در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاریخ فیلم نشان میدهد بسیاری از این آثار در همان ابتدا دارای درونمایههایی دینی بودند. مثل تعزیه هورتیز و یا برآم گو، در سالهای 98 1897. برخی از این فیلمهای دینی اولیه، حتی به وسیله کشیشان دوره گرد ساخته میشد. برای کشاندن مردم به وعظها و مراسم نیایش شبهای یکشنبه، تجربههایی با اسلاید و فیلم انجام میگرفت و در این میان برای نشان دادن برخی از سکانسها، از دستگاه لومییر استفاده میشد.
به موازات گسترش فیلمهای داستانی و با مضامین معنویتگرایانه نظیر بنهور (الکات 1907)، از آخور به صلیب (الکات 1912) و حماسه دینی ایتالیایی کجا میروی؟ (انریکو گواتزونی 1912)، آثاری نمایشی هم تولید میشد که باعث اختلاف کلیسا با هالیوود و مسائل و رویدادهای بعدی نظیر طراحی نظام درجهبندی و مانند آن میگردید.
آفرینش آثار نمایشی با مضمون معنویتگرایانه در سینما، با همه تنش و فراز و فرودهایش تاکنون ادامه یافته تا پس از اختراع تلویزیون و سپس راهاندازی شبکههای اطلاعاتی دیجیتالی و ماهوارهای نیز نظارهگر تولیداتی در این باره در قالبهای گوناگون هستیم.
جان می
جان می، یکی از صاحبنظران عرصه فیلمهای معنویتگرایانه محسوب میشود. او با بررسیهایی که انجام داده 5 رویکرد مشخص را در تفسیر دینی از فیلم تشخیص میدهد و آنها را به ترتیب ظهورشان، فهرست میکند؛ با این توضیح که همه این 5 رویکرد، همچنان به کار بسته میشوند. او آنها را به سلیقه دینی، دید دینی، گفتگوی دینی، انسانگرایی دینی و زیباییشناسی دینی نامگذاری میکند.
فیلمهای معنویتگرایانه از نگاهی دیگر، به ابعادی توجه داشتهاند که آنها را در دستهبندیهای گوناگون قرار میدهد. نظیر واقعیت و زمان (ماتریکس، ذهن زیبا)، ماجراهای ژرف (یک اودیسه فضایی)، آتش سوزی، زمین لرزه و سیل و سیلابها (سیاره میمونها، پرتقال کوکی) زندگی پس از زندگی (حس ششم، شبح)، کمدی (دکتر استرنج لاو، دگما)، بیگانهها (روز استقلال، ای. پی و برخورد نزدیک از نوع سوم)، نیروهای روز افزون و حساسیتها (پاورساید)، نیروی عشق (فارستگامپ و گمگشته) و فرشتگان.
تلویزیون در حیات کوتاه قبل از انقلاب اسلامی، سابقه مثبتی درباره آثار نمایشی با رویکرد معنویتگرایی ندارد. این رسانه در آن زمان با در نظر گرفتن ایدئولوژی و پایگاه و خاستگاه سیاسی حاکمانش، ترویج باورها و گرایشهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را دنبال میکرد که ثمرهاش میل بیشتر به مصرفطلبی و به طور کلی وابستگی بیشتر به جلوههای گوناگون نفسانی و قدرتطلبانه بوده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمادهای معنویتگرایانه در جای جای روابط انسانی و همچنین در حوزههای هنری و تولید آثار نمایشی در تلویزیون بازتاب پردرخششی داشت. این تجلی، ارتباط عمیقی با آرمان انقلاب داشته، مجالی را فراهم ساخت تا معتقدان به این حرکت الهی، اندیشه و احساسات دینی و معنوی خویش را در قالب آثار هنری، عرضه بدارند.
اگر «سربداران» را نقطه عطفی برای اینگونه آثار تلویزیونی به شمار آوریم؛ این تلاش با ساخت تولیداتی مانند امام علی(ع)، ولایت عشق، مردان آنجلس، مریم مقدس و یوسف پیامبر(ع) ابعاد گستردهتری مییابد. به موازات این سریالها میتوان به شمار قابل توجهی از تلهفیلمها اشاره داشت که معنویتگرایی را مضمون و دستمایه روایتپردازی خود، قرارداده بودند.
با گذری به ساختههای نمایشی چنین مضامینی، با تنوع و تعدد آنها از جنبههای مختلف مواجه میشویم. گاه به این مقولهها از منظری تاریخی پرداخته شده است، نظیر سربداران، امام علی (ع) و ولایت عشق، در مواردی تلاش گردید موضوع از دید آیات وحی، مورد توجه قرار گیرد همچون مردان آنجلس، مریم مقدس و یوسف پیامبر (ع) و در بسیاری دیگر (بویژه تله فیلمها) اثر، نگرشی اعتقادی عرفانی یا اخلاقی به سوژه داشته است.
وجود و ظهور ایسمها و مکاتب گوناگون فلسفی، اجتماعی و اقتصادی، گسترش صنعت و تکنولوژی و افزایش رفاه مادی از میل دینی انسان جهان امروز، کم نکرده؛ به گونهای که تغییرات و تاثیرات به وجود آمده، در محدوده نگرش آنان به اینگونه مضامین یا جنبههای آیینی و عملی مکاتب است.
به سخنی دیگر، با همه گسترش و پیشرفتهای مادی و فکری، غالب افراد جوامع انسانی، تردیدی در اصالت و قداست خداوند یا پیامبران بزرگ مانند حضرت مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) پیدا نکردهاند، اما کوششهایی شده تا با رها شدن از نگرشهای سنتی، این مضامین و همچنین گرایشهای معنویتگرایانه، به گونه دیگری مورد بازکاوی قرار گیرد.
با این موضع، اگرچه ساختار و تولید اینگونه آثار نمایشی، همچنان ضروری و غیرقابل اجتناب به نظر میآید، اما از سویی دیگر میتواند گویای اهمیت و اثرگذاری این مضامین و لزوم نظارت کارشناسانهتر روی این تولیدات باشد.
چنین توجه و حساسیتی اگرچه در سریالهایی مانند امام علی (ع)، مردان آنجلس یا ولایت عشق، به میزان قابلتوجهی به چشم میآید، اما در کنار آن با سریال و تلهفیلمهای دیگری مواجهیم که به جهت نحوه نگرش به موضوع یا پرداخت محتوایی که دارند، با کاستی و آسیبهایی روبهرویند. به عبارتی واضحتر در طرح مضامین دینی و معنوی، در میان سریال و تلهفیلمهای تلویزیونی، گاه به افراط و تفریطهایی برمیخوریم که در غالب موارد، حاصل آنها میتواند اهدافی باشد که طراحان و تهیهکنندگان ساخت این آثار، به دنبال آن هستند.
سریال «صاحب دلان» درونمایه اصلی روایتاش را «قرآن» قرار داده است. این اثر میکوشد کتاب وحی را به عنوان اعجاز مطرح نماید و در این میان عالیترین جلوه آن را در تقابل دو برادر و در نهایت شفای زنی بیمار مینمایاند. سریال، در مواردی که روی روشنگری برخی از آیات قرآن توجه داشته، به مضامینی تاکید دارد (نظیر مشابهسازی ماجرای حضرت خضر و موسی) که طرح آنها، برای مخاطب عام به کیفیتی که دیدیم، جای پرسشهای بسیاری دارد.
قرآن،کتاب جاودانهای است. با وجود آن که آیاتاش در بیان تاریخ و وقایع پیامبران بزرگی همچون ابراهیم، موسی و عیسی اشاره به معجزاتی دارد که خداوند به آنها ارزانی داشته است، اما شیوه پیامبری در زمان حضرت محمد(ص) شکل و صورتی از عقلانیت و خردورزی به خود میگیرد که متناسب و همگام با ظرفیت و تحولات جوامع بشری است.
در شرایطی که خداوند، بزرگترین اعجاز خود را در زمان رسول خاتماش، قرآن میداند و برای نمایاندن درستی این ایده، دیگران را به مقابله فرا میخواند و خود را متذکر، انذاردهنده، معیار تشخیص حق از باطل و ... میداند و نمایشگر جلوههایی حقیقی از عالم هستی و نسبت خود با خود، تاریخ، طبیعت و جامعهمان، نشان دادن حقانیت و جاودانگی آن در هیات معجزهگری که فرجامش، سلامتی پاهای زنی بوده، حاکی از دیدی است که سوال و ابهامهای بسیاری را در خود دارد.
توجه به قرآن یا دیگر مضامین معنوی، مانند پرداختن به امامان و پیشوایان دینی(ع)، از منظر اعجاز را در شمار چشمگیری از آثار تلویزیونی میتوان دید. در اینگونه تولیدات هنگامی که شخصیت اصلی داستان، با مشکلاتی نظیر بیماریهای صعبالعلاج، گرفتاریهای مالی، عدم دستیابی به فرد موردنظر برای ازدواج برمیخورد، متوسل به یکی از آنها (بیشتر امامزادگان) شده، سپس گره آنها به گونهای، خارج از محاسبات مادی رفع میگردد.
در کنار سریال «مسافری از هند» که دختر هندی (سیتا) در امامزاده، شرط مسلمان بودن را برآورده کردن خواستهاش (بازیابی سلامتی خواهانش) اعلام میکند، میتوان به تله فیلم «باغ اناری» اشاره کرد که به وقف باغ اناری به بارگاه حضرت معصومه(س) از سوی کسی میپردازد که نذر و آرزوی او برآورده شده بود.
طرح مضامین دینی و معنوی، با محور قرار دادن رهبران بزرگ دینی و با چنین رویکردهایی، بیانگر این نکته است که اینگونه آثار با وجود ظاهر معنویشان ماهیتی مادیگرانه دارند. ارتباط این افراد با آنها نه از موضع معرفتشناسانه و بهرهگیری از تعالیم آنها یا تعالی عاطفی، بلکه با انگیزه رفع مشکلات شخصی و بهرهگیری از اهداف مادی و دنیایی است که انجام میپذیرد.
این گونه نگرشها، گاه به اشکال دیگری نمود پیدا میکند. هر مکتب دینی، دارای جهانبینی، احکام، اخلاق و مشرب عرفانی است که آن را از دیگران متمایز مینماید. این مبانی، با وجود اشتراک در موضوع، از نظر توجه به آن، حوزههای جداگانه و تعریف شدهای دارند. در این چارچوب، انتظار این است زمانی که داستان به سوژه نگاهی عرفانی دارد، شخصیت و وقایع نیز از نظر محتوایی و دراماتیکی از همان روزنه، شکل و قوام یابد، اما گاه، عدم یکدستی و انسجام در این زمینه، اثر را به وضعیتی آشفته و پرتناقض بدل میکند.
به عنوان نمونه، در سریال «مسافری از هند» پس از آن که طرح مسائل اعتقادی و پرسش و پاسخهایی درباره خدا، حجاب و نظایر آنها، تغییر عقیده سیتا را به همراه نمیآورد، دختر هندی متوسل به امامزاده شده، عهد میبندد در صورت شفای خواهانش (که بر اثر اصابت گلوله بشدت مجروح شده بود) مسلمان شده و همچنین از عزیزترین فرد مورد علاقهاش که همان خواهانش است گذشته و به هند بازگردد.
با شفا یافتن خواهان سیتا و مطلع شدن او از تصمیم دختر و با توجه به عهد سیتا، دایی پسر به او میگوید سیتا با شکستن عهد خود و دادن کفاره، میتواند دوباره به سوی او بازگردد.
طراح چنین گرهافکنی و گرهگشایی و گنجاندن این تمهید، علاوه بر آن که از جذابیت دراماتیکی کاسته، از نظر اعتقادات دینی و معنوی نیز مخاطب را با تناقض و چالشهای سختی، مواجه میکند.
در تلهفیلم «خواب زمین» با داستانی روبهرو میشویم که براساس روایتی از امام معصوم(ع) شکل گرفته است. در این کلام، امام زمان (عج) به خورشیدی در پشت ابرهای تیره، تعبیر میشود.
در تلهفیلم «خواب زمین» دختری غربی که پدرش کشیش بوده، همراه همسر ایرانی خود، به روستایی در شمال (زادگاه همسرش) میرود. در رویای دختر، به هنگام خورشیدگرفتگی، شاهد بروز انواع خلاف و رفتارهای غیرقانونی و اخلاقی، اختلافات خانوادگی، شیوع بیماریهای واگیر و مرگ و میر اهالی روستا هستیم. پس از طلوع خورشید، همه آن جلوههای غیرانسانی، مبدل به فضایی سرشار از صلح و صفا و مهر و مهربانی میشود.
این اثر از جنبههای گوناگون از مسائل محتوایی گرفته تا گزینش شخصیتها (دختر مسیحی که تا پایان روایت هم مسلمان بودنش به گونهای روشن مشخص نمیگردد) و نحوه پردازش آنها گرفته تا نشان دادن وقایع در ایران و مکانی مشخص، آمیخته با افراط و تفریطهایی است که باید آن را ناشی از بدفهمی یا سادهانگاری طراح و نویسنده اثر، از آن روایت معصوم (ع) دانست.
واقعیت آن است که تلاش برای ساخت آثار نمایشی با مضامین دینی و معنوی با همه زیبایی، قداست و ضرورتهایش، نیازمند باریکبینیهای عمیق و خلاقهتری هم از جهت مفهومی و هم از نظر هنری است.
صاحبنظران هنر استعلایی را، بیان خود امر مقدس (امر متعالی) میدانند تا زمانی که آثار نمایشی، در چنین چارچوبی شکل بگیرند و بهرهمند از تحقیق و دقت بایسته باشند، حداقل قابل بررسی و تامل خواهند بود، اما زمانی که قرار بر این میشود به بیان یا تصویر کردن احساسهای مقدس، پرداخته گردد یا به نمایاندن مصادیق مشخص و تعریف شده از آنها بپردازیم، آن گاه است که این گونه آثار، باید در مراحل گوناگون تولید و شکلگیری خود مجاهدتهای افزونتری را نشان دهند.
عدم توجه به این مقوله، در عرصه سیاستگذاری، تحقیق، نظارتهای کارشناسانه، به گونهای به روز و با توجه به ظرفیت و نیازهای پیامگیران، همچنین خلاقیتهای هنری، حاصلی جز سطحینگری و افزایش تضاد و تناقض را در میان اندیشه و عواطف دینی و معنوی جامعه به همراه نخواهد داشت.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: