در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرونده متهم کاملا رو است و نقطه ابهامی در آن وجود ندارد. متهم افسردهحال است و کمی ضعیف به نظر میرسد. خودش اتهام قتل را رد میکند، اما چاقویی وجود دارد که به عنوان مدرک جرم به دادگاه ارائه شده است، اما این نوجوان مدعی است چاقو را که متعلق به اوست مدتی قبل گم کرده و دیگر خبری از آن ندارد.
حالا این چاقو در صحنه جنایت پیداشده است. چند تن از شاهدان در دادگاه میگویند صدای فریادهایی شنیدهاند و نوجوان را هم دیدهاند که از صحنه جنایت گریخته است. 11 نفر از اعضای هیات منصفه بلافاصله رای خود را اعلام میکنند. نوجوان مقصر است و باید مجازات شود.
در این بین فقط هشتمین عضو هیات منصفه یعنی آقای دیویس (با بازی هنری فوندا) رای بر برائت و بیگناهی متهم میدهد. در آغاز این نکته کماهمیت به نظر میرسد و بقیه اعضای هیات منصفه فکر میکنند او تغییر رای خواهد داد. ولی این اتفاق نمیافتد و آقای دیویس روی نظر و رای خود میماند.
10 عضو هیات منصفه حالا احساس میکنند هشتمین عضو گروه دلایلی منطقی و قابل ذکر برای رای خود دارد و میخواهند این دلایل را از زبان خود او بشنوند. از سوی دیگر، آقای دیویس هم میخواهد دلایل خود را آشکار و تصوراتش را با دیگر همکارانش تقسیم کند.
با پیشروی ماجرا در اتاقی که یازده عضو هیات منصفه در فضایی عصبی مشغول بحث و بررسی پرونده هستند، قصه شکوفا میشود و بسرعت به صورت مطالعهای استادانه درباره شخصیتهای پیچیدهای درمیآید که به عنوان عضو هیات منصفه میخواهند رای نهایی را صادر کنند.
این افراد از دل حرفهایی که میزنند، تلقیها و اعتقادات درونیشان را آشکار میکنند و هویت واقعی خویش را در معرض قضاوت تماشاچی (یک عضو افتخاری هیات منصفه که در ورای همه آنها قرار دارد؟) میگذارند. پسزمینه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر یک از این اعضا، باعث واکنشهای مختلف آنان در زمان حال میشود.
در چنین موقعیت و اوضاع و احوالی است که آقای دیویس تلاش میکند بقیه همکارانش را متقاعد کند که رای آنها اهمیتی حیاتی دارد و نباید براحتی درباره آینده و زندگی دیگران تصمیم بگیرند. او احساس میکند باید دیگر اعضای هیات منصفه را مجاب کند که رای «گناهکار نیست» رای بهتر و پسندیدهتری است.
این نکته که فیلم با نگاهی به یک نمایش معروف صحنهای ساخته شده و بخش اعظم آن در یک اتاق رخ میدهد، به هیچ وجه از بار و ارزش سینمایی آن نمیکاهد. جالب این که هیچ یک از منتقدان سینمایی از «دوازده مرد خشمگین» به عنوان فیلمی که حال و هوایی تئاتری دارد، یاد نکردهاند.
فیلم سیدنی لومت یک غزل ناب سینمایی است که تمام قواعد سینمایی را رعایت کرده و مضمونی سینمایی دارد. هنوز هم پس از سالها که از تولید و نمایش فیلم میگذرد، «دوازده مرد خشمگین» کاری امروزی به نظر میرسد و تر و تازه است.
این مساله، قدرت سیدنی لومت را در مقام کارگردان نشان میدهد. لومت در مصاحبهای گفت همزمان با کار فیلمبرداری، هر روز تغییراتی در لنزها و زاویه دوربین فیلم میداد. این کار از این جهت صورت گرفت تا پسزمینهها به کاراکترهای فیلم نزدیکتر شود و احساس یکی شدن آنها با محیطی که در آن قرار دارند، کاملا مشخص شود.
قبل از آن که لومت فیلم خود را بسازد، در سال 1954 یک مجموعه 3 قسمتی از قصه رجینالد رز ساخته شد؛ اما در همان زمان منتقدان گفتند نسخه سینمایی خیلی بهتر از نسخه تلویزیونی است.
در عین حال، نیکیتا میخالکف، فیلمساز برجسته سینمای روسیه هم سال قبل فیلمی با عنوان «12» کارگردانی کرد که نسخه روسی شده فیلم لومت بود.
این فیلم که ادای دینی به آن شاهکار کلاسیک بود، سخت مورد توجه و پسند منتقدان سینمایی قرار گرفت. لومت قبل از شروع فیلمبرداری به مدت 3 هفته تمرینات خیلی سختی با بازیگرانش کرد و کل صحنههای فیلم طی 21 روز فیلمبرداری شد.
هنری فوندا بجز بازیگر، یکی از تهیهکنندگان فیلم هم میباشد؛ ولی مشکلات تولید به قدری زیاد بود که وی برای همیشه تصمیم گرفت دیگر هیچ وقت به سراغ این کار نرود.
هنگام اولین نمایش عمومی فیلم، فوندا که دوست نداشت خودش را در این نقش روی پرده سینما ببیند، سالن را ترک کرد؛ ولی قبل از ترک سالن زیر گوش سیدنی لومت گفت: سیدنی، فیلم باشکوهی است!
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: