نتایج به دست آمده از تحلیل گزارش های چند ایستگاه رادیویی

اشاره : این مقاله به بررسی تاثیر میزگردهای سیاسی رادیو (PTR) بر نگرش سیاسی شنوندگان در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 امریکا اختصاص
کد خبر: ۲۲۹۲۲
دارد.
تحلیل اطلاعات به دست آمده ، برای پاسخ به این پرسش بود که آیا پیامهای PTR برمخاطب اثر می گذارند ، یا آن که مخاطب تنها بر اساس اعتقادات سیاسی پیشین خود تصمیم می گیرد؛ در واقع ، بررسی حاضر، میزان کارآیی رسانه از یک سو و دانش سیاسی فرد را از سوی دیگر بررسی می کند و از میزان تاثیر رسانه بر نگرشهای سیاسی پرده برمی دارد. از این تجزیه و تحلیل 3نتیجه عمده حاصل می شود ؛ اول این که اثر PTR بر نگرش افراد در طول زمان بسیار ناچیز است . دوم آن که وقتی میان تاثیرپذیری از رسانه و نگرش سیاسی رابطه ای علت و معلولی مشاهده می شود، جهت تاثیر معمولا از نگرش به سوی دریافت است و نه بالعکس . سوم آن که ، کاربرد دانش سیاسی به عنوان جایگزینی برای تاثیرپذیری از رسانه به جای تماشای ساده آن ، بر میزان رابطه مشاهده شده میان پیامهای PTR و نگرش نسبت به رهبران سیاسی نیفزوده است . PTRها یا میزگردهای سیاسی رادیویی که مردم می توانند با آنها تماسهای تلفنی برقرار کنند ، ترتیبی منحصر به فرد را در بررسی تاثیرات رسانه بر شکل گیری و تغییر نگرشهای سیاسی پیش می کشند. در امریکا این روش در واقع بمباران مکرر اطلاعاتی مخاطب است که به شکل یکسویه انجام می گیرد (دیویس .1997) انتظار می رود در چنین شرایطی اثر پیامهای سیاسی بر نگرش مخاطب به اوج خود برسد (زالر .1992) علاوه بر این ، PTR رسانه ای فعال و تعاملی برای تمرکززدایی دانش سیاسی ، مدنی و نیز گفتگویی زنده و پرانرژی برای تبادل نگرشهای سیاسی و پویایی مشارکت سیاسی به شمار می آید (کاپلا و دیگران 1996) بنابراین پیامها و اطلاعات موجود در PTR درجه بالایی از مشارکت سیاسی ، اجتماعی و آموزش فردی را میسر می سازند (هلندر 1999) و سرانجام PTR زمینه ای مساعد برای تحقیق در مشارکت سیاسی فراهم می آورد ؛ چرا که مخاطب آن به آسانی از طریق پیش فرض های سیاسی و میزان گوش دادن به رادیو از دیگران متمایز است . این تنوع در میان شنوندگان PTR (و نیز غیرشنوندگان) می تواند به طور موثر برای آزمودن فرضیه اهمیت پیش فرض های اولیه سیاسی و میزان گوش دادن ، به منظور اقناع سیاسی به کار رود. بررسی حاضر برای بهره گیری از این ویژگی منحصر به فرد PTR طراحی شده است . این بررسی بر محور تاثیر پیامهای PTR بر نگرش سیاسی مخاطبان با هدف ویژه آزمودن دقیق ماهیت رابطه عللی موجود بین گوش دادن به پیام های اقناعی سیاسی در PTRها و تغییرات در نگرش سیاسی متمرکز است . ما مختصری از بررسی های انجام شده روی این اثر را ارائه می دهیم و سپس برخی فرضیه های موجود در زمینه ارتباط میان گوش دادن به رادیو و تغییر نگرشهای سیاسی را طرح می کنیم .

اثرات میزگردهای سیاسی - رادیویی بر مخاطبان خود

میزگردهای سیاسی رادیو را می توان فراخوانی برای گفتگو درباره سیاستمداران ، انتخابات و امور مربوط به سیاست عمومی دانست (بارکر و نایت .2000) بارزترین ویژگی این برنامه ها ماهیت تعاملی و تفریحی آن ، نوگرایی و تاکید آن بر پویایی سیاسی است (دیویس .1997) شنوندگان برنامه های گفتگوی سیاسی رادیو از سال 1990 کاهش چشمگیری پیدا کرده اند (کاپلا و دیگران 1996 ، هلندر 1999) ، اما در عین حال ، شهرت PTR از مقالات روزنامه ای و پژوهش های مختلف چشمگیرتر است و گرچه روشنفکران از آن انتقاد می کنند، اما PTRها و میهمانان و مجریان آنها به عنوان عاملی مهم در سیاست های ملی و منطقه ای تلقی می شوند. با این حال ، تردیدهایی در زمینه یافته های موجود و تفسیر آنها وجود دارد، از سویی شواهد نشان می دهد که شنوندگان PTR مشتاق هستند اطلاعات سیاسی دریافت شده خود را غنا و وسعت بخشند (کاپلا و دیگران 1996) و از دیگر سو، نشان داده شده است که شنوندگان این برنامه ها بشدت محافظه کار، دارای دانش سیاسی بالا و جهتگیری قوی سیاسی هستند. هنگامی که مخاطبان ، میهمان خاصی را در برنامه انتخاب می کنند و به سخنان او گوش می دهند، چنان که سخنان او، حتی اندکی فراتر از تقویت یا فعال کردن نگرشها و باورهای موجود برود و تلاش در برگرداندن وضعیت داشته باشد، تاثیر آن به حداقل ممکن می رسد. از سوی دیگر، گروهی هستند که بر تاثیر بسیار بالای PTR تاکید دارند. آنها می گویند میهمانان و مجریان میزگردها، دسترسی بی قید و شرطی به مخاطبان خود دارند و ساعتهای بسیاری را به خود اختصاص داده اند. حتی برخی بر این عقیده اند که لحن مباحثه ها در این برنامه ها خارج از اصول و گاهی بی ادبانه و به دور از نزاکت و گاهی نیز نژادپرستانه ، مردم فریب و شوونیستی است (روند .1997) پس از بمبگذاری در اکلاهما، پرزیدنت کلینتون افراطیون شرکت کننده در رادیو را مورد انتقاد قرار داد و گفت : «آنها فضایی را ایجاد کردند که مردم از دولت فدرال متنفر شوند و در نتیجه این روند می تواند به تروریسم ختم شود.» ولی آنچه مسلم است این است که به فرض موثر بودن PTR بر نگرشها، باورها، نقطه نظرها و رفتارها، این تاثیر بر همه مخاطبان یکسان نیست . از میان بررسی های انجام شده 2پژوهش مستقیما درگیر این امر شده اند. لی و کاپلا (1998) همبستگی مستمری بین میزان گوش دادن به PTRهای محافظه کار و لیبرال با نگرش نسبت به رهبران دمکرات و جمهوریخواه پیدا کردند (1996) در هر حال این یافته ها فقط مقطعی بودند و نگرش نسبت به رهبران سیاسی می توانست تنها به استفاده از رسانه مربوط باشد و نه بالعکس . نایت و بارکر پژوهشی مشابه را با بررسی هم تغییر (کوواریانس) بر محور گوش دادن به برنامه ای خاص انجام دادند. یعنی ارتباط میان بودن در فضای برنامه یاد شده را با نگرش نسبت به تعدادی از امور سیاسی اجتماعی بررسی کردند. آنها این امور را به 2دسته تقسیم کردند: مطالبی که در سال گذشته در برنامه به بحث تفصیلی گذاشته شده بود و مطالبی که چندان به بحث گذاشته نشده بود. تنها مطالبی که به تفصیل به بحث گذاشته شده بودند، با میزان استفاده از رسانه ، هم تغییری (کوواریانس) نشان دادند؛ بنابراین برخی پژوهشگران نتیجه گرفتند که این برنامه خاص رادیویی منشائ اثر قدرتمندی بر برخی نگرشهای سیاسی اجتماعی است . به هر تقدیر، تاثیر می توانست به نوعی دیگر باشد. آنها که نگرشهای محافظه کارانه داشتند، در واقع به بحثهای محافظه کارها و آنان که عقاید لیبرالیستی داشتند، به بحثهای لیبرال ها توجه می کردند و این بدان معناست که مخاطب ممکن است تماس خود را با برنامه بر اساس مطالبی که از آن پخش می شود، برقرار کند و در واقع عکس این قضیه اتفاق نیفتد. مفهوم اقناع سیاسی به وسیله زالر کشف شد (زالر .1987) او این بحث را پیش می کشد که الگوی رابطه میان تاثیرپذیری از رسانه و تغییر نگرش ، یک الگوی ساده خطی نیست ، بلکه تابعی غیرخطی از پذیرش محتوای پیام از سوی شهروندان است . افرادی با حداکثر تاثیرپذیری رسانه ، احتمالا بیشترین دریافت پیامهای سیاسی از رسانه ها را خواهند داشت ، اما احتمال بسیار بسیار اندکی وجود دارد که نگرش خود را به منظور انگیزش پیام ، تغییر دهند. سطح بالای آگاهی سیاسی این افراد موجب می شود که آنها در برابر تغییر مقاومت کنند؛ چرا که آنها قادرند در مقابل مطالب اقناعی بحثهای مخالف راه بیندازند. افرادی با سطح پایین دریافت (آگاهی سیاسی اندک ) کمترین پیام را دریافت می کنند و بنابراین از آنان انتظار نمی رود که عقاید خود را تغییر دهند (اگر چه بالقوه ، آنها احتمال بیشتری برای اقناع دارند). بر عکس ، افرادی با سطح متوسط تاثیرپذیری (آگاهی سیاسی متوسط) احتمال کمتری دارد که ایده سیاسی خود را در جهت پیام تغییر دهند یا اصولا عقیده ای را بنا نهند؛ چرا که این گروه تمایل کمتر و متوسطی به رسانه دارند و مقاومت آنها در برابر این پیامها نیز در حد متوسط است بنابراین شکل نهایی رابطه میان پذیرش و تغییر نگرش ، تابعی از میزان مقاومت مخاطب در برابر پیام است .

فرضیه ها

در زمینه رابطه علی برنامه های PTR و تغییر نگرشهای سیاسی ، در ارتباط با بحثهای انجام شده چندین پیش فرض منتج می شود. اول آن که اگر پیوندی خطی میان این متغیرها وجود داشته باشد، بررسی های انجام شده اثری علت و معلولی را از سوی رسانه به سمت تغییر نگرش نشان می دهد. در این صورت با فرض ثابت بودن سایر عوامل ، شواهد باید نشان دهند که:
الف - شنوندگان میزگردها احتمال بیشتری برای تغییر نگرشهای سیاسی نسبت به اموری که به طور مستمر در PTR مطرح می شود ، دارند.
ب - آنها که بیشتر به این برنامه ها گوش می دهند ، تغییر بیشتری را تجربه می کنند.
ج - جهت تغییر نگرش (مثبت یا منفی) بستگی به محتوای مطرح شده در PTR دارد و مشروط به موضعگیری های قبلی نیست . اما از آنجا که بررسی ها چنین نتایج و روند تاثیری را نشان نمی دهند ، ممکن است عکس قضیه صادق باشد. بدین معنا که ممکن است کسانی که دیدگاه ها و اولویت بندی های شفاف و مشخص سیاسی دارند، خود را در معرض پیامهایی قرار دهند که همان موضع قبلی آنها را تایید و تقویت کند (رابین 1994) ، درباره موقعیتی خاص که مورد نظر آنهاست بیشتر بیاموزند (نیومن 1986) و یا حتی خود را به بحثهای سیاسی که بتواند از عقایدشان دفاع کند، مجهز کنند (کوزیکی و مک لد .1990) اگر چنین فرضیه ای درست باشد، شواهد باید نشان دهند که با فرض ثابت بودن تمام عوامل دیگر :
الف - شنوندگان و غیرشنوندگان به یک اندازه در معرض تغییر هستند.
ب - تغییر نگرش سیاسی در میان شنوندگان معنی دار نیست ؛ چه میزان شنیدن برنامه زیاد شود و چه ثابت بماند.
ج - تغییر نگرش به تقویت نگرشهای قبلی می انجامد. سرانجام ، اگر رابطه میان گوش کردن برنامه و تغییر نگرش سیاسی غیرخطی باشد ، رابطه میان این 2متغیر باید محدود به شنوندگانی شود که به طور متوسط به برنامه گوش می دهند. به دیگر سخن ، در این صورت قاعدتا نباید در نگرش سیاسی افرادی که مدت زیاد و یا بسیار کم به برنامه گوش می دهند، تغییر چندانی و یا اصولا تغییری مشاهده شود و برعکس ، در نگرش کسانی که زمانی متوسط را صرف گوش دادن به برنامه می کنند، انتظار تغییرات مهم می رود. چنین فرضی ، جهت تاثیر علی را از PTR به سوی نگرش می داند. فرضیه دیگری نیز موجود است که می گوید تا آنجا که می توان باید نگرشها را نسبت به برنامه ارزیابی کرد. در نگرش کسانی که به طور متوسط در معرض برنامه هستند، تغییر بسیار جزیی است و یا اصولا تغییری رخ نمی دهد.

نوشته : ایساک یانوویتسکی ، جوزف کاپلا
ترجمه : ناهید کاتبی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها