در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عکس مونتاژ نبود ، همان روز کیهان زیر عکس حسین پرتوی، متن خبر را نوشته بود: «با وجودی که اعلام شده بود آیتاللهالعظمی امام خمینی به علت برنامه راهپیمایی امروز برنامه دیدارهای خویش را لغو کردهاند، معذالک امروز هزاران تن از افراد نیروهای مسلح در خیابان ایران و اقامتگاه آیتاللهالعظمی امام خمینی به طرفداری از دولت منتخب ایشان رژه رفتند. در این مراسم از همه نیروها و همچنین همافران شرکت داشتند و مراسم ابراز وفاداری بصورت رژه انجام گرفت و اصلاً شعاری داده نشد.» حکایت حسین پرتوی از آن روز شنیدنیتر است: «یک روز راهپیمایی بود به نفع دولت بازرگان. هر کدام از بچهها را گوشهای فرستادند. من ماموریتم مدرسه علوی بود. آمدم مدرسه علوی، دیدم دور و بر مدرسه خلوت است. رفتم در مدرسه، یک نفر از دفتر امور مطبوعاتی گفت همه عکاسها را از مدرسه بیرون کنید. من فهمیدم که باید خبری باشد. از من خواستند بچهها را رد کنم که رد کردم. بعد از چند دقیقه، دیدم دری از بغل مدرسه علوی باز شد و تعدادی افسر نیروی هوایی با لباس فرم آمدند تو. گفتند آمدند با امام بیعت کنند و نمیتوانی عکس بگیری. گفتم اجازه بدهید یک عکس بگیرم، برای شما سندیت داشته باشد، ولی طوری میگیرم که بچهها توی عکس دیده نشوند. عکس را گرفتم و سر و صدای بختیار را درآورد و آنها این دیدار را تکذیب کردند، اما امام گفت واقعیت دارد. حدود 8 7 فریم عکس گرفتیم، همه را هم از پشت. یک نفر پیدا نیست.» (به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
انتشار این عکس، تمام سامانه ذهنی و فکری رژیم پهلوی و حامیانش را به هم میریزد. از طرفی، امید مردم به پیروزی صد چندان می شود. ضربه ای هولناک به پیکر فرتوت و در حال متلاشی رژیم وارد می شود. عمال رژیم که تا قبل از روز 19 بهمن ماه و قبل از اینکه پرسنل نیروی هوایی با امام خمینی (ره) دیدار و بیعت کنند، امیدوار بودند خواهند توانست خیزش همه گیر و گسترده مردمی را مهار کنند یا به خیال خود، قیام عمومی مردم را سرکوب و جامعه را آرام کنند، بزودی دریافتند که ذهنیتی غلط دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: