در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر این مسابقات را مثلثی با 3 ضلع مجری، رایانه (بازی رایانهای) و شرکت کننده فرض نماییم؛ متوجه اهمیت مجری به عنوان یکی از اضلاع اصلی این مثلث خواهیم شد لذا شکی نیست که برای این گونه مهم و پربیننده، آن هم در مدیوم تلویزیون، مجریان خاصی کارساز خواهند بود تا علاوه بر جلب اعتماد و توجه مخاطب در ارتباطی سنجیده، به نوعی وظیفه هویتبخشی به مسابقات را نیز به انجام رسانند و در این میدان پرآمدوشد، گوی سبقت و برتری را از نمونههای مشابه داخلی و حتی خارجی خود بربایند...
گفتگوی امروز با حسین عباسی درباره اجرای این مسابقات است.
عباسی، سال 1354 در شهرستان بابل به دنیا آمده است و دیپلم ادبیات و کامپیوتر دارد. وی فعالیت هنری را از سال 1368 با تئاتر در زادگاهش آغاز کرد و از سال 1372 وارد تلویزیون مازندران شد.
سال 1378 اولین بازیاش را درسریال تلویزیونی (این 5 نفر) که در گروه کودک و نوجوان شبکه جامجم تولید شد به نمایش گذارد و 2 سال بعد در برنامه رنگین کمان شبکه تهران حضور یافت. سال 82 با اجرای برنامه پلک در کنار صابر ابر و مهدی سلوکی، چهره شد و از همان سال به طور همزمان، اجرای مسابقه گوی و میدان را برعهده گرفت که تاکنون ادامه دارد.
عباسی، صداقت در کار را مجوزی برای ادامه فعالیت رسانهای میداند و میگوید: «ارتباط راحت و بیپیرایه در کنار اطلاعات عمومی بالا، لازمه اصلی اجرای مسابقههای تلفنی است.»
بازی در سریالهای آنی و نانی و ماجراهای بادومی(شبکه جامجم) و اجرای مسابقهها و برنامههای در صد ثانیه، وقت مسابقه، نوربالا، سینما گلخانه و... از دیگر تجربههای اوست.
با وجود آنکه تحصیلات دانشگاهیتان را ادامه ندادهاید، خوب در رسانه دوام آوردهاید؟
این دلیل نمیشود. قانونی در این زمینه وجود ندارد. خیلی از مجریان و بازیگرها را میشناسم که حتی دیپلم هم ندارند اما مثلا در حیطه اجرا جزو مجریهای خیلی خوب هستند و حتی برنامههای تخصصی را هم اجرا میکنند. به قول آقای شجاعیمهر، مجری اقیانوسی است با عمقکم. برخی از مجریها، تحصیلات بالایی ندارند اما اطلاعات عمومی خیلی خوبی دارند. مدرک، برای استخدام لازم است اما در اجرا، حرف اول را نمیزند ضمن اینکه من اتفاقی وارد کار اجرا شدم و پیش از آن 6 5 سال در حوزه تولید برنامههای مختلف حضور داشتم. در مسابقه نیز مجری بازیگرم.
من فعالیت هنریام را با بازیگری آغاز نمودم و علاقه بسیار زیادی به این رشته دارم اما بسیاری از موقعیتهای بازی را به دلیل اینکه کار اجرایم لطمه میخورد، نپذیرفتم. من نیامدم تا با اجرا، معروف شوم که از سوی کارگردانها پیشنهاد بازی داشته باشم. چون به من اعتماد شده و مردم هم این لطف را داشتهاند و با کارهایم ارتباط برقرار کردهاند. باید دینم را به آنها ادا کنم و حرمت این جایگاه را نگاه دارم بنابراین تحصیلاتم در این زمینه باشد یا نباشد باید اطلاعات و ارتباطم با مخاطب، به روز باشد تا به ورطه تکرار نیفتم. 50 درصد اجرای من در مسابقات تلفنی، بیان و بازی است و به تخصص بازیگری من ارتباط دارد. شاید یک مجری که کار بازی نکرده باشد، نتواند اجرای مسابقه تلفنی را برعهده گیرد.
پس شما بازیگر مسابقه تلفنی هستید؟
شاید این طور نشان ندهد اما واقعا فکر میکنم در حال بازی کردن هستم. این هم یک نوع تخصص است.
میتوان گفت که شما بازیگری را به نفع اجرا از میدان به در کردید؟
نمیدانم اما اگر روزی شرایطی مهیا شد که کار بازیگری به اجرایم لطمه وارد نکند قطعا این کار را خواهم کرد کما این که الان در حوزه کودک این کار را میکنم.
گوی و میدان در مسابقه گوی و میدان به دست شماست؟
من تا حدودی سکاندار برنامه هستم. به هر حال بسیاری از ملاحظات ریز و درشت قابل رعایت در ارائه یک برنامه با همکاری مجری، محقق خواهد شد اما همه چیز در دست من نیست و بخش اعظم کار را همکاران خوبم انجام میدهند. این برنامه نیز مانند همه برنامهها حاصل یک کار گروهی است.
مجال کافی برای میدانداری در اجرا دارید؟
بله، خوشبختانه به من اعتماد میکنند و البته انتظار دارند که خط قرمزها را نیز خوب بشناسم.
پس چرا گاهی دست و پا بسته عمل میکنید؟
دست و پا بسته نیستم، فرصت کوتاه است اما از آنجایی که میدانم تهیهکننده و مسوولان شبکه چه میخواهند، هیچ مشکلی ندارم و با آقای محمدیان (تهیهکننده برنامه) خیلی راحت هستم. برخی از تهیهکنندگان، مجریانشان را محدود میکنند اما ایشان اینگونه نیستند.
اگر این گوی، شما را از میدان به در کند؟
قرار نیست که من همیشه مجری باشم. هر کس تاریخ مصرف خودش را بهتر میداند و نباید خودخواه باشد و هر زمان احساس کند که دیگر نمیتواند در کارش تنوع ایجاد کند باید برود.
مسابقههای تلفنی، مصرف حرف شنیدنی برای شنیده شدن دارند؟
در همه جای دنیا، مسابقههای تلفنی را به عنوان یک میان برنامه میشناسند و تعریف میکنند. مسابقههای زنده تلفنی در تلویزیون ما جای خود را باز کردهاند و آمار و ارقام از اقبال گسترده بینندهها نسبت به آن حکایت دارد.
بنابراین ما نیز از همین دلبستگی و توجه استفاده میکنیم و بسیاری از پیامها و نکات اخلاقی و علمی آموزنده را لابهلای خندهها و شوخیها به بیننده منتقل میکنیم. حتی بسیاری معتقدند این مسابقات، نگاه مخاطب را به اطلاعات عمومی تغییر داده و مطالب ارزندهای را به طور مستقیم در اختیار آنها قرار میدهد. برای خود من که مجری هستم نیز اطلاعات جدید و خیلی خوبی به همراه داشته است.
حرف اول اجرا در این عرصه به چه چیزی بستگی دارد؟
حرف اول اجرا به نوع مسابقهای که به شما سپرده میشود بستگی دارد. گاهی شرایط و فضای مسابقه به گونهای است که مجری نمیتواند کاری بکند، ابتکار عمل داشته باشد، ایدههایش را به منصه ظهور برساند و در یک کلام خودش را نشان دهد. درست مثل بازی در یک فیلم است که گاهی بازیگر میگوید نقش اولی که بازی کردم آنقدر خاص بود که نتوانستم خودم را نشان دهم. بعضی اوقات هم در یکی دو سکانس 10 دقیقهای بیشتر بازی ندارد اما مورد توجه قرار میگیرد.
فاکتورهای مختلفی برای یک مجری وجود دارد. کسی که میخواهد اجرا کند حتما باید بداند در چه زمینهای مهارت و توانایی دارد زیرا هر یک از بخشهای خبر، ورزش، مسابقات و سرگرمی و... شیوه اجرای خاص خودش را دارد مثلا من هیچ وقت مجری کودک خوبی نخواهم شد.
چرا؟
هنگامی که در برنامه رنگینکمان شبکه تهران حضور داشتم در فاصله زمانی رفتن خاله زیبا و آمدن خاله نرگس، به مدت 2 ماه اجرای برنامه به من سپرده شد.
واقعا در این مدت زجر کشیدم و دست آخر هم بیشتر سعی کردم بازی کنم تا اجرا، پذیرش اجرای یک برنامه از سوی مجری باید با آگاهی کامل صورت بگیرد. اصلا یکی از ویژگیهای مجری، برخورداری از دانش تخصصی در حوزه بحث و برنامهای است که اجرا میکند. اگر چه بیان و قدرت برقراری ارتباط قابل قبول، خیلی مهم است اما اطلاعات، حرف اول را میزند. شما ببینید ما 5 4 گزارشگر فوتبال در شبکه 3 داریم که اینها واقعا بینظیرند و به نظر میرسد تمام زندگیشان به نوعی اطلاعات ورزشی است. البته این را هم در نظر داشته باشید که گاه مجری با آگاهی کامل و تایید و تشویق افراد صاحبنظر، اجرای برنامهای را میپذیرد اما خروجی کار، خوب نمیشود و مخاطب با کارش ارتباط برقرار نمیکند. شاید بتوان این مورد را یک نوع آزمون و خطای غیرقابل پیشبینی دانست که خیلی اوقات با آزمون و خطای عمدی اشتباه گرفته میشود.
تکراری نو در اجرای مسابقه تلفنی؟
مسابقه، هر روز پخش میشود و خواهناخواه ممکن است به ورطه تکرار بیفتد اما من در این سالها تلاش کردم تا با بهرهگیری از مناجاتهای علامه حسنزاده آملی، خواجه عبدالله انصاری و تک بیتهای نابی که در وصف خداوند متعال بود، اجرایم را آغاز نمایم. شروع مسابقهای روتین، یک تکرار است اما من کوشیدم تا با این شیوه، کار نویی ارایه دهم و به تناسب وضعیت هر روز، برنامهای جذاب داشته باشیم.
خودتان را هم نو تکرار میکنید؟
سعی میکنم این اتفاق بیفتد. این که آدم هر روز تکرار شود اصلا خوب نیست. درباره مسابقه هم همینطور است. خوشبختانه تغییراتی را مدنظر داریم که به احتمال زیاد تا زمان چاپ این گفتگو، شاهد خواهید بود.
اجرای مسابقه تلفنی، زنگ تفریح است؟
مسابقه تلفنی، یک برنامه سرگرمی است البته زنگ تفریح صرف نیست. زنگ تفریحی است که باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
برخی از منتقدان معتقدند افزایش مسابقههای زنده تلفنی در شبکههای مختلف سیما، راهی برای جذب مخاطب به ضرب و زور سکه و پول است. نظر شما چیست؟
نه، فکر نمیکنم. من کسی را میشناسم که میلیاردر بوده، اما از مسابقه ما، 35 هزار تومان برنده شده است. به نظر شما او برای این مبلغ که قرار است چند ماه بعد به دستش برسد در مسابقه شرکت میکند و بیننده رسانه میشود؟! نهایت جایزه ما در مسابقه قرآنی، 100 هزار تومان است.
به جرات به شما میگویم 80 درصد بینندههای ما به خاطر پول و جایزه، در مسابقههای تلفنی شرکت نمیکنند. برای مخاطب، خیلی جذاب است که در مسابقه شرکت کند و صدای خود را به طور زنده از تلویزیون بشنود.
خیلیها که مرا در خیابان و اتوبوس و... میبینند میگویند مسابقه شما، روحیه ما را عوض میکند. مسابقه ما در نیمروز پخش میشود و طبق نظرسنجیها، بالای 40 درصد بیننده داشته است. سال 84 در جشن شبکه 3، لوح تقدیر بهترین مجری مسابقه به من اهدا گردید. سال 85، مسابقه گوی و میدان به نقل از خبری که در روزنامه جامجم هم چاپ گردید بهترین مسابقه تلفنی سیما شد و سال 86 در بین مسابقههای قرآنی، مسابقه ما مورد تقدیر معاونت سیما قرار گرفت. اینها اتفاقی نیست، پارتیبازی هم نشده است. مسابقههای تلفنی جایگاه خود را بین مردم باز کردهاند. ماه رمضان سال گذشته، سقف تلفنهای برنامه ما به عدد 50 هزار در یک روز رسید و این یعنی خوشبختانه مسابقات، در تلویزیون ما جواب داده است.
در اجرا، جای کس دیگری که ننشستهاید؟
نه، اتفاقا در مسابقه ما به روی همه مجریان باز است. اگر یادتان باشد افشین زینوری هم مدتی در گروه ما بود، اما ترجیح داد به شبکه تهران برود. حتی طرحی داشتیم که مسابقه با دو مجری، تولید شود که به دلیل مشغله دوستان و همکاران مجری، این اتفاق نیفتاد. دوست دارم جای خودم باشم و به بهترین شکل، کارم را ادامه دهم.
اجرای مسابقه تلفنی یعنی فاصله؟
ما نفس به نفس مردم، برنامه را جلو میبریم؛ درست مثل یک مکالمه تلفنی دوستانه. این ارتباط آنقدر باید نزدیک و تنگاتنگ باشد که هر بینندهای فکر کند ما در اتاق بغلی خانه خودشان، مسابقه را اجرا میکنیم. مسابقه تلفنی یعنی ارتباط راحت با بیننده.
حرفهایتان که ناتمام نماند؟
حرفهای ناتمام که زیادند. من سعی میکنم تا با کارم دیگران را راضی نگاه دارم نه با زبانم. دوست ندارم هرگز به گروهی تحمیل بشوم زیرا صداقت، بهترین مجوز برای فعالیت رسانهای است. امیدوارم تا روزی که مثمرثمر هستم بتوانم برای مردم و تلویزیون کار بکنم.
شیما و میلاد کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: