به گزارش ایسنا، افشین قطبی، مربی فوتبالی که سالها از وطن دور بود و در کنار مربیان بزرگی همچون "گاس هیدینگ" با علم روز فوتبال آشنا شده بود، با حضور در ایران، یک ساله توانست از فردی ناشناس و گمنام برای هواداران فوتبال به امپراطوری تبدیل شود که سرخ پوشان همچون سربازان لشگری پیروز در روزهای موفقشان نام او را حتی در خیابانها فریاد بکشند.
او با نخستین حضورش در ایران به عنوان سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس نشان داد که میتواند فعل خواستن را صرف و به هدف نهایی خود – هر چند سخت – دست پیدا کند.
قطبی در فصل نخست حضور در فوتبال ایران، قاطع و مصمم تیمش را پیش برد و با پیشه کردن اخلاق مداری در فوتبال، از خود شخصیتی کم نظیر برای علاقهمندان به فوتبال ایران ساخت.
مجموعه همه این عوامل که به قهرمانی پرسپولیس در لیگ فوتبال ایران ختم شد، قطبی را تا جایی رساند که بسیاری از کارشناسان و نزدیکان فوتبال ایران او را شایسته هدایت تیم ملی دانسته و حتی تا پای امضای قرارداد سرمربیگری تیم ملی هم رفت!
او پس از کسب این محبوبیت و جایگاه، درحالی که سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران به علی دایی رسید، ایران را ترک کرد، اما روی دوم سکهی افشین قطبی زمانی بود که دوباره با اصرارهای مسوولان باشگاه پرسپولیس به ایران آمد.
اما، این بار همه چیز متفاوت بود. حاشیه پس از حاشیه و اتفاق پس از اتفاق در کنار برخی رفتارهای نادرست سرمربی، کار را به جایی کشانده بود که افشین قطبی که به بیان جملات مثبت معروف بود، پیوسته از دغدغهها و نگرانیهایش در فوتبال ایران سخت میگفت.
وی در آخرین گفتوگویش پیش از استعفا اظهارکرد:« پیش از آمدنم به ایران مسوولان پرسپولیس وعدههای زیادی به ما داده بودند، اما متاسفانه شرایط خوبی برای ما ایجاد نشد. آنها قول داده بودند وضعیتی را ایجاد کنند که شرایط برای قهرمانی پرسپولیس در ایران و آسیا فراهم باشد، اما در نهایت چه چیزی برای ما فراهم کردند. هنوز محل تمرین ما یک دوش هم ندارد. بازیکنان ما تنها یک دست لباس دارند. این به هیچ وجه برای تیمی که میخواهد قهرمان آسیا شود، مناسب نیست. مسوولان باشگاه پیش از قطعی شدن حضور مجددم در پرسپولیس، صحبتهای دیگری میکردند، اما این امکانات فراهم نشد. متاسفانه این شرایط در شان باشگاه بزرگ پرسپولیس نیست.»
افشین قطبی از جمله مربیان فوتبال ایران در فصل پیش بود که کمتر به اشتباههای داوری اشاره کرد و داوران را به باد انتقاد میگرفت. اما یکی از بزرگترین دغدغههای قطبی در دومین فصل حضورش در ایران، مشکلات داوری بود. وی در این رابطه میگوید:« تا اینجای کار 13 امتیاز پرسپولیس به خاطر اشتباهات داوری کم شده است. در بازی مقابل استقلال، ذوب آهن، مس و.... داوران پنالتیهای ما نگرفتند یا اینکه آفساید حریف را به اشتباه تشخیص می دادند. واقعا من نمیدانم چرا همه این مشکلات در پرسپولیس است. چرا وقتی باشگاهی میخواهد ITC یک بازیکن را بگیرد یک هفته هم طول نمیکشد، اما ما برای گرفتن ITC بازیکنانمان مجبوریم یک تا دو ماه منتظر باشیم.»
سرمربی مستعفی تیم فوتبال پرسپولیس تهران در بخش دیگری از صحبتهایش به بازی با آبروی انسان در سیستم مدیریتی فوتبال ایران اشاره میکند:« امسال کمیته انضباطی من را دو بار دعوت کرده است. من به این کمیته رفتهام. اتاق کمیته انضباطی پر از دوربینها و خبرنگاران مختلف است. اما در نهایت فردی که به من اتهام زده در جلسه حاضر نمیشود و مسوولان کمیته انضباطی هم میگویند چون کسی که به شما اتهام زده، نیامده شما تبرئه میشوید! این بازی کردن با آبروی یک انسان نیست؟ وقتی این همه اتفاق را علیه خودم و پرسپولیس میبینم، فکر میکنم که شاید قصد و غرضی در میان باشد.»
اما اوج انتقادها به افشین قطبی در فصل جاری از هنگامی شروع شد که "دیکارمو"ی برزیلی توپهای مقابل دروازه حریفان را خراب میکرد و روی عصاب هواداران راه میرفت! نوک پیکان انتقادها هم به سوی قطبی بود که به سختی او را حمایت می کرد. این بازیکن که به عنوان یکی از فوتبالیستهای سابق دسته اول برزیل به ایران ترانسفر شده بود، سوژهی اصلی رسانهها در هفته اخیر هم بوده است. البته سوق دادن موضوع آمدن دوکارمو به ایران به همراه دستیار برزیلی قطبی به نام "مارکو" و موضوع دلالی در فوتبال، مواردی بود که کاسه صبر قطبی را حسابی لبریز کرده بود. وی در این رابطه خاطرنشان کرد:« برخی از روزنامهها در ایران هرچه میخواهند مینویسند. این جا شرایط مطلوبی وجود ندارد. در ایران به راحتی با آبروی مردم بازی میشود و روزنامهها اجازه پیدا میکنند که به زندگی شخصی افراد وارد شوند. شما دیدید که در ایران چه بلایی سر "دیکارمو" و "مارکو" آوردند. مارکو مربیای بود که در دو دوره جام جهانی برروی نیمکت کره جنوبی نشسته بود و از بسیاری از مربیان کنونی ایران کارنامهی بهتری داشت. دوکارمو را هم ببینید در این اواخر در چه بلاتکلیفی قرار داشت. من میگویم اگر او را نمیخواستیم باید زودتر تکلیفش را مشخص میکردیم. او از فضایی متفاوت وارد ایران شد. ما او را به یک هتل بردیم و هنگامی که میخواست از ایران برود، به دلیل بدهیهای باشگاه به هتل، گذرنامهاش را تحویل نمیدادند. این درست نبود که چنین رفتاری با یک خارجی کنند. این جا آبروی کشور در میان است.»
و آخرین حرفهای قطبی چنین بود: «در سال گذشته ما قهرمان لیگ ایران شدیم. چه اتفاق جدیدی در فوتبال افتاد؟ چرا لیگ نظم و انضباط پیدا نکرد؟ میخواهم بپرسم که پس از قهرمانی باشکوه پرسپولیس در فصل گذشته، چه اتفاقی در لیگ ایران افتاد؟ چه تحولی به وجود آمد؟ من امیدوارم که نه برای من و نه برای پرسپولیس، اما برای کل فوتبال کشور کاری انجام شود که در آینده تحولی شاهد باشیم. من هر جا که بروم و اگر موفق باشم، باعث افتخار ایران است. من ایرانیام و ایران را دوست دارم و هر کجا که بروم با قلب ایرانیام کار میکنم.»
اما افشین قطبی در کنار همه نکات مثبت و منفی که برای فوتبال ایران داشت، رفتنش از فوتبال درسی بزرگ را داشت. درسی که میشود نامش را "شکستن نقاب مصلحت اندیشیها" دانست. نقابی که دربین مسئولان ورزش و حتی سرمربیان تیم های ایران وجود دارد. سال ها است که تعدادی مربیان معدود در فوتبال ایران در چرخهای به دور باشگاه های مختلف می گردند و بدون اشاره عمقی به مشکلات، تا پایان فصل درباشگاه خود سرمیکنند ودر نهایت با اتمام قرارداد به باشگاهی دیگر می روند. اما به راستی کدامیک از مربیان فوتبال ایران تاکنون این گونه جسارت پیدا کردهاند که برای مقابله با مشکلات چنین برخورد کنند؟ مشکلات فوتبال ایران هم اکنون ادامه این چرخه باطل در فوتبال است. چرخه ای که به هیچ وجه به نفع فوتبال ایران نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم