در این میان کسی از قطبی و مصطفوی که از آغاز فصل هم مشخص بود خریدهای بیرویهاش در تابستان امسال باعث تفرق و محو وحدت تاکتیکی پرسپولیس خواهد شد، نپرسید در شرایطی که دروازهبان ندارید و در روزهای پرشمار غیبت مهدی واعظی معمولا مصدوم احساس ضعف میکنید، چرا باز درصدد خرید مدافع هستید و اگر هم این کار را میکنید؛ چرا مدافعی را انتخاب کردهاید که قریب یک سال است بازی نمیکند.
انتخاب محمد نصرتی برای این مورد خاص میتوانست اقدام بسیار معقولتری باشد؛ زیرا او فصل پیش هم در جمع سرخها توپ زده و به تبع آن برخلاف رضایی کاملا با شرایط تیم آشناست و نیازی به مثلا 6 ماه بازی کنار دیگران ندارد تا با بقیه قرمزها هماهنگ شود. حال آن که رضایی به چنین چیزهایی واقعا محتاج است.
14 فقره استخدام جدید
و باز کسی از سرمربی و مدیرعامل نپرسید که اگر هنوز به دنبال مدافع هستید، پس آتسو، شیری و علیرضا محمد چه میکنند و اگر آنها آنقدر ضعیفاند که آبی از آنها گرم نمیشود؛ چرا در ابتدای فصل آن ارقام کلان برای جذب آنها هزینه شد؟
با احتساب رضایی، پرسپولیس برای فصل جاری 14 بازیکن جدید استخدام کرده، اما دستکم 50 درصد ضعیفتر از فصل پیش نتیجه گرفته است، در حالی که در آن فصل در همین مقطع بیشکست در صدر جدول جای داشت، الان 6 امتیاز از پیشاهنگهای لیگ کمتر دارد و در 14 دیدارش 4 باخت داشته است.
پیشتر هم برای شما نوشتیم، زیاد خریدن لزوما به معنای خوب خریدن نیست و گاهی استخدام سه چهار بازیکن خوب و مناسب برای یک تیم و کسانی که به فراخور بازی آن تیم مورد احتیاج باشند، بسیار بهتر از خریدن 15 بازیکن است، حتی اگر آن 15 نفر ستاره و فلان و بهمان باشند.
مشکل پرسپولیس اضافه بر ارتکاب اشتباههای فوق، تاکید و اصرار ورزیدن بر آنها و تلاش برای حفظ یک ساختار معیوب است و اگر قرار باشد پس از خرید 15 بازیکن، دو سه بازیکن دیگر بخرید تا خرابیهای حاصل از حضور 15 نفر قبلی را پوشش دهند، واقعا باید به آینده خود شک کنید و این دقیقا اتفاقی است که در جمع قرمزهای تهرانی روی داده است.
پرسپولیس 200 هزار دلار بابت آمدن و رفتن دیکارموی برزیلی که به زحمت یک ماه طول کشید ضرر کرد، حال آن که این بازیکن گمنام حتی به اندازه 200 دلار هم به درد تیمش نخورد. باز کسی از قطبی نپرسید اگر این مهاجم معمولی انتخاب خودتان بوده چگونه ادعای ارائه یک فوتبال بینالمللی را دارید و اگر مارکو، دستیار سابقتان یا کس دیگری این افراد را به شما معرفی کرده، چگونه با این راهنماییها و نشانهها میخواهید به ادعای خودتان این تیم را قهرمان آسیا کنید.
حسن از دست رفته
حسن پرسپولیس در فصل گذشته این بود که وحدت تاکتیکی و یک قالب گروهی داشت و به رغم 18 گل مهم و اغلب سرنوشتساز خلیلی، ستارهای نداشت و به <جمع> متکی بود؛ اما در فصل جاری پس از پیوستن علی کریمی در اواسط راه و جواب ندادن برنامههای قطبی، سهم نمایش انفرادی کریمی و بازی عزیزی، کریم باقری و نیکبخت واحدی در تیم تا حد نگرانکنندهای زیاد شده است، به طوری که تا آنها جرقه نزنند، راهی برای رستگاری این تیم متصور نیست.
قطبی در این فصل ظرافت و قاطعیت لازم برای کار کردن و نتیجه گرفتن با این مجموعه ناهمگون را نداشت و ستارههای تیم که پیشتر نامشان آمد، اینک خط و ربط تیم را در دست دارند و با حرکات قوی یا ضعیفشان تیم را به سمت و سوهایی مختلف میکشانند و سرمربی تیم تابع و دنبالهرو امواجی محسوب میشود که از بازی آنان برمیخیزد.
پیکان حریف امروز قرمزها درست در نقطه مقابل آنها قرار دارد و با وجود داشتن نظایر لطفی، سیدصالحی، طهماسبی، محمدی، رضاپور، قربانی و حیدری به فرد متکی نیست و با مربیای که برخلاف قطبی رویاپردازی نمیکند و دنبال شیر و پلنگ و گرگ نمیدود )!(، یک فوتبال حساب شده را ارائه میکند و اشتباههایش هم بسیار کمتر است. پیکان با مدیرروستا فقط یک شکست داشته که در تهران در برابر استقلال بوده است.
همان بساط گذشته
پرسپولیس با وجود تعطیلی 2 هفتهای لیگ در شرایطی به میدان برمیگردد که برخلاف ادعاهای رایج هیچ تضمینی درخصوص بهبودی تاکتیکیاش وجود ندارد و چون مسابقه رسمیای در این مدت نداشته و به دیداری دوستانه با استیلآذین قناعت ورزیده، با همان روال نامطمئن پای در میدان خواهد نهاد و حتی اگر برنده این بازی باشد، باز فاقد زنجیرهها و بافت و حلقههای یک تیم منطقی و متشکل است. قطبی در نامه بعد از استعفا هم کوشید ضعفهای فنی تیمش (و بواقع قصورهای خودش) را به توطئههای دیگران ارتباط دهد و مکررا تاکید کرد که عدهای (کدام عده؟)! مایل نیستند این تیم موفق باشد، در حالی که تیمی این چنین پراشتباه برای از هم پاشیدن و تبدیل شدن به پرسپولیس کنونی نیازی به توطئه نیروهای بیرونی ندارد.
ضعیف عمل کردن یک تیم به ظاهر مدعی و ترکیدن حباب آرزوهای غیرمعقول آن، اتفاق بد و تازهای نیست و پیشتر هم برای هزاران تیم در دنیای فوتبال روی داده و در آینده نیز صدها بار دیگر تحقق خواهد یافت، ولی آنچه ایراد دارد، پای فشردن بر تزهای غلطی است که یک تیم را به سراشیبی میکشاند و مجموعهای از نامهای ناهمگون را تحت عنوان تیم تحویل فوتبالدوستان داده است.
در این شکی نیست که امروز ما تقابل دو تیمی را مقابل خود داریم که دقیقا نقطه مقابل یکدیگرند؛ یکی مظهر خریدهای بیرویه و سپس اندیشیدن درباره صحت و سقم آن خریدهاست و دیگری سمبل خریدهای اندک هوشمندانه و قرار دادن تمام نیروها تحت یک چتر کلی استراتژیک است. دقیقا به همین دلیل است که یکی در صدر نشسته و دیگری در حال شمردن پولهای انبوه هدر رفته بابت جذب کوتاه یا طولانیمدت بازیکنانی است که یکیشان نیامده، رفته است و شماری دیگر از آنها فقط در زمین حاضرند، ولی اثر چندانی از آنها برنمیخیزد و گاه به نظر میرسد که اصلا به پرسپولیس نیامدهاند.
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم