در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این که کشور ما از معدود مللی است که از این فرمول جدید بهرهمند شده و سهمیه دوگانه قبلیاش 2 برابر شده است، اما به نظر میرسد لیگ قهرمانان قاره در فرمول و روال جدید خود فاقد عقل و خرد و روالی باشد که برای پیشرفت فوتبال قاره به آن نیاز است.
فلسفه تغییر فرم مسابقات هر چه بوده باشد، پرسپولیس، استقلال، سپاهان و صباباتری تیمهایی هستند که از جانب ایران در قرعهکشی روز 18 دی شرکت داده خواهند شد و در آن تاریخ از سرنوشت اولیه خود مطلع میشوند و تیمهای همگروه خود را خواهند شناخت.
از همه تیمهای حاضر در این مسابقات خواسته شده است که سرمربیان و کاپیتانهای خود را به مراسم قرعهکشی بفرستند اما جدا از تشریفات و مطلع شدن از موارد اولیه و نام حریفان، برنامهریزی فنی این تیمهاست که اهمیت دارد.
آنها باید هم به لحاظ جسمی و روحی و فنی به اوج آمادگی برسند و هم شناخت کافی از حریفان به دست آورند و بیگدار به آب نزنند. در سالهای اخیر تیمهای ما معمولا با همان آمادگی و فرم لیگ داخلی پای در رقابتهای قارهای گذاشته و در نتیجه راه به جایی نبردهاند و شناختشان از رقبای قارهای نیز فقط بعد از شروع مسابقات و پس از برگزاری هر 3 دور از پیکارها حاصل آمده است.
شکی نیست که در آن زمانها معمولا قسمتی از سرنوشت این تیمها تعیین شده و کار از کار گذشته است. بیهوده نیست که از زمان ادغام 2 جام باشگاهی قبلی قاره و تشکیل تک جام قهرمانان آسیا فقط یک بار اتفاق افتاده که یک تیم ایرانی به فینال برسد (سپاهان در 2007) و باز بیدلیل نیست که از 1992 به بعد حتی یک تیم ایرانی صاحب جامهای باشگاهی آسیا نشده و آن چه عجیب مینماید، ادامه ادعاهای ما درباره سروریمان در فوتبال آسیاست.
AFC قطعا با ما مماشات کرده است و اگر جز این بود، به دلیل ضعفهای تشکیلاتی فوتبال ما و کمبودهای امکانات و تاسیسات باشگاههای ایران اجازه نمیدادند ما از کشورهای 4سهمیهای جام باشگاههای قاره باشیم.
ضد و نقیض
همین حالا بر سر محل انجام بازیهای خانگی صبا و سپاهان در این دیدارها بحث و جدل ادامه دارد و اگر ورزشگاه آزادی نبود تا مثل معمول سرخابی را از زیربار خجالت سالها کمکاریشان در زمینههای ساختاری و تشکیلاتی رهایی بخشد، آنها هم محلی استاندارد برای برگزاری دیدارهای خانگی خود نداشتند.
ضد و نقیض گوییهای AFC در مورد شرایط و اصول لازم برای حضور در مسابقات فوتبال قاره باعث شده است ایدهآلگراییها هم نزد تیمهای ایرانی کاهش یابد و از وضعیت فعلی خود احساس نگرانی نکنند. از یک سو نهاد حاکم بر فوتبال آسیا تاکید میکند که حرفهای و مستقل بودن باشگاهها و تکیه نکردنشان بر بودجههای دولتی از شرطهای حضور در رقابتهای قارهای است و از جانب دیگر تیمهای ایرانی فاقد این اصول را میپذیرد و وارد میدان میکند بنابراین تهدید اخیرش مبنی بر پایان دادن به حضور تیمهای غیرحرفهای در لیگهای کشور متبوعه، چندان جدی نمینماید و مثل بعضی حرفهای دیگر محمدبن همام، رئیس قطری AFC ، بیشتر به اظهارات مسوولی شبیه نشان میدهد که میخواهد خود را به ظاهر همسو با موضعگیریهای فیفا نشان بدهد و در باطن بعضی جناحها را راضی نگه دارد.
در چنین فضای ضد و نقیضی، 4 نماینده ایران که جملگی براساس تعاریف AFC باشگاههایی ناقص و غیرحرفهای جلوه میکنند، موظف به کسب نتایجی عالی در جام باشگاههای قاره و محکوم به درخشش هستند زیرا اگر تیمهای ما لااقل تا یکچهارم و نیمه نهایی مسابقات پیش نروند، AFC نیازی به حفظ موضع و جایگاه مشروط آنها نزد خود نمیبیند و میتواند در مرتبه بعدی اولویت را به لیگهایی بدهد که از لیگ ما تشکیلاتی و حرفهایتر هستند.
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: