در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آمارها نشان از سیر نزولی جرایم در جامعه آلمان دارند، بویژه در مورد جرایم سنگین این مساله بوضوح مشاهده میشود، اما نیاز آلمانیها به اعمال مجازاتهای بیشتر و نیز شمار زندانیان و بازداشتشدگان مدام رو به تزاید است.
کارشناسان میگویند گزارشهای جنایی در رسانهها و نیز رویهای که به شکلی تنگاتنگ با افکار عمومی در تماس است در پدید آمدن روند فوق سهم عمدهای دارند. موسسه پژوهشهای جنایی فیدر زاکسن()KFN در یک پروژه تحقیقی نظر مردم آلمان را در مورد روند جنایات جویا شده و این مساله را مورد بررسی قرار داده که در قضاوتهای شهروندان آلمانی آنها تا چه اندازه تحت تاثیر رسانهها قرار داشته و این مساله چه پیامدهایی برای رویکردهای جنایی دارد.
پیر شدن مردم
بخش آمار جنایی اداره پلیس()PKS میگوید که در طول 10سال گذشته روند جنایات سیری کاملا نزولی داشته است. این مساله بویژه در مورد جرایم سنگین صدق میکند: سرقت از آپارتمانها (7/45درصد کاهش)، سرقت اتومبیل (5/70 درصد کاهش)، سرقت از بانک (4/44درصد کاهش)، قتل (8/40 درصد کاهش) و قتلهای جنسی(5/37 درصد کاهش.)
یک علت مهم در کاهش جرایم را باید در بیش از حد پیر شدن جامعه آلمان جستجو کرد. به طور معمول گروه سنی مردان 18 تا 30 ساله تقریبا نیمی از جنایات را مرتکب میشوند. این گروه سنی در طول 10 سال اخیر از 4/9 درصد به 7 درصد از کل جمعیت آلمان تقلیل یافته است، در حالی که شمار افراد بیش از 60 سال، که حدود 3 درصد از مظنونین به جنایات را تشکیل میدهند، از 4/20 درصد به 4/24 درصد افزایش یافته است. بنابراین پیر شدن مردم دستکم یک حسن دارد که آن بیشتر شدن امنیت است.
ترس از جنایت
اما مشکل اینجاست کاهش آمار در خودآگاه جمعی شهروندان آلمانی تاثیری ندارد. آنطور که کارشناسان موسسه پژوهشهای جنایی فیدر زاکسن براساس یک همهپرسی نمونهای گزارش میدهند، آلمانیها درصد جنایات را بسیار بیشتر از آنچه که در واقعیت وجود دارد میدانند؛ نظری که باعث شگفتی کارشناسان شده است. آنها وقوع انواع جنایات را بسیار بیشتر از آنچه که هست تخمین میزنند. هر چه جنایت اهمیتش بیشتر بوده، درصد خطای حدس مردم نیز بالاتر بوده است. در مورد سرقت از منازل خطای حدس 2برابر و نیم بوده است و در مورد قتل این خطا دو برابر بوده. حتی در مورد قتل جنسی مردم 6 برابر آنچه را که در واقعیت هست، حدس زدهاند.
بزرگنمایی پلیدیها
اکنون پرسش این است چنین اشتباهات فاحشی که در ارزیابی مردم دیده میشود چگونه بهوجود میآید؟ چرا این اشتباهات در مورد جنایات سنگین تا این اندازه اغراقآمیز بوده و با واقعیات موجود فاصله پیدا کرده است؟ در واقع پاسخ این پرسشها کاملا روشن است. جنایت پدیدهای است که در مورد بیشتر آدمها به امری واقعی تبدیل نمیشود و عمدتا در تصورات شخصی آدمها حضور دارد و این تصورات بشدت متاثر از رسانهها است. قتلهای عمد یا غیرعمد هر روز در خانههایمان به وقوع میپیوندند، چرا که برنامههای تلویزیونی که به این مسائل میپردازند بهطور روزافزون بیشتر میشوند.
کریستیان پفایفر و همکارانش از موسسه پژوهشهای جنایی فیدر زاکسن با همکاری موسسه روزنامهنگاری و ارتباطات هانوفر درباره ارتباط میان نقش رسانهها و توهم جرم و جنایت در اذهان عمومی به تحقیق پرداختهاند. آنها دریافتند که بحث و گفتگو درباره جنایت از اواسط دهه 80 تاکنون همواره روندی رو به رشد داشته است. در نقطه زمانی مذکور حجم برنامههای تلویزیونی که موضوعشان جنایت بوده به یکباره از 5/3 درصد به 4/15 درصد افزایش یافته است. این افزایش هم از طرف کانالهای خصوصی و هم کانالهای دولتی بوده است.
این کارشناسان همچنین دریافتهاند که در طول این سالها مدام از برنامههای داستانی و تخیلی جنایی کاسته شده و بر برنامههای مستند جنایی افزوده شده است. بدین ترتیب برنامههای تلویزیونی که به بیننده تصویری شبهواقعی از جنایت ارائه میدهند بسیار بیشترند. البته سازندگان این برنامهها تلاش میکنند فیلمهای مستندشان را داستانی و مهیج ارائه کنند.
کریستیان پفایفر میگوید: « برنامههای خبری همواره منبع بسیار معتبری شمرده میشوند. این که روزنامه بیلد اغراق کند برای عموم مردم امر شناخته شدهای است. اما وقتی برنامه «تاگس تمن» موضوعات روز از شبکه دولتیZDF ناگهان گزارشهای جناییاش را افزایش میدهد مردم را به این باور سوق میدهد که گمان کنند واقعا جنایت روند صعودی پیدا کرده است. اگرچه در برنامه «تاگس تمن» به وضوح از رشد قتلهای جنسی سخن به میان نمیآید، اما آنها با هر احتمال ارتکاب جرم از اقامه دعوی و دادرسی سخن میگویند و سعی در بزرگنمایی ماجرا میکنند. در واقع از جنایت استفاده میکنند تا بینندگان را پای تلویزیون میخکوب کنند، چرا که نگرانند در صورت تعلل رقیبانشان دست به این کار بزنند و مردم را به برنامههای خودشان جذب کنند.»
به همین دلیل چندان شگفتانگیز نیست و همهپرسی نیز همین را ثابت میکند که هر چه مردم بیشتر وقتشان را جلوی تلویزیون سپری میکنند و به تماشای برنامههای جنایی مینشینند به همان نسبت توهمشان به گسترش جنایت در جامعه بیشتر میشود. هر چه این توهم آنها نسبت به فراوانی جرم و جنایت بیشتر شود به همان اندازه خواستار تنبیهات سختتری برای مجرمین خواهند بود.
عامل تحصیلات
با این همه عوامل دیگری نیز وجود دارند که درخصوص شیوه برآورد کردن جنایات و تقاضای تنبیهات بیشتر موثرند. کریستیان پفایفر میگوید: تحصیلات عامل تعیینکنندهای است. مسنها بیشتر از جوانها، زنان بیش از مردان و ساکنان شرق آلمان بیش از ساکنان غرب در ارزیابیهایشان دچار خطا میشوند و کمسوادها نیز بیش از تحصیلکردهها. مرد کمسواد و مسنی که اهل شرق آلمان بوده و ترجیح میدهد به برنامههای شبکههای خصوصیRTL و1Sat نگاه کند و روزنامه بیلد بخواند درصد خطایش در ارزیابیها بیشتر از اشخاص دیگر است. چنین شخصی همچنین طرفدار مجازاتهای بسیار سختگیرانه است. بنابراین جوانان تحصیلکردهای که اطلاعاتشان را برای مثال از روزنامه فرانکفورتر آلگماینه()FAZ ، روزنامه زوریخ()SZ و یا برنامه خبریZDF ، تاگس تمن که منابع اطلاعرسانی معتبرتری هستند، میگیرند خواستار اعمال مجازاتهای سبکتری هستند. این افراد به واقعیات نزدیکترند و طرفدار تنبیهات متعادلتری برای مجرمان هستند.
رویههای جنایی
وقتی این تصور برای مردم ایجاد میشود که جنایات و بخصوص نوع سنگینشان در حال افزایش است این امر متاسفانه پیامدهایی برای رویههای جنایی به دنبال دارد. بحث بر سر تشدید بازداشتهای احتیاطی شاید در سالهای گذشته جنجالبرانگیزترین بحث بوده باشد. پفایفر و گروه کارشناسیاش به این نکته اشاره میکنند که از سال 1992 به این سو پنج بار اصلاحاتی در قوانین صورت گرفته که در هر پنج بار این قوانین شدیدتر و سختگیرانهتر شدهاند. در سالهای گذشته قانونگذار در 40 مورد از قوانین تنبیهی دست برده و بر شدتشان افزوده است.
به موازات آن دادگاهها نیز بر شدت اقدامات تنبیهیشان افزودهاند. به عنوان مثال در مورد جرائمی که به آسیبدیدگیهای شدید جسمی منتهی شده محکومیتهای زندان اعمال شده از سوی دادگاهها از 7/5 درصد به 9/6 درصد افزایش یافته است. همزمان مدت محکومیت زندان نیز به میزان حدود 33 درصد بیشتر شده است. بنا به گفته پفایفر، این دو تغییر باعث شده که مجموع سالهای حبسی که از سوی دادگاهها اعمال شده به ازای هر 100 نفر محکوم از 2/6 سال به 10 سال افزایش یابد. در صورتی که شدت جرایم واقعا بیشتر میشد این تغییر قابل درک بود، اما آنچه که آمار و ارقام در مورد شدت آسیبدیدگیهای جسمی نشان میدهد دقیقا عکس این مساله را ثابت میکند.
امنیت لرزان
تفاوتی که مشاهده میشود قابل توجه و پرهزینه است؛ در مورد مجازات زندان در این فاصله و تنها در مورد آسیبهای شدید جسمی افزایش 945/7 سال حبس مشاهده میشود. اگر هزینه متوسط یک روز حبس را 80 یورو در نظر بگیریم مجموعا میشود حداقل 232 میلیون یورو و متوسط سالهای حبس انواع مختلف جرایم افزایشی 40 درصدی را نشان میدهند؛ یعنی از 2/5 سال به 3/7 سال. بنابراین جای شگفتی نیست که زندانهای آلمان از زندانی پر شده است. طبق آمار اجرای احکام تعداد زندانیان در غرب آلمان در طول 12 سال از 37468 به 51881 نفر افزایش یافته است، یعنی 5/38 درصد افزایش که هزینه آن به یورو معادل است با 421 میلیون یورو افزایش هزینه! اما از قرار معلوم چنین ارقامی تنها متخصصان امر را به فکر فرو میبرد. با وجود تدابیر صرفهجویانهای که در کل کشور آلمان اعلام میشود از سال 2000 در کل آلمان قرار است 12000 زندان و بازداشتگاه جدید با هزینهای بالغ بر یک میلیارد و 400 میلیون یورو ساخته شود.
هزینهها
کارشناسان میگویند جرایم سنگین در حال کاهش هستند، اما دادگستری و نظام سیاسی آلمان به گونهای رفتار میکنند که انگار جرم و جنایت به شکل افسارگسیخته افزایش مییابد. به جای این که در سطح واقعیات بمانند و بپرسند که این هزینههای سرسامآور چه سودی برای مردم دارند تنها به تقاضای مردم مبنی بر ایجاد مراکز تنبیهی توجه میکنند. در حالی که بد نیست از خودشان بپرسند چه فایدهای دارد که افرادی که از دولت کمکهزینه دریافت میکنند به دلیل بدهیهای مالی در زندان به سر ببرند و این که آیا برای خردهخلافکارها نمیتوان جایگزین دیگری به جای حبس پیدا کرد؟ حال که ظاهرا دولت آلمان در هزینههایش دست و دلبازی به خرج میدهد آیا بهتر نیست به جای ساختن زندانهای جدید در تدابیر پیشگیرانه بیشتر سرمایهگذاری کند؟
کاتیا زفلت
مترجم : بهرام سالمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: