گفتگو با یک جوان محکوم به قصاص‌

فکر نمی‌کردم ‌روزی کسی را بکشم‌

رضا علی‌نژاد که حالا 21 ساله است از 5 سال پیش به جرم قتل در زندان عادل‌آباد شیراز به سر می‌برد. کش و قوس‌های پرونده این پسر جوان آنقدر زیاد بود که او را به عنوان یکی از مجرمان مطرح سال‌های گذشته تبدیل کرده است. چند روزی است که حکم قصاص رضا قطعی شده و هر لحظه احتمال دارد حکم اجرا شود. گفتگویی با این نوجوان انجام دادیم که می‌خوانید.
کد خبر: ۲۱۴۷۴۰

وقتی زندانی شدی چند ساله بودی، آیا فکر می‌کردی سرنوشتت در یک لحظه اینقدر تغییر کند؟

در آن زمان 17 سال بیشتر نداشتم، مثل همه کسانی که در نوجوانی مرتکب قتل می‌شوند هرگز تصور نمی‌کردم روزی زندانی شوم. من به آینده‌ام فکر می‌کردم و مشغول کار بودم، می‌خواستم پولی پس‌انداز کنم و زندگی خوبی را برای خودم بسازم، اما همه آرزوهایم در کمتر از چند دقیقه به باد رفت.

حادثه چطور اتفاق افتاد و چه شد که مرتکب قتل اسماعیل شدی؟

من به اتفاق دوستم از سر کار برگشته بودیم. سر راه مقابل یک فلافل‌فروشی ایستادیم تا ساندویچ فلافل بخوریم، جلوی سکوی مقابل مغازه نشسته بودیم که اسماعیل و دوستش سر رسیدند، من اصلا آنها را نمی‌شناختم و هیچ‌آشنایی با هم نداشتیم. یکدفعه اسماعیل بی‌دلیل به ما گفت برای چه اینجا نشسته‌اید، من هم گفتم که مزاحم نشوید و بروید، اما آنها جر و بحث را ادامه دادند و بعد هم اسماعیل با نانچیکو به من حمله کرد، او و دوستش نانچیکو داشتند، اسماعیل مرا می‌زد و دوستش هم دوستم را می‌زد. ما چندین بار تلاش کردیم از دستشان فرار کنیم اما نتوانستیم، آنها خیلی فرز بودند و پشت سر هم به ما ضربه می‌زدند. من هم برای دفاع از خودم مجبور شدم چاقو بکشم و یک ضربه در این میان به اسماعیل برخورد کرد.

ضربه‌ای که تو به اسماعیل زدی به گردنش برخورد کرد. اگر قصد قتل نداشتی پس چرا به گردنش ضربه زدی؟

من اسماعیل را نمی‌شناختم که از او کینه‌ای داشته باشم و بخواهم او را بکشم. آنچه باعث شد به گردنش ضربه بزنم این بود که اسماعیل پشت سر هم به طرفم نانچیکو پرتاب می‌کرد. من چاقو را جلو گرفتم که او را از این کار منصرف کنم اما اسماعیل به کارش ادامه می‌داد. در یکی از این ضربات وقتی به طرف من آمد چاقو به گردنش برخورد کرد که من اصلا ضربه نزدم، به همین خاطر هم متوجه نشدم که او کی ضربه خورد.

در این درگیری به تو هم آسیبی رسید؟

چیزی که باعث شد من چاقو بیرون آورم ضربه‌ای بود که اسماعیل به من وارد کرد، وقتی نانچیکو به صورتم برخورد کرد احساس کردم چشمم ترکید، در یک لحظه دنیا جلوی چشمم سیاه شد. حالم که کمی بهتر شد دیگر مطمئن شدم اگر از خودم دفاع نکنم اسماعیل مرا خواهد کشت، به همین خاطر هم چاقو بیرون کشیدم.

یک بار حکم قصاص که برایت صادر شده بود با این استدلال که تو از خودت دفاع کردی نقض شد، می‌دانی که چرا دادگاه بعدی آن را تایید کرده است؟

من در آن دادگاه چندین بار تاکید کردم که به عمد اسماعیل را نکشتم و اگر چاقویی بیرون کشیدم برای دفاع از خودم بود. با توجه به آثاری که هنوز روی صورتم باقی بود قاضی گفته‌های مرا پذیرفت، اما نمی‌دانم چرا باز حکم قتل شبه‌عمد را نقض کردند ولی قسم می‌خورم اگر من اسماعیل را نمی‌زدم او با ضربات نانچیکو مرا می‌کشت.
حتی دوست اسماعیل که در دعوا حضور داشت این مساله را تایید کرد و گفت که اسماعیل اول به من حمله کرد و مرا زد.

به هر حال حکم قصاص پس از 5 سال صادر شده است، آیا اقدامی برای گرفتن رضایت از اولیا‌ی دم انجام داده‌ای؟

من حتی قبل از این که حکم قطعی شود از خانواده‌ام خواستم که به سراغ خانواده اسماعیل بروند و از آنها عذرخواهی کنند و این‌طور نبوده که منتظر نتیجه حکم باشیم. به هر حال اسماعیل به دست من کشته شده است، هرچند که به عمد این کار را نکردم و اتفاقی که افتاد مقصرش نبودم. مدارک موجود در پرونده هم نشان می‌دهد که من مقصر اصلی نیستم اما چون ضربه‌ای که زدم باعث مرگ اسماعیل شده مقصر شناخته شدم.

خودت تا به حال با پدر و مادر  اسماعیل صحبت کرده‌ای؟

آنها از مرگ فرزندشان خیلی ناراحت هستند و حاضر نیستند به حرف‌های من گوش دهند، اما تا به حال چندین بار برایشان پیغام فرستاده‌ام که معذرت می‌خواهم و از اتفاقی که افتاده است ناراحت و پشیمان هستم.

حرفی برای اولیای دم داری که بزنی؟

به آنها می‌گویم که پشیمان هستم و در این 5‌‌سال روزهای سختی را گذراندم. اگر می‌دانستم قرار است این طور گرفتار شوم و شخصی به دستم کشته شود هرگز به ساندویچ‌فروشی نمی‌رفتم. تقاضا دارم مرا ببخشند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها