این نظریهپردازان فیلم در قسمتی از بحثشان از بررسی تکتک فیلمها فراتر میروند و استدلال میکنند که نفس ساختار فیلم داستانی به حفظ سلطه اجتماعی یاری میرساند؛ بنابراین برای اینکه فیلمها در حقیقت رو به پیشرفت باشند، باید بر روایتگری چیره شوند.
فیلسوفان فیلم در مقابل چنین نگرش منفیای نسبت به رابطه فیلم با جامعه استدلال کردهاند که فیلمهای پرطرفدار نیازی به حمایت و تایید سلطه اجتماعی ندارند، بلکه حتی میتوانند نگرشهای اجتماعی نقادانه را بیان کنند. آنها در استدلالشان جهتگیری نظریه فیلم به تعمیم گسترده نسبت بین فیلم و جامعه که مبتنی بر تحلیل دقیق تک تک فیلمها نبوده را نادرست میدانند.
آنها در عوض به ارائه تفاسیر مشروح از فیلمها توجه میکنند، تفاسیری که نشان میدهد چگونه داستان فیلمها، انتقادی را در مورد عادات و رسوم متفاوت اجتماعی ارائه میکنند. به نظر فیلسوفان فیلم، فیلمها با مداخله نقادانه در مباحث اجتماعی در عرصههایی چون طبقه، نژاد، جنسیت و تمایل جنسی، منجر به خودآگاهی اجتماعی میشوند.
نمونه جالب فیلمهایی که در نگرش سیاسی، تحول ایجاد میکنند و صرفا موید شیوههای موجود سلطه اجتماعی نیستند، فیلمهایی هستند که در بردارنده ازدواجهای میاننژادیاند.
مثلا فیلمی که استانلی کاریر در سال 1967 ساخت، یعنی فیلم «حدس بزن چه کسی برای شام میآید» (Guess Who s Coming to Dinner)، اعتبار ادغام نژادی را به عنوان راهحلی برای معضلات تبعیضنژادی ضد سیاهان در آمریکا، از طریق به نمایش درآوردن این معضلات در مواجهه با ازدواج میاننژادی، مورد بررسی قرار میدهد.
تقریبا 25 سال بعد، فیلم «تب جنگلی (Jungle Fever) » اسپیک لی، به نفع دستورالعمل سیاسی فیلم قبلی استدلال میکند؛ یعنی یک بار دیگر از ازدواج میاننژادی در تقابل با تبعیضنژادی بهره میبرد.
این فیلم تاکید میکند که تبعیضنژادی سرسختانه سفید پوستان آمریکا، ادغام نژادی را که همچون نوشداروی بدبختیهای این جامعه نژادپرست است، ضعیف میکند و بسیاری دیگر از فیلمها، شکل روایی را برای بررسی جنبههای دیگری از نژادپرستی و امکانات غلبه بر آن، به کار میگیرند.
به همین ترتیب، فیلسوفان برای روشن کردن این عقیدهشان که فیلم داستانی میتواند حاوی اظهارات پیچیده سیاسی باشد، به بیرون از هالیوود و به فیلمهای فیلمسازان در حال پیشرفتی چون جان سایلس نظر انداختهاند. فیلمیمانند «میتوان» (Matewan) به نمایش درآمد تا ارتباط بین طبقه و نژاد را به مثابه عرصهای برای سلطه اجتماعی بررسی کند.
بنابراین ما به طور کلی میتوانیم بگوییم که فیلسوفان با محکوم کردن برخی فیلمها به ایجاد عقبماندگی و واپسگرایی اجتماعی ، مخالفت کرده و طرق متفاوتی را که فیلمسازان برای به نمایش درآوردن چشماندازهای انتقادی به عرصههای مهم اجتماعی به کار گرفتهاند بررسی کردهاند ؛ هرچند فلاسفه طرقی را که داستانهای معمول هالیوودی به وسیله آنها آگاهی انتقادی جامعه را ضعیف میکنند، نادیده نگرفتند، اما نشان دادهاند که فیلم داستانی وسیله مهمی برای بازتاب گسترده مسائل مهم روز جامعه است.
توماس وارتنبرگ
مترجم: حسین شقاقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم