در جستجوی عناصر جذابیت

با به روی آنتن رفتن «کارآگاه علوی» اثری پلیسی پیش‌‌روی‌مان قرار گرفته که در این ارتباط رویکردی تاریخی را پیشه کرده است. سریال و مجموعه‌های پلیسی، هم اینک به یکی از موفق‌ و پرطرفدارترین‌ترین ژانر‌های تلویزیونی بدل شده، برخلاف آثار مشابه پیش از آن (وسترن)‌ این امکان را دارند که به سهولت، مورد تقلید قرار گیرند.
کد خبر: ۲۲۶۳۹۰

گسترش و وسعت تولیدات مجموعه‌های نمایشی پلیسی، از یک منظر می‌‌تواند نمایشگر علاقه و اشتیاق افراد جامعه، به تماشای چنین آثاری باشد. ساخت دوباره «کارآگاه علوی»‌ را به موازات تولیدات دیگری که در این ژانر تهیه شده یا در حال آماده‌سازی‌‌اند، می‌‌توان در همین چارچوب نگریست.

با پس‌زمینه‌ای که درباره سابقه شرایط سیاسی جامعه در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم و فضای نسبتا آزاد دهه اول سال 1320 ارایه می‌شود، جهت‌گیری و گرایش‌های مفهومی مجموعه، نمایان‌تر می‌گردند. مجموعه‌ «کارآگاه علوی»‌در قسمت‌های نخست، می‌نمایاند که به دنبال نمایش جلوه‌هایی از تاریخ معاصر کشورمان است و در این ارتباط تلاش می‌کند، برخی از ظلم، غارتگری و وابستگی‌های رژیم رضا خان و محمد‌رضا پهلوی را در معرض دیدمان قرار دهد. نکته بعد آن‌که طرح این‌گونه مضامین که ریشه در واقعیت‌های آن ‌هنگام داشته، مستندنمایی اثر را پررنگ‌تر کرده است.

نخستین داستان، قتل یک نماینده مجلس را که با شهید مدرس نیز ارتباطاتی داشته، به دستور رئیس‌ شهربانی، روایت می‌کند. در قسمتی دیگر، بیرون بردن غیرقانونی جواهرات توسط یکی از روسای شهربانی زمان رضاخان، مطرح می‌شود.

اگر بخواهیم برای آثار پلیسی، اهدافی را برشماریم، تعمیق آگاهی‌های مخاطب از مسایل مربوط به جرم و قوانین آن، همچنین توجه دادن ایشان به توانمندی، قدرت و سرعت نیروهای پلیس برای استیلای نظم و قانون در جامعه، از مهم‌ترین آنهاست. در چنین موقعیتی و با این تعریف، جلوه‌نمایی نمونه‌هایی از وقایع تاریخ معاصر، اگر چه مطلوب است، لیکن مشکل زمانی بوجود می‌آید که اثر با تاکید و پررنگ‌تر کردن این جنبه مفهومی، جایگاهش را از جهت قرار داشتن در ژانر پلیسی و ساختار داستانی با چالش، سوال و ابهام‌هایی مواجه می‌کند.

به منظور وضوح بیشتر این موضع، می‌توان آن را این‌گونه نگریست که در مقایسه تطبیقی محتوا و فرم، گرایش و رویکرد اصلی برای «کارآگاه علوی» محتوا بوده، از این رو، تلاش داشته با طرح مقاطعی از فصول تاریخی سرشار از ظلم و وابستگی سلطنت پهلوی، به تبلیغ مضامین سیاسی در این چارچوب بپردازد. به‌سخنی دیگر، در آن دوران، از آنجایی که تشکیلات‌‌ امنیتی، نظیر ساواک، به صورتی جداگانه، طراحی نگردیده بودند، پیگیری‌های مواردی که بیشتر امنیتی یا سیاسی، محسوب می‌گشتند از طریق بخش‌هایی از ساختار شهربانی به اجرا در می‌آمد. با این توضیح و با در نظر گرفتن کدهایی که تاکنون از سوی مجموعه ارائه گردیده، کارآگاه علوی در پخش و پرداخت کنونی‌اش،‌ به دنبال پرونده‌هایی (قتل یا جرم‌هایی)‌ است که سیاسی‌اند و نه اجتماعی و مربوط به اتفاقات و حوادث شخصی.

این فاصله و ویژگی که در کارآگاه علوی و در قسمت اولیه آن، محسوس است، اثر را دچار تناقض‌های ساختاری کرده، به‌گونه‌ای که ادامه وضعیت، این تردید را در ما بر می‌‌انگیز‌اند آیا ما با اثری تاریخی با هدف و رویکردی سیاسی (یا بالعکس)‌ مواجهیم یا تاریخی با هدف و رویکرد اجتماعی و در صورت درستی هر یک از‌ آنها آیا با این وجود می‌توان مجموعه را در ژانر پلیسی نیز قرار داد؟!

فارغ از جنبه‌های مفهومی و محتوایی مجموعه «کارآگاه علوی» شیوه روایی اثر از ابعاد گوناگونی، واجد ارزیابی است.

در آغاز «کارآگاه علوی» در مقام فردی مطرح می‌گردد که توانمندی بسیاری را در حل پرونده‌های مبهم و پیچیده، دارد و کمیت این اهمیت و پیچیدگی در سطوح مختلف محتوایی و نمایشی شخصیت او، به چشم نمی‌آید.
موقعیت‌‌هایی که برای «کارآگاه علوی» ساخته و پرداخته می‌شوند، دارای سادگی‌هایی است که کمکی به جذاب‌تر شدن این شخصیت نمی‌کنند. داستان با آن که گره‌افکنی‌های گوناگونی را داراست، اما عمق و گستره آنها از چنان پیچیدگی‌هایی برخودار نیستند که به آن و همچنین کارآگاه، فضا و ابعاد عمیق و چند لایه‌ای دهد.

تولیدکنندگان آثار پلیسی، برای تداوم جذابیت این ژانر تلاش‌های بسیاری را می‌نمایند. ازجمله آنها طرح شخصیت یا تیپ‌هایی است که به جای تلاش برای حاکمیت قانون و نظم در موقعیت خلاف آن، حرکت می‌نمایند. به عنوان مثال مجموعه بحث‌انگیز قانون و نظم‌()Law and Order  اثر گوردون نیومن ‌ تلاشی برای نمایش چهره خشن از پلیس در تلویزیون انگلیس بود. رابطه غیراخلاقی میان پلیس و مجرم و این پیام «قانون و نظم» که پلیس خود بخشی از مشکل بود و نه راه‌حل، نتیجه مهمی بود که از زمان سریال اتومبیلZ ، در مجموعه‌های پلیسی رواج یافت.

چندلایه بودن و پیچیدگی شخصیت و وقایع در چنین آثاری باید در سطحی باشد که مخاطب عام امکان ارتباط با آن را پیدا کند و بتواند ایشان را از طریق مشارکت در کشف علت یا دلایل اصلی جرم یا مجرم، با متن درگیر کند.
ریتم در «کارآگاه علوی» در مقایسه با تولیداتی که در ژانر پلیسی قرار دارند، ضرباهنگ کندتری دارد. یک علت آن می‌تواند عدم و یا کمی صحنه و سکانس‌های حادثه‌ای در این اثر دانست. از منظری دیگر، در پیش گرفتن چنین ساختار ریتمیکی را می‌توان به ماهیت پروژه‌هایی دانست که در اختیار کارآگاه قرار می‌گیرند. مثلا در قسمت‌های ابتدایی، شاهد بودیم محدوده مسوولیت او رمزگشایی پرونده‌هایی بود که زمینه درگیری‌های فیزیکی در آنها وجود نداشت. به بیان دیگر، دستگیری مجرمین یا امکان‌پذیر نبوده یا از طریق بخش‌های دیگر شهربانی انجام می‌گرفته و می‌گیرد.

«کارآگاه علوی» از آن رو که به تصویرگری نمایشی برخی از واقعیت‌های تاریخ کشورمان می‌پردازد آگاهی‌بخش است. در این میان به نظر می‌آید، پرداخت خلاقانه‌تر متن از نظر دراماتیکی و جذب شفاف‌تر عناصر ژانر پلیسی در ساختار خود، می‌توانست به آن اثرگذاری گیرا و ماناتری بخشد.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها