بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی ، درخصوص رویکرد گسترده سینماگران به تلویزیون و ساخت مجموعه های تلویزیونی
کد خبر: ۲۲۷۵۱
، واکنش های متفاوتی از خود نشان داده اند. برخی از آنان ، این رویکرد را نوعی کم توجهی به سینما تلقی کرده اند و دیگران نیز ، آن را به حساب جذابیت های انکارناپذیر تلویزیون و تنوع و گستردگی مخاطبان این رسانه گذاشته اند. واقعیت این است که قرار نیست چنین پدیده ای را به مسابقه و رقابتی شبیه دانست که در نهایت ، قرار است ، برنده ای از آن ، سر بلند بیرون آید. این پدیده ، در شرایط اجتماعی ما بسیار طبیعی است . در شرایطی که هزینه های تولید فیلم سینمایی بسیار سنگین است و کمتر کارگردانی ، برای ساختن فیلمهای هنری و غیرتجاری و کم فروش ، حاضر است دل به دریا بزند و کمتر تهیه کننده ای در بخش خصوصی حاضر است با ساختن یک فیلم غیرتجاری هر چند به عنوان یک کار هنری با مخاطبان فرهیخته و خاص سرمایه اش را به باد دهد، طبیعی است تلویزیون می تواند برای فیلمسازان ما جذابیت فراوانی داشته باشد. علی شاه حاتمی ، نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی «خوش رکاب » نیز، بی تردید، با همین انگیزه ها و به شوق برقراری ارتباط با مخاطبان گسترده تلویزیونی ، به تلویزیون روی آورده است . خوش رکاب ، از مجموعه هایی است که به چند دلیل عمده زیر، به مجموعه ای خوش اقبال بدل شده است :
1- بافت کلی فیلمنامه ، از نظر داستان پردازی ، بویژه سادگی و پیچیده نبودن لایه های داستانی اثر ، برای مخاطبان عام تلویزیونی دلچسب و قابل درک است.
2- کارگردان ، در سراسر مجموعه ، حضوری محسوس دارد. این معنا را در طراحی دقیق صحنه ها، میزانسن ها و حتی برخی قاب بندی های تصویری نیز بخوبی می توان شاهد بود.
3- مجموعه ، در برقراری ارتباط با مخاطبان عام تلویزیونی (بویژه با توجه به تنوع گروههای سنی بینندگان و تفاوت های فرهنگی و سطح سواد و میزان تحصیلات آنان) تجربه موفقی بوده است که به حق باید آن را نوعی نوآوری در سینمای دفاع مقدس به حساب آورد.
4- ساخته شدن چنان فیلمی راه را برای بسیاری از فیلمسازان دیگر به منظور نزدیک تر شدن به جبهه و جنگ و بویژه برای شوخی با آدمهای جبهه و جنگ (در حدی که به هیچ روی ، عبور از خط قرمزها نیز تلقی نشود) بازکرده است.
5- استفاده از بازیگر با سابقه و توانمندی چون محمدکاسبی در نقش تقی (راننده کامیون) شرایطی به وجود آورده است تا کاسبی بتواند ، بخش عمده ای از فضاسازی ها را در بازیهای یکدست و روان خود، در این مجموعه ، فراهم سازد و برخی ضعفهای احتمالی متن و گفتگوها را نیز به تنهایی جبران کند. (حضور صالحی را به عنوان شاگرد راننده ساده لوح و سطحی نگر نیز در کنار کاسبی نباید نادیده گرفت.
6-خوش رکاب در بخش پرداخت شخصیت محوری فیلم یعنی آقا تقی تا حدود زیادی ساده انگارانه برخورد می کند. بدین معنا که ، تحول و دگرگونی چنین شخصیتی ، سیری معقول و منطقی ندارد. به بیان دیگر، بلوغ روحی و ذهنی این شخصیت ، در یکی ، دو بخش پایانی مجموعه ، با ضرباهنگ بسیار تند و پرشتابی رخ می دهد. در حالی که برای رسیدن به چنین تحولی ، باید دلایل محکمتر یا واکنش های طبیعی تری را شاهد باشیم . برای مثال ، باید شرایطی پیش می آمد که تقی به اوج ایثار و جانفشانی رزمندگان پی می برد. یا در شرایط خاصی ، حضور ناخواسته خود او یا شاگردش ، به حضور مثبت و معنادار بدل می شد. باید شرایطی به تصویر کشیده می شد که تقی دریابد، وجود او و خوش رکاب و شاگردش ، مثلا در نجات جان چند رزمنده یا رهایی آنان از مهلکه ای ، بسیار نقش داشته است . تنها در سایه چنین تمهیداتی فیلمساز می توانست ، تقی را به نوعی بلوغ فکری یا تحول روحی و دگرگونی های مورد نظر شخصیتی نزدیک کند.
7- پایان خوش مجموعه ، بویژه ، ازدواج مهدی (رزمنده جوان) با دختر آقاتقی تا حدود زیادی ، تکرار کلیشه های رایج در فیلمهای سطحی و پیش پا افتاده را در ذهن بیننده حرفه ای ، زنده می کند. در عین حال ، فراموش نمی توان کرد که بخش عمده ای از مخاطبان عام تلویزیونی برای چنین پایانی اهمیت قائل می شوند و نمی توان به نوع نگاه و سلیقه آنان نیز بی اعتنایی نشان داد.
8- بی آن که بخواهیم موسیقی این مجموعه را تنها به دلیل نوعی گرایش آگاهانه از سوی سازنده آن (فردین خلعتبری) به نوعی موسیقی سبک و حتی مبتذل و کوچه بازاری ، نزدیک بدانیم . براستی نمی توانیم به این نکته نیز توجه نداشته باشیم که با وجود تناسب معقولی که میان شخصیت تقی به عنوان یک راننده کامیون با نوع شعرها ، مثلها و تصنیف هایی که گاه و بیگاه بر لب می آورد. بازهم در انتخاب نوع شعرهای آغاز و پایان هر بخش از این مجموعه و بویژه نوع ملودی و لحن بسیار نازل آن که فاقد کم ترین ظرافت های شاعرانه در متن تصنیف و ترانه است و با ترکیب های بسیار پیش پا افتاده ای چون «هیشکی ندیدم ، تو نخت نباشه!!» در حد بعضی از ابیات منظومی که تنها روی بعضی وانت بارها و کامیون ها نوشته می شود ، بی سلیقگی آشکاری به چشم می خورد ؛ هرچند نمی توان منکر شد که متاسفانه بسیاری از تماشاگران تلویزیون ممکن است از چنین تصنیف و ترانه ای ، بسیار هم شادمان شوند.