استفاده نکردن از نفرات در پست تخصصی
این اشکال فقط در مورد سمت چپ تیم ملی مصداق داشت. ستار زارع چند سالی است که در تیم باشگاهی خود برق شیراز در پست هافبک تهاجمی بازی میکند، ولی متاسفانه این بازیکن شوتزن در تیم ملی در پست دفاع چپ حبس میشود که به طور طبیعی بسیاری از ویژگیهای مثبت خود را از دست میدهد.
او یک بازیکن راست پاست که برای دادن پاسهای دقیق و ارسالهای مفید مجبور است توپ را روی پای راست خود بیندازد و وقتی هافبک سمت چپ تیم ملی یعنی مسعود شجاعی و برخی مواقع مجتبی جباری هم چپ پا نباشند ما در عمل جناح چپ تیم ملی در زمینه حمله به حالت نیمهتعطیل در میآید و از کارایی مجموعه تیم به حد زیادی میکاهد.
عدم تناسب مهاجمان با تاکتیک مربیان
به طور طبیعی و در بازی با یک تیم شرق آسیا انتظار داشتیم با اصرار بر ارسالهای بلند و هدفدار از جناحین به میدان برویم و از آن بابت نتیجه بگیریم که گلهای تیم ملی هم با این شیوه به دست آمد؛ ولی 2 مهاجم خط حمله یعنی غلامرضا رضایی و رسول خطیبی جزو کوتاهترین ملیپوشان هستند که تقریبا هیچ نوع کارایی روی توپهای ارسالی بلند از جناحین ندارند.
این انتخاب مربیان باعث شد از انبوه سانترهای ارسالی و به علت عدم تخصص مهاجمان در سرزدن نتوانیم استفاده زیادی ببریم، در حالی که وقتی تیم ملی پس از زدن گل دوم تحت فشار کرهایها به عقب رفت، مربیان تیم ملی سیدمهدی سید صالحی، بلند قدترین مهاجم حاضر در اردوی تیم ملی را به کار گرفتند که درنوع خود جای تعجب داشت.
بیدقتی هافبکها در جنگهای میانه میدان
4 هافبک حاضر در ترکیب اولیه تیم ملی یعنی جواد نکونام، مهدی مهدویکیا، مجتبی جباری و مسعود شجاعی هر کدام جزو بهترینها هستند که در شایستگی هیچ کدام نمیتوان تردیدی داشت، ولی بجز جواد نکونام هیچ یک ویژگیهای دفاعی و بدنی جالب توجهی ندارند که بتوان از آنها برای استحکام خط میانی استفاده کرد.
یک نگاه آماری به بازی تکتک این نفرات نشان میدهد که تقریبا هر 4 نفر در جنگهای میانه میدان بیدقت یا شاید هم ناتوان بودهاند. حتی جواد نکونام که به ازای 9 توپگیری خود، 7 بار هم توپ لو داده است به عنوان یک هافبک دفاعی آمار نگران کنندهای دارد، در حالی که درباره مهدویکیا، جباری و شجاعی آمار اشتباهات و لودادن توپ بیشتر از توپگیریهای آنهاست و همین مساله میتواند در بازیهای آینده در صورت برطرف نشدن، برای تیم ملی دردسرساز باشد.
استقرار غلط سازمان دفاعی
از شیوه دفاع کردن تیم ملی هنگام ضد حملات به نیکی یاد کردیم که حق هم همین بود، ولی در این میان باید به این نکته اشاره کرد که وقتی کرهایها با دریافت 2 گل، دیگر چیزی برای دفاع کردن نداشتند و بنای حملات را گذاشتند، سازمان دفاعی تیم ملی اصلا نمره قبولی نگرفت.
جدا از این که روی یک ضربه ایستگاهی بلند و عدم پوشش مناسب روی شماره 12 کره شمالی و با ضربه سر زیبای او تنها گل این تیم حاصل شد، خط دفاعی تیم ملی به دفعات روی هر نفوذ ترکیبی و ارسالهای بلند کرهایها بشدت لرزان ظاهر شد و در چند مورد هم فرصت شوت زنی به کرهایها داد که با درخشش رحمتی این شوتها هیچ کدام به ثمر ننشست.
در انتهای این مطلب باز هم یادآور میشویم که اشاره به این موارد صرفا برای کمک به تیم ملی است و اگر مربیان تیم در خلوت خود به حقانیت این ادعاها برسند، مسلما طی فرصت نزدیک به یک ماههای که تا بازی با امارات باقی مانده، میتوانند نسبت به رفع آنها اقدام کنند.
بدون شک در لیگ، مدافعان چپ تخصصی که عملکردی بهتر از زارع داشته باشند، پیدا میشود که بتوانند به تیم ملی کمک کنند و ستار هم در پست تخصصی خود به میدان برود یا مهاجمان سرزنی میتوان یافت که در صورت مصدومیت هاشمیان برای سرزنی از 2 مهاجم کوتاه قامت استفاده نکنیم یا مربیان میتوانند در اردوی بعدی با تمرینهای ویژه، ضعف دفاعی هنگام حملات حریفان را رفع کنند یا به حداقل برسانند. آرزوی همه ما موفقیت تیم ملی و چهارمین حضور در جام جهانی فوتبال است.
آرش رستم نمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم