در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدیرروستا در هفته نخست کاری خود و در حالیکه تیمش در همدان برتری مشخصی بر پاس داشت 3 بر 2 باخت، هر چند بازبینی صحنههای مسابقه در یکی از برنامههای زرد تلویزیونی، نشان از پیروزی واقعی پیکان داشت.
البته همین شکست، اولین و شاید آخرین ناکامی مدیرروستا بود، چون پیکان با سرعتی خارقالعاده راه افتاد تا رقبا را یکی پس از دیگری جا بگذارد و در پایان فصل با احراز رتبهای خوب کارش را به پایان رساند.
همین نتایج درخشان، مدیران باشگاه را متقاعد کرد قراردادی 2 ساله با سرمربی جوان خود منعقد کنند و او را در تیم نگهدارند.
مدیر روستا هم تیمش را با تغییری مختصر برای آغاز لیگ هشتم آماده کرد ولی بروز مشکلات مالی و اعتراض بازیکنان به مدیریت موجب شد تیم در 3 هفته نخست لیگ دچار نوسان شود. مدیریت باشگاه ناچار با پرداخت حقوق و مطالبات بازیکنان؛ پیکان به کابوسی برای تیمهای دیگر تبدیل شد. مدیریت که از حمایت سرمربی از بازیکنان معترض ناراضی بود به دنبال بهانهای برای اخراج سرمربی میگشت، ولی پیکان حریفان را یک به یک شکست میداد و با قدرت صدرنشین لیگ برتر شد.
شاید به مخیله کمتر کسی خطور میکرد پیکان که در آستانه سقوط به لیگ آزادگان قرار داشت به فاصله چند ماه مدعی شماره یک قهرمانی شود؛ اتفاقی که به واسطه هدایت پرقدرت تیم توسط علیاصغر مدیر روستا و مربیان توانای همکاری چون محسن عاشوری (دیگر ستاره دهههای 60 و 70 فوتبال ایران) رخ داد.
اما این سرمربی موفق با اتکا بر چه پیشینهای به چنین توفیقی رسید؟
مدیر روستا، مهاجم پیشین تیمهایی چون دارایی، ستاد مشترک، پاس، بهمن و پیکان یکی از برترین گلزنان تاریخ فوتبال ملی و باشگاهی ایران است، اما او هیچگاه بازیکنی چندان محبوب برای هواداران فوتبال ایران نبوده است، فقط به خاطر اینکه در تیمهای پرطرفدار پایتخت یعنی استقلال یا پرسپولیس به میدان نرفت و از آن مشکلزاتر، گلهای زیادی هم به این دو تیم زد. او با زدن 81 گل در رقابتهای لیگ، دومین گلزن برتر تاریخ لیگ محسوب میشود و با زدن 18 گل برای تیم ملی (طی دقایق نسبتا محدودی که برای این تیم به میدان رفته) پس از علی دایی، کریم باقری، علی کریمی، جواد نکونام، غلامحسین مظلومی و همراه فرشاد پیوس ششمین گلزن برتر تاریخ ملی محسوب میشود؛ هر چند اگر گلهای زده او را بر تعداد دقایق حضورش در میدان تقسیم کنیم در این جمع، عنوان بهترین گلزن تاریخ ملی به دست خواهد آمد. او در سال 1992 با تیم ملی فوتسال ایران هم به بالاترین افتخار تاریخ فوتسال ایران یعنی عنوان چهارمی جامجهانی تا آن روز رسید. با همه این افتخارات، شاید بیشترین زمانی که نام این بازیکن بر سرزبانها افتاد، سال 1997 و در رقابتهای مقدماتی جامجهانی فرانسه بود، زمانی که محمد مایلی کهن پس از صرف نظر از نام پر آوازه علی دایی که آن روزها در بوندس لیگا بخوبی میدرخشید و گل میزد، علی اصغر مدیر روستا را دوباره به نوک حمله تیم ملی برگرداند.
او در دیداری تدارکاتی با کانادا در تورنتو بخوبی هم جواب داد و تک گل ایران را وارد دروازه حریف کرد، ولی فشارهای رسانهها، هواداران و مسوولان باعث شد دایی به تیم ملی بازگردد و اصغر به مرور ناگزیر به بازگشت روی نیمکت ذخیرهها در شروع رقابتهای مقدماتی جامجهانی شد. در بازی حماسی با چین در دالیان، مایلیکهن در دقایق پایانی اصغر مدیر را به زمین فرستاد و او بلافاصله با شلیکی سرضرب و ماهرانه توپ برگشتی را به سقف دروازه چینیها کوبید تا ایران صاحب پیروزی روحیهساز 4 بر 2 شود.
مایلیکهن که چنین هنرنماییای را درکنار افت خداداد عزیزی دیده بود، تصمیم گرفت در بازی دومش که در تهران و مقابل عربستان برگزار میشد، این مهاجم را جایگزین خداداد کند، هر چندر آن بازی مدیر روستا با تحرکات فراوانش، خط دفاعی عربستان را از هم پاشاند و حتی یک پنالتی هم از آنان گرفت، ولی محبوبیت خداداد بویژه پس از آن که چند بازی برای پرسپولیس به میدان رفت آنقدر زیاد بود که کمتر کسی میپذیرفت این درخششها مانع حضور خداداد و بازی کردن شایسته دیگری شود.
مایلیکهن بازیها را میان خداداد و مدیر روستا تقسیم میکرد و اصغر اگر به میدان میرفت در هر بازی یا گل میزد یا یاس گل میداد یا پنالتی میگرفت و اگر به میدان هم نمیرفت از روی نیمکت بیش از هر بازیکنی به دیگران روحیه میداد. او در بازی رفت با کویت پاس گل حساسی به کریم باقری داد. در بازی با قطر باز هم گل زد و... مایلی جای خود را به ویهرا داد و مربی برزیلی به توصیه یکی از مسوولان وقت از ترکیب محبوبتر خداداد دایی استفاده کرد و اصغر مدیر را روی نیمکت نشاند. ایران به جام جهانی 1998 فرانسه رفت و برخی بازیکنانی که نقش فراوانی در این موفقیت داشتند فراموش شدند. به این ترتیب پس از بازی با نیجریه در ابتدای سال 1998 دیگر هیچ وقت علیاصغر مدیرروستا به تیم ملی دعوت نشد.
او مدتی برای بازیافتن محبوبیت عمومی و دعوت مجدد به تیم ملی با پروین و فتحاللهزاده وارد رایزنی شد تا شاید با پیراهن قرمز یا آبی به میدان بیاید، ولی سرانجام سر از لیگ دسته اول امارات درآورد؛ آنجا که طبق قراردادی برای زدن هر گل، پاداش نقدی سنگینی نصیبش میشد. اصغر هم نامردی نکرد و آنقدر برای تیم باشگاهی اماراتی گل زد که عربها برای تامین دستمزد او دچار مشکل شدند و قید تمدید قراردادش را زدند. البته چندی بعد، عربها با اصلاح قرارداد سراغش آمدند و او را به امارات بردند تا این بار در لیگ برتر آنجا بازی کند. او سالهای پایانی فوتبال باشگاهی خود را در پیکان سپری کرد و آنقدر خوب بازی میکرد که بلاژهویچ، سرمربی وقت تیم ملی، لقب بازیکن بزرگ ایران را به او داد، هرچند بلاژ هم به بهانه بالا بودن سن، مدیرروستا را به تیم ملی دعوت نکرد.
مدیرروستا قهرمانیهای فراوانی همراه تیم پاس در کارنامه دارد که مهمترین آن قهرمانی جام باشگاههای آسیا (لیگ قهرمانان فعلی) است. گل حساس او در وقت اضافی مقابل یومیوری ژاپن در مرحله نیمه نهایی مسابقهها، تعیینکنندهترین نقش را در این مسیر دشوار ایفا کرد.
در سال 1995 هم همراه تیم دانشجویان ایران حضوری درخشان در المپیک دانشجویان جهان داشت و چند گل تعیینکننده در کسب بهترین رتبه تیم ایران در تاریخ این مسابقهها به ثمر رساند.
مجید عباسقلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: