برنامههای صبحگاهی جزو برنامههایی هستند که اصطلاحا به آنها میگویند «برنامههای روتین». برنامههای روتین برنامههایی هستند که همیشه در یک ساعت خاص روی آنتن میروند و معمولا آیتمها و بخشهای مشخصی دارند. ساختار و میزان تولید این برنامهها ایجاب میکند سازندگانش خیلی خطر نکنند و خیلی سراغ روشهای پیچیده نروند.
طراحی آیتمهای تکرارشونده و بخشهایی مثل گفتگو با کارشناس که نیاز به مقدمات خیلی پیچیدهای ندارد، خوراک این جور برنامههاست. فراگیرتر شدن برنامههای زنده هم عامل دیگری است که برنامهسازها را بیشتر به این روش سوق میدهد.
این که برنامههای صبحگاهی سر و شکل یکسانی دارند و خیلی با هم فرقی ندارند و در نتیجه شوق زیادی را برای دیده شدن برنمیانگیزند، محصول همهاینهاست. واقعا چه فرقی میکند که آیتم مثل نرمش صبحگاهی را از برنامهای که از فلان شبکه پخش میشود ببینید یا از برنامه شبکه بهمان؟
گفتم که شرایط باعث میشود سازندگان برنامههای ترکیبی خیلی علاقهمند نباشند با رفتن سراغ روشهای پیچیده و پردردسر، سری را که درد نمیکند دستمال ببندند ولی این دلیل نمیشود با این بهانه اصلا دور مسالهای به اسم خلاقیت و نوآوری را هم خط بکشند.
ضمن این که خیلی وقتها محدودیت مقدمهای شده برای کشف استعدادها و بروز ابتکارها و خلاقیتها. چون همیشه راهی برای دور زدنش وجود دارد.
خوشبختانه نمونهاش هم دم دست است. «مردم ایران سلام» هم جزو همین برنامهها دستهبندی میشد. ولی از همه نظر با آنها متفاوت بود و هیچ آیتم مشابهی را در آن نمیدیدیم. این برنامه ویژگیهایی داشت که باعث شد طیف جدید و البته متفاوتی به آمار مخاطبان برنامههای صبحگاهی اضافه شود.
کمکم این متفاوت بودن به مذاق بینندگان عادی و معمولی هم خوش نشست و حتی خیلی از زنان خانه دار هم به مشتری پر و پاقرصش تبدیل شدند. آیتمهایی مثل روایت تاریخ معاصر یا بحثهای کم و بیش تخصصی درباره موضوعاتی مثل محیط زیست، هرکدام میتوانست طرح مجزایی برای یک برنامه مستقل باشد ولی حالا همه شان در یک بستهبندی خاص و نسبتا سنگین جوری به بیننده ارائه میشد که احساس خستگی نکند.
همه اینها مدیون خوش فکری، خوش سلیقگی و البته ریسکپذیری دست اندرکاران برنامه و مخصوصا تهیهکنندهاش محمدرضا شهیدیفرد بود که توانسته بودند با ترکیب متناسب دوز شاخصهای یک برنامه خاص و یک برنامه عام، سطح سلیقه مخاطب را تغییر بدهند. این چینش آن قدر درست بود که توانست «مردم ایران سلام» را 2 سال روی آنتن شبکه 2 نگه دارد و رکورد جدیدی را ثبت کند. حضوری که هیچ وقت باعث دلزدگی هم نشد.
برنامههای صبحگاهی به هرحال زیرشاخهای از برنامههای ترکیبی است و برنامههای ترکیبی بالاترین درصد برنامههای تلویزیون را تشکیل میدهند اما با این حال این تولیدات به نسبت کارهای نمایشی و سریالها از نظر درجهبندی در رده جیم دستهبندی میشوند و از نظر بودجه رقم پایینی را به خودشان اختصاص میدهند بنابراین آرزوی بالاتر رفتن سطح برنامههای ترکیبی در گرو تحقق آرزوی تهیهکنندگان این برنامهها یعنی بالارفتن بودجه آنهاست. اما عجالتا تا وقتی که این اتفاق نیفتد خیلی بهتر است با کمی ریسک سراغ برنامهسازان خوشفکر برویم. شاید این جوری بهار دوباره برنامههای صبحگاهی زودتر از راه برسد.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم