درباره آنتونیو تابوکی که کتاب‌هایش در ایران با استقبال خوبی مواجه شد

نویسنده با چشم باز خواب می‌بیند

هرچند تابوکی برنده نوبل نشد اما او یکی از شانس‌های نوبل امسال بود. امروز به این نویسنده ایتالیایی می‌پردازیم چون در عین حال که چهار پنج کتاب از او در ایران ترجمه و منتشر شده، اما درباره‌اش خیلی کم نوشته و گفته شده است. تازه آنتونیو تابوکی 23 سپتامبر 1943 متولد شده، یعنی او همین دو سه هفته پیش 65 ساله شد. این هم یک دلیل دیگر.
کد خبر: ۲۱۲۷۸۰

تابوکی یکی از آن نویسنده‌های دانشگاهی است. از اول کارش را با تحصیل شروع کرد. هیچ جا هم از عشق به نوشتن از زمان کودکی و الهامات و از این جور چیزها حرفی نزده، اما او ادبیات خواند و بعدها که کشف کرد عاشق زبان پرتغالی است، این رشته را دنبال کرد و سرانجام به عنوان استاد در دانشگاه سی‌ینا در ایتالیا مشغول درس‌دادن زبان مورد علاقه‌اش شد.

او به خاطر عشق عمیقش به زبان پرتغالی، در این رشته به یک متخصص تمام‌عیار بدل شده و به همین دلیل هم آثار فرناندو پسوا شاعر و نویسنده مشهور پرتغالی را به ایتالیایی برگردانده است. او این کار را از دهه 60 شروع کرد و این زمانی بود که داشت در سوربن درس می‌خواند. در بازگشتش به ایتالیا از علاقه‌اش به پرتغالی هیچ کم نشده بود و برای همین هم یک دوره تکمیلی زبان پرتغالی را در کشورش گذراند و به ترجمه کارهای پسوا ادامه داد. او بعدها با همکاری همسرش ماریا خوزه د لنکستر این کار را ادامه داد.

تابوکی در شهر پیزا متولد شده، اما در خانه مادربزرگش در وچیانو دهکده‌ای نزدیک زادگاهش بزرگ شده است. در طی تحصیلاتش در دانشگاه، او به گشت و ‌گذاری حسابی در سراسر اروپا پرداخت تا با نویسندگانی که در کتابخانه عمویش به نام آنها برخورده بود، بهتر آشنا شود. در جریان یکی از همین سفرها، او شعر «فروشگاه تنباکو» را در یک کتابفروشی نزدیک «گار دولیون» در پاریس پیدا کرد. این کتاب را «آلواردو د کامپوس» امضا کرده بود و همین موجب توجه آنتونیو به آن شد. او یکی از شعرایی است که شعری از پسوا را به زبان فرانسه ترجمه کرده. از همین جا 20 سال بعدی زندگی او رقم خورد و جذب فرناندو پسوا شد.

دیداری از پرتغال این عشق را تکمیل کرد و برای همین هم در سال 1969 پایان‌نامه‌اش را درباره «سوررئالیسم در پرتغال» نوشت. در دهه 70 او به تدریس زبان و ادبیات پرتغالی در بولونیا پرداخت.

5 سال بعد، او اولین رمانش را با نام «میدان ایتالیایی» نوشت که در آن سعی کرده به تاریخ از دیدگاه نویسندگان بزرگ ایتالیایی نگاه کند و در قالب داستانی که به ماجرای آنارشیست‌های توسکانی می‌پردازد، از تاریخ کشورش بگوید.

در سال 1978 او رمان «کشتی‌های کوچک» را نوشت و با فاصله کمی مجموعه داستان‌هایش را با عنوان «بازی وارونه و داستان‌های دیگر» منتشر کرد. اولین رمان مهم او با عنوان «شب‌های هند» در سال 1984 منتشر شد و بر مبنای آن در سال 1989 فیلمی به کارگردانی آلن کارنوا ساخته شد. این کتاب درباره مردی است که به جستجوی کسی می‌پردازد و چون می‌فهمد که او در هند است به دنبال او می‌رود. در میان همه بدبختی‌هایی که او در هند مشاهده می‌کند سرانجام روشن می‌شود که نویسنده به دنبال پیداکردن خودش است. این یکی از رمان‌های تابوکی است که به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

یکی دیگر از رمان‌های مهم او به نام «خط افق» در سال 1986 منتشر شد. در این داستان قهرمان به دنبال یافتن چیزی است که یک نفر دیگر هم به دنبال همان است و سرانجام می‌رسیم به تصویری در آینه که دو فرد یکدیگر را در آن می‌بینند. براساس این رمان فیلمی در سال 1993 به وسیله کارگردان پرتغالی فرناندو لوپز ساخته شد.

در سال 1987 وقتی رمان «پرنده‌های بیتو آنجلیکو» منتشر شد، تابوکی جایزه مدیسی را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال فرانسه برای «شب‌های هند» به دست آورد و 2 سال بعد لقب شوالیه هنر و ادب را از دولت فرانسه دریافت کرد. از آثار بعدی او انتشار رمان «رکوییم» به زبان پرتغالی است که بعد به زبان ایتالیایی هم ترجمه شد و جایزه انجمن قلم  ایتالیا را برایش همراه آورد.

سال 1994 برای نویسنده سال مهمی بود. این همان سالی است که «سه روز آخر فرناندو پسوآ» را نوشت و ادای دینش را به نویسنده محبوبش کامل کرد، اما مهم‌تر از این رمان که برایش تایید بسیار به همراه آورد رمان «پریرا ادعا می‌کند» است که هم جایزه بزرگ کامپیلو را گرفت و هم جایزه ژان مونه را از سوی ادبیات اروپا برایش همراه آورد. قهرمان او در این رمان سمبل دفاع از آزادی و در جستجوی جریان آزاد اطلاعات درباره وقایع سیاسی و همه رژیم‌های ضددموکراسی است.

تابوکی در سال 1997 رمان «سر گم شده داماسنو مونتیرو» را نوشت که بر مبنای داستانی واقعی از پیدا شدن یک جسد بدون سر در یک پارک شکل گرفت. بعدها روشن شد که این مرد در قرارگاه پلیس در گارد ملی جمهوریخواهان کشته شده بود. این داستان همه خیال و تصورات نویسنده را برانگیخت. او «پورتو» را برای مکان وقوع داستان انتخاب کرد تا بتواند از شهری که دوست دارد هم بنویسد.

همزمان با کار روی این کتاب او شروع به همکاری با شورای اروپا در استراسبورگ برای انجام یک کار مستند درباره دفاع از حقوق مدنی و شرایط بازداشت در اروپا کرد و در این تحقیق او به رابطه بین شهروندان و پلیس در اروپا پرداخت. به دنبال همین کتاب بود که رئیس پلیس «خوزه داس سانتوس» اعتراف به قتل کرد و به 17 سال زندان محکوم شد و نشان داد که شاخک‌های حسی او برای تشخیص شرایط موجود جامعه تا چه اندازه درست کار می‌کند.

در سال 1998 یعنی همان سالی که از آکادمی لایپنیتس برنده جایزه شد، رمان «اتومبیل،  نوستالژی اینفینی» را نوشت.

آخرین رمان او «تریستانو می‌میرد» در سال 2004 منتشر شد. در این رمان که چندین جایزه معتبر ادبی را برای او به همراه داشته، تریستانو پیرمردی در حال مرگ است که دارد سرنوشتش را برای نویسنده‌ای تعریف می‌کند.

منبع: ویکی پدیا

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها