلمانی که مثلاً خجالت می کشد برود بعضی از این نمایش ها را ببیند چرا نباید شرایطی فراهم گردد که پایش به تالار وحدت باز شود؟بعضی ها می گفتند ما اولین بار است که تئاتر شهر می آئیم.امام جمعه یک شهری آمد روی ما را بوسید و گفت فلانی به خاطر شما پای ما به اینجا باز شد.و حقیقتاً یک چیزهایی جا افتاد.مثلاً ما یک روزی رنج می کشیدیم که حوزه رسانه ما بصورت یکجانبه در اختیار یک جور سلیقه سیاسی است.علتش هم این نبود که بطور طبیعی آن یک سلیقه سیاسی رو آمده بود، هدایت شده بود.بودجه و امکانات و حمایت ها همه هدایت شده بود که حتماً این روی دکّه و ویترین باشد. در این دوره ما گفتیم متعادلش کنیم.در خیلی از شهرها تقاضاهایی بود که کنار گذاشته شده بود که این ها دیده شدند و الآن وقتی به شهرستان ها می رویم اینها متوازن شده اند.بالاخره به همان نسبتی که ما دو جناح در کشور داریم، حالا دو سلیقه روزنامه ای و خبری و غیره هم داریم.خود این عدالتی که اجرایی شد، هنر بود.

این نکته را هم از تشرفی که خدمت آقا داشتیم عرض کنم که رمز توفیق ما در این دولت این بود که از روز اولی که آقای رئیس جمهور آمد گفت که ما آمده ایم ارزش های انقلاب را پیش رویمان بگذاریم تا به آنها عمل کنیم.بعضی گفتند این مرخص است دیگر.با همین چیزی که می گوید نشان می دهد که مال این دوره نیست.دوره این چیزها هم به سر رسیده.حالا که آن نگرش جواب داده و حالا که معلوم شد اکسیر انقلاب هنوز هم کاری تر از بقیه شبه اکسیرهاست ، حالا معلوم شد همان اندیشه ها و روش های انقلابی در همین دوره بهتر از بعضی از این فرمول های جدید جواب می دهد.

حضرت آقا در آن دیدار فرمودند که بدانید که پای آن چیزهایی که اعتقاد دارید باید بایستید.از موضع ارزشی خودتان یک ذرّه کوتاه نیایید.

چون این رمز توفیق شماست.به این دلیل شما موفق شدید پس از آن نباید کوتاه بیایید.هیچ بهانه ای برای اینکه مماشات کنیم و از آن کوتاه بیاییم وجود ندارد.

سال آینده این چند ماهی که ان شاء الله خداوند توفیق می دهد تا از آن برای خدمتگذاری استفاده کنیم، این چند ماه برای ما باید عین این چند سال باشد.چه فرقی می کند؟! واقعاً در داستگاه اعتقادی یک مؤمن مگر فرقی می کند که مثلاً من بدانم قرار است فردا نباشم بعد بگویم که کم بگذارم .باید همانطور که قبلاً کار می کردم کار کنم.اتفاقاً چون وقت کم دارم باید بیشتر کار کنم حتی باید پر نشاط تر کار کنم.قاعدتاً دوره ما پنج ماه دیگر تمام می شود.باید اینطور دغدغه داشته باشیم که پنج ماه بیشتر وقت نیست باید بالا و پائین بپریم و به سر خودمان بزنیم که در این پنج ماه به اندازه یک سال کار کنیم.باید اینجوری نگاه کنیم. حالا نمی خواهم در بحث دنیایی قضیه هم وارد شوم که آنجا هم اینطور باشیم به نفع ماست، به عنوان یک مؤمن که ایمان آورده ایم و در جامعه دینی پرورش پیدا کرده ایم.از صدقه سر این انقلاب خداوند به هرکدام از ما تفضّل کرده است که در یک موقعیت و مسئولیتی قرار گرفته ایم.ما می توانیم اینطور محاسبه کنیم که در این سه سال و نیم که اگر بگوئیم مثلاً به اندازه 7 سال کار کرده ایم ، شاید می شد به اندازه 10 سال کار کنیم پس ما سه سالی بدهکاریم .این سه ساله را در این پنج ماه باقی مانده جبران کنیم.خدا رحمت کند استاد اخلاق دوره مدرسه ما را می گفتند.طرف پنجاه سالش می شود جشن پنجاه سالگی می گیرد.نمی فهمد که یعنی پنجاه سال رفته و باید عزایش را بگیرد. می گوید پنجاه سال دارم.کجا پنجاه سال داری؟پنجاه سال نداری.معلوم نیست چقدر داشته باشی.

سه سال و قت ما رفت.چقدر دیگر داریم معلوم نیست.شاید اجل همین فردا گریبانمان را بگیرد که احضار شدی.باید نگاه اینطور باشد که از این فرصت ها برای نشاط و تحرک و دویدن بیشتر استفاده کنید چون هرکدام از شما که می دوید ده ها نفر دیگر را به دویدن وادار می کنید. احساس می کنند راهنما و پیشوایشان که اینطور می دود آنها نمی توانند بنشینند.این فعالیت ها ان شاء الله ذخیره خوبی برای آخرت ما باشد و دینی را که به انقلاب و به خون شهدا و به امیدهای امام داریم اداکنیم.امام امیدوار بود به آینده و می گفت امیدوارم به آینده و این چیزی که به اسم چشم انداز طراحی شده حاکی از همان امیدواری است که ان شاء الله آینده نورانی داشته باشیم.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها