با کاظم احمدزاده درباره حضور چندین ساله‌اش در تلویزیون

هنر مجری حرف نزدن است

کاظم احمدزاده برای مردم چهره‌ای آشنا است. او حدود 15 سال است که به عنوان مجری در تلویزیون فعالیت دارد. احمدزاده پس از سال‌ها کار در رسانه و تهیه برنامه‌های اجتماعی نظراتی متفاوت درباره برنامه‌های زنده و اجتماعی تلویزیون و نوع اجرای این گونه برنامه‌ها دارد. احمدزاده طی سال‌ها کار در رسانه به عنوان مجری برنامه‌های مذهبی هم شناخته شده است. با او به گفتگو نشستیم تا تجربیات او را در زمینه‌های مختلف برنامه‌سازی و اجرا بشنویم.
کد خبر: ۲۳۴۲۱۷

از مو سپید کردن در رسانه چه احساسی دارید؟

خیلی خوب است هم برای مخاطب و هم برای خودم. این سفیدی مو تجربه، پختگی، سختی‌ها و سستی‌هایی نشان می‌دهد که مجری پشت‌سر گذاشته است. همین برای مخاطب هم لذتبخش است چون احساس می‌کند با مجری‌ای روبه‌روست که در کار خودش تجربیات زیادی دارد. مو سپید کردن من در رسانه نشان می‌دهد با مخاطبم زندگی کرده‌ام، همچنان که او پیر و شکسته شده است من هم پیر و شکسته شده‌ام. مخاطب من هرگز تصور نمی‌کند که غبار گذشت زمان بر چهره او نشسته است، اما من تغییری نکرده‌ام. موی سپید بعد معنوی هم دارد. بیشتر برنامه‌هایی که من اجرا کرده و می‌کنم زنده است، بنابراین نفس به نفس مخاطب پیش آمده‌ام. اگر پایم شکست با پای شکسته آمدم و برنامه اجرا کرده‌ام. اگر به سفر رفتم او متوجه این سفر شد و... همیشه برای مخاطبم زنده و واقعی بوده‌ام.

گفتید مخاطب با شما گذشت زمان را احساس کرده است آیا شما از ابتدا تصمیم داشتید برای مخاطبان یک دوره خاص اجرا داشته باشید؟

طبیعتا باید برای یک دوره خاص باشد. مردم یک دوره هستند که احمدزاده را به عنوان مجری با ویژگی‌های خاص خود می‌شناسند. مخاطب جوانی که تازه بیننده برنامه‌های من شده، احمدزاده‌ای را می‌شناسد که اکنون می‌بیند، با همین موی سپید اما خاطره‌ای از من ندارد؛ البته ادبیات گفتاری من برای همه مخاطبانم در همه دوره‌ها یکسان است. شاید این نوع اجرا به نظر برخی خوب نباشد و بهتر باشد که هرچند وقت یک بار سبک اجرایم عوض شود، اما ترجیح داده‌ام ادبیات و نوع اجرایم یکسان و بدون تغییر بماند. البته در برخی برنامه‌ها باید به عنوان مجری بازیگر حاضر می‌شدم که در این گونه برنامه‌ها نوع حضورم متفاوت از زمانی است که به تنهایی اجرا دارم.

فکر می‌کنید جوانان امروز مانند جوان‌های 15 سال پیش با نوع اجرای شما ارتباط برقرار می‌کنند؟

در گونه برنامه‌هایی که من اجرا می‌کنم بله، ارتباط برقرار می‌کند. ادبیات گفتاری گاهی شکل عمومی به خود می‌گیرد و همه از آن استفاده می‌کنند، اما گاهی برنامه تخصصی می‌شود و مجری باید از ادبیات تخصصی استفاده کند. با همه اینها یک مجری باید از ادغام ادبیات عام و ادبیات تخصصی به گفتاری دست پیدا کند که همه مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

کاری که من می‌خواستم در رسانه به سرانجام برسانم این بود از ادبیاتی استفاده کنم که برای همه جذاب و قابل فهم باشد، هم مخاطب خاص با آن ارتباط برقرار کند و هم عموم مخاطبان از آن استفاده کنند. من از ابتدای ورودم به رسانه، تکلیفم را روشن کردم. برای من آسیب‌های اجتماعی مهم هستند و علاقه‌مندم آنها را در برنامه‌های اجتماعی بازگو کنم. بیان معضلات اجتماعی به ادبیات پیچیده نیاز ندارد. همیشه گفته‌ام مجری و اهل رسانه نباید سخت صحبت کند. من باید در یک پلاتوی کوتاه به بیننده بگویم چه کاری درست است و چه کارهایی آسیب‌رسان هستند. در زمان کمی که من به عنوان مجری در اختیار دارم نباید مخاطب را اذیت کنم، بلکه باید با ساده‌ترین کلمات و جملات مستقیم بروم سر اصل مطلب و از زیاده‌گویی و پیچیده‌گویی پرهیز کنم.

به عنوان مجری، متن برنامه شما را پیش می‌برد و به شما خط می‌دهد یا خودتان مسیر برنامه را مشخص می‌کنید؟

معمولا برنامه‌هایی اجرا می‌کنم که تهیه کننده آنها هم خودم باشم و خط و مسیر برنامه را خودم مشخص کنم و اگر تاکنون در برنامه‌ای حضور یافته‌ام که تهیه‌کننده فرد دیگری بوده، نویسنده برایم نقطه آغاز و پایان برنامه را مشخص کرده و گفتار برنامه را به خود من سپرده است.

زمانی که شما وارد رسانه شدید مردم خیلی خوب با شما ارتباط برقرار کردند. این ارتباط به دلیل نوع اجرای شما بود که مردم را با شما همراه کرد و این همراهی 15 سال است که همچنان ادامه دارد. نوع برنامه یا تعریف جدید شبکه‌هایی که در آن زمان راه‌اندازی شد یا توانایی‌های خود شما بود که این موفقیت را نصیب شما کرد؟

فکر می‌کنم همه اینها باید از یکدیگر تفکیک شود. اولین موضوع که باید به آن اشاره کنم شرایط روز بود. تا آن زمان مجری‌هایی که همه استادان من هستند و باید قدردان زحمت‌های آنها بود مجری پخش بودند. برای آنها کارشان چنین تعریف شده بود که مابین برنامه‌ها بیایند و برنامه بعدی را معرفی کنند، اما با راه‌اندازی شبکه 5 مدیران شبکه برای مجریان پخش، اجرای جدیدی تعریف کردند. قرار شد مجری پخش پیام‌دهنده باشد و دیگر مثل سابق فقط ثابت مقابل دوربین نایستد به صورتی که فقط نیم‌تنه او دیده شود و پشت سرش هم تصویری از گل یا طبیعت باشد در شبکه 5 قرار شد مجری برنامه زنده یا همان پخش مثلا از کلبه‌ای بیرون بیاید با 4 دوربین هماهنگ باشد و یک موضوع را به عنوان اصل برنامه از ابتدای روز تا انتهای شب دنبال کند. گاهی اوقات مخاطبان این گونه برنامه‌ها را به خاطر مجری یا مجریان و نوع اجرای آنان پیگیری می‌کردند. در واقع ساختارشکنی در برنامه‌های زنده بود که مردم را جذب کرد. بجرات می‌توانم بگویم با راه‌اندازی شبکه تهران، ساختارشکنی در همه شبکه‌های تلویزیون آغاز شد. چنین نیست که آنها پیش از این نمی‌خواستند این تغییرات را آغاز کنند، بلکه آنها می‌خواستند یک نفر پا پیش بگذارد و شروع کند که این کار را شبکه تهران انجام داد. یک مولفه دیگر اجرای دو نفره بود که من با همکاران متعددی این کار را شروع کردیم. مثلا یک مجری شاد و شوخ و تیپ من که یک آدم آرام را تداعی می‌کرد و در ظاهر هیچ سنخیتی با هم نداشتیم، بلکه تضاد هم داشتیم. این امر باعث شد بینندگان زیادی جذب برنامه ما شوند.

اجرای دو نفره با ساختاری که گفتید، پیشنهاد چه کسی بود؟

شبکه تهران با مدیران و دست‌اندرکارانش و با تعریفی که از سوی سازمان شده بود، باید شکل جدید و بدیعی از برنامه‌سازی و پخش آنها را ارائه می‌کرد. آقای مفید مدیر شبکه، آقای حسین‌خانی مدیریت تولید و ناظر کیفی برنامه‌های شبکه، آقایان فردرو و سبحانی و چند تن دیگر از همکاران را به عنوان تهیه‌کنندگان و کارگردانان و حقیر به عنوان مجری با کمک همکارانم این مهم انجام شد.

فکر می‌کنم دوره‌ای که شما به تلویزیون آمدید دوره خوبی بود. تعداد زیادی مجری به شبکه‌های مختلف تلویزیون وارد شدند که برخی از آنها توانستند تاکنون به عنوان بهترین مجریان باقی بمانند، اما اکنون دیگر آن دوره طلایی تمام شده است و مجریان بیشتر به سمت معمولی شدن حرکت می‌کنند. به نظر شما چرا آن دوره طلایی دیگر تکرار نشد؟

اجازه بفرمایید با شما مخالفت کنم؛ زیرا همواره رسانه تلویزیون بخصوص پس از تاسیس شبکه‌های نسل دوم و نیاز به مجریان توانمند بالاخص در میان جوانان، مجریان بسیار خوبی را به خدمت گرفته است. تصور می‌کنم هنوز هم می‌توان در برخی برنامه‌های شبکه‌ها نیروها و مجریان توانمندی دید که مورد توجه و مقبول مخاطبان هستند؛ اما در پاره‌ای موارد هم حقیقتا نگاه مسوولان و تصمیمات مبتنی بر سلایق نه‌چندان معقول ایشان در برخی برنامه با به‌کارگیری عزیزانی به عنوان مجری حیرت‌آور است. اجرای برنامه‌ای تلویزیون دارای شان است.

یک مجری باید از ادغام ادبیات عام و ادبیات تخصصی به گفتاری دست پیدا کند که همه مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند

متاسفانه چنین مصادیقی که بعضا در برنامه‌های تلویزیون دیده می‌شوند، یادآور حکایت سلطان و بینواست. سلطان شخص بینوایی را دید و رحمش آمد و گفت ای بنده خدا دو سه دینار زر می‌خواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی یا اجرای برنامه‌ای تا به زحمت نیفتی و از این وضع خلاصی یابی؟ شخص بینوا گفت زر بده تا در میان بندم و بر دراز گوش بنشینم و گوسفندان از پیش گیرم و به باغ روم و اجرایی کنم و به دولت تو باقی عمر بیاسایم و سلطان را خوش آمد و فرمود چنین کنند. واقعا در بعضی موارد چنین شائبه‌ای به‌وجود می‌آید که در اجرا هیچ ندارند، در اجرا طالب بسیارند.

با تجربیاتی که در این سال‌ها به دست آورده‌اید، دیدگاه شما از رسانه موفق چیست؟

رسانه‌ای که بتواند در جامعه موج ایجاد کند، رسانه‌ای که بتواند اعتماد مردم را به خود جلب کند و عموم مردم باور کنند که رسانه طرفدار آنهاست.

امروزه رسانه‌ها با سلایق مختلف روبه‌رو است. آیا رسانه پرطرفداری مانند تلویزیون در یک زمان باید پاسخگوی همه سلایق باشد و همه را راضی کند؟

این اتفاق هیچ‌گاه نمی‌تواند رخ دهد و نباید اینچنین توقعی از رسانه داشت. به همین دلیل است که تلویزیون‌ها در سراسر دنیا شبکه‌های خود را گسترش می‌دهند تا بتوانند طیف‌های بیشتری از مخاطبان را جذب کنند. در کشور ما با توجه به همه مسائلی که رسانه با آن روبه‌رو است بهترین راه موفقیت تلویزیون این است که در همه برنامه‌ها تعادل حفظ شود. این طور نباشد که مثلا در دوره‌ای اصلا موسیقی در صدا و سیما وجود نداشته باشد و در دوره دیگر به شکل افراطی شنیده شود یا گاهی همه برنامه‌ها جدی و خشک باشند و در زمانی دیگر همه شبکه‌ها و برنامه‌ها بی دلیل پر شوند از خنده و شوخی. در همه دوره‌ها باید حد تعادل حفظ شود تا مخاطب دچار چندگانگی نشود و بتواند اعتماد خود را به رسانه حفظ کند. به نظر من، هدایت فکری درست می‌تواند این تعادل را به وجود آورد. من فکر می‌کنم بزرگترین آسیب را سلیقه‌ای عمل کردن به رسانه ما وارد می‌کند. مدیران رسانه باید مجری تفکرات و سیاست‌های اصلی رسانه باشند، نه این که نوع سلیقه خود را در رسانه یا حوزه‌ای که تحت مدیریت آنهاست، اجرا کنند. سلیقه با مدیریت، 2 مقوله است. اگر مدیری ترجیح می‌دهد در یک برنامه پربیننده و زنده خود به جای استفاده از یک مجری خبره و آگاه از یک جوان کم‌سنی که در یک سریال تلویزیونی موفق ظاهر شده است استفاده کند و او را مقابل یکی از مسوولان بلندپایه کشور قرار دهد و از او بخواهد با وی که جای پدر بزرگ مجری جوان است به گفتگو بنشیند، مخصوصا درباره مسائل کلان جامعه نه موضوع نوجوانان، این مدیریت اعمال سلیقه است که اعتبار رسانه را هم از میان می‌برد. من با ورود نسل جوان به رسانه مخالف نیستم، بلکه برخی از اینها مانند فرزندان من و شاگردان من هستند و خودم هم ایشان را تشویق کرده و می‌کنم اما معتقدم آنها باید پله پله پیش بیایند. آزمون و خطاها را کم کم طی کنند تا به پختگی برسند.

مجری‌گری یک حرفه است، اما می‌بینیم سال‌هاست بازیگران هم به عرصه اجرا وارد شده‌اند. در صورتی که اجرا یک تخصص است و بازیگر که برای مخاطب جذابیت دارد نمی‌تواند اجرای قابل قبول و مناسبی داشته باشد. نظر شما چیست؟

در میان بازیگران بویژه افرادی که مطالعه و بیان خوبی دارد، اجراهای قابل قبول بلکه بسیار خوبی وجود داشته و دارد که نیازی به داوری امثال بنده ندارند؛ اما در پاره‌ای موارد هم بازیگران عزیزی که در حرفه خود بسیار خوب بوده‌اند در اجرای برنامه تلویزیونی انصافا ضعیف و ناتوان جلوه کرده‌اند که وظیفه رسانه است؛ در صورت عدم مقبولیت و توان ایشان و نزد مخاطبان صرفا به بهانه بازیگر بودن ایشان متحمل آنان نشود.

به هر حال یک فرمول ساده دارد و آن این که مجری برنامه باید توان اجرای برنامه با اتکاء به اطلاعات، دانش و تخصص و تجربه خود متناسب با برنامه مربوطه را داشته باشد. ساده‌تر بگویم یک خلبان هم می‌تواند برنامه اجرا کند، مشروط بر این که ویژگی یاد شده را دارا باشد و بالعکس، یک مجری هم می‌تواند خلبانی کند، مشروط به این که توان و دانش و تجربه خلبان را داشته باشد. در این صورت اهمیتی ندارد که چه کسی چه مشاغلی دارد و چکاره است، بلکه همه حرف ما این است که اجرا تخصص است و مجری متخصص و صرف حرف زدن موجب نمی‌شود که شخصی را مجری قلمداد کنند، بلکه یکی از هنرهای مجریان اتفاقا حرف نزدن است. بد نیست به یک نمونه خوب از اجرا که متضمن موارد فوق است اشاره کنم. دوست عزیزم عادل فردوسی‌پور که با وجود بی‌نقص بودن وی در حیطه اجرا و تهیه برنامه 90 یا حداقل کم نقص بودن آن که خیل عظیمی از مخاطبان بویژه جوانان وی را موفق می‌دانند، اما نه خودش می‌پذیرد، نه عاقلانه است که اجرای برنامه‌های غیر فوتبالی یا مثلا برنامه‌ای مربوط به آشپزی را به وی واگذار کنند؛ چه رسد به این که از وی بخواهد در یک مسابقه کشتی که هزاران نفر بیننده دارد داوری کند یا خود یکی از مسابقه‌دهندگان باشد.

حرف آخر؟

عام نادان پریشان روزگار
به ز دانشمند ناپرهیزگار
کان به نابینایی از راه اوفتاد
و این دو چشمش بود و در چاه اوفتاد

در این زمینه مسوولیت خواص اعم از مسوولان ارشد و مدیران و متخصصان و دانایان در بهره‌گیری از نیروها بخصوص مجریان متناسب با برنامه‌های سازمان بسیار بیشتر از سایرین است.

وقوف مدیران و همکاران عزیز رسانه بر تخصصی بودن اجرای برنامه‌های تلویزیون مسلما افق روشن‌تری پیش روی همه خواهد گذاشت.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها