پدران، قربانیان اصلی درام پردازی‌

سریال‌های نمایشی در کشور ما از کاربردی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی به شمار می‌آیند. سریال‌های داستانی که به صورت چند قسمتی تولید و پخش می‌شوند در دراز مدت تاثیرات مختلفی بر بیننده می‌گذارند. سریال‌های تلویزیونی به صورت ادامه‌دار در هر قسمت بخشی از داستان را تعریف می‌کنند، این بخش از داستان می‌تواند تاثیر مثبت یا منفی بر مخاطب داشته باشد، تاثیری که غیرمستقیم روی ناخودآگاه مخاطب اثر می‌گذارد و در درازمدت در رفتارهای او جلوه‌گر می‌شود.
کد خبر: ۱۹۷۲۴۵
ذهن مخاطب سریال‌های داستانی که به صورت هر شب یا هفتگی پخش می‌شوند منتظر نمی‌ماند تا سریال به پایان برسد و او از کلیت سریال نتیجه‌گیری منطقی بگیرد، مخاطب از هر قسمت سریال متاثر می‌شود و بازتاب‌های این تاثیر در درازمدت یا کوتاه‌مدت در رفتار او بروز می‌کند.

اگر سریالی پرمخاطب می‌شود، نشان‌دهنده این است که مردم زیادی به تماشای آن می‌نشینند و داستان سریال آنقدر برای آنها جذابیت دارد که در شب‌های متوالی و یا هفته‌های پی در پی آن را پیگیری می‌کنند تا از ماجراهای داستان سردر بیاورند و دریابند سرنوشت شخصیت‌ها به کجا می‌انجامد. تحقیقات نشان می‌دهد که طبقه متوسط که از سواد عمومی برخوردارند بیشترین مخاطبان سریال‌های داستانی تلویزیون هستند.

این طبقه به دلیل همذات‌پنداری با شخصیت‌های سریال خیلی زود از داستان و شخصیت‌ها تاثیر می‌گیرند و اگر به سریالی علاقه‌مند شوند، سعی می‌کنند در قالب شخصیت مورد علاقه خود فرو روند و رفتارهای او را تکرار کنند.از آنجا که ذهن انسان موقعیت‌های منفی را به سرعت جذب می‌کند و برای ثبت آنها نیاز به تلاش ندارد در نگاه کلی شخصیت‌های منفی بیشتر از شخصیت‌های مثبت روی بیننده تاثیر می‌گذارند، چون رفتار آنها به تجزیه و تحلیل ذهنی نیازی ندارد و ذهن آدمی ناخودآگاه به تقلید رفتار آنها تمایل بیشتری دارد.

با این مقدمه نگاهی داریم به شخصیت پدر در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی و بازتاب این شخصیت‌ها در مخاطب. از آنجا که سریال‌های خانوادگی از پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیونی هستند در زمان نوشتن فیلمنامه و زمان ساخت حتی در زمان انتخاب بازیگران باید روی شخصیت پدر و مادر توجه خاصی شود.

تلویزیون در کشور ما فقط جنبه سرگرمی ندارد و مدیران فرهنگی تلاش می‌کنند در تمام برنامه‌های این رسانه ملی، جنبه آموزش را لحاظ کنند. سریال‌های نمایشی به صورت غیرمستقیم روی مخاطب تاثیر می‌گذارند و در درازمدت رفتارهای اجتماعی و شخصی او را متحول می‌کنند. سریال‌های نمایشی بهترین آثاری هستند که می‌توانند احترام و اعتماد متقابل بین اعضای خانواده را تقویت کنند.

در تعریف خانواده در تمام دنیا، پدر رکن اصلی خانواده است و اوست که چون دژی محکم در برابر ناملایمات از خانواده دفاع می‌کند. پدر الگوی فرزندان است و اگر او درست رفتار کند بقیه افراد خانواده هم در راه درست قدم می‌گذارند، پدر با نوع شغل و برخورد خود با مسائل مالی به فرزندان استفاده از مال حرام و حلال را می‌آموزد و با آرامش خود به آنها یاد می‌دهد که چگونه در مسیر پر خطر زندگی راه بپیمایند.

اینها گوشه‌هایی از واضحاتی است که هر پدر خوب باید دارا باشد. تلویزیون در آثار خود باید این رفتارهای درست را تقویت کند؛ بخصوص در جامعه ما که در حال گذر از دنیای سنتی به دنیای مدرن است و بیشتر افراد آن بخصوص جوان‌ها در این گذر بحران‌های زیادی را پشت سر می‌گذارند و برای ثبات بخشیدن به ذهن آنها همه رسانه‌ها و دستگاه‌های فرهنگی باید وارد عمل شوند، اما واقعیت این است با نگاهی به بیشتر سریال‌های تلویزیونی متوجه می‌شویم که پدران، درسایه مادران قرار گرفته‌اند یا لباس بدمن سریال یا فیلم را پوشیده‌اند و به عنوان یک ضد قهرمان عمل می‌کنند.

کمی به عقب برمی گردیم و برای مثال سریال ساعت شنی را نمونه می‌آوریم. در این سریال پدران بدمن‌های سریال بودند. پدر مهشید باعث بدبختی فرزندان خود شده بود و ماهرخ هر چه بدبختی می‌کشید از دست پدرش بود. در سریال پیامک از دیار باقی، پدر، شخصیت بد سریال بود و به فرزندان خود کلاهبرداری را آموزش می‌داد.

در سریال سه در چهار، پدران هم‌سطح فرزندان شده بودند و هیچ استقلال فکری و کاری نداشتند و بیشتر از آنکه فرزندان از پدر الگو بگیرند، پدران رهرو فرزندان خام و جوان خود بودند.

در سریال ترانه مادری هم یکی از پدران که همیشه غایب بود و پدر دیگر هم که به پسر خود آموزش انواع کلاهبرداری و دروغگویی را می‌داد و می‌دهد و یک پدر دیگر هم در ترانه مادری وجود دارد که سردمدار کلاهبرداران است.

سریال ‌های تلویزیونی در قسمت ‌های مختلف تولید می‌شوند و رسم است که در آخر سریال شخصیت ‌های منفی متحول می‌شوند و می‌گویند که اشتباه کرده‌اند اما مسلما تاثیر حداقل 13 قسمت سریال خیلی بیشتر از یک قسمت است.

در سریال ‌هایی که برای نمونه نام آنها ذکر شد در قسمت ‌های متوالی شخصیت پدر تخریب می‌شود و در یکی، دو قسمت پایانی پدر مغموم در برابر خانواده می‌گوید که اشتباه کرده. آیا این پدر مفلوک که نزد خانواده خوار و خفیف شده می‌تواند دوباره به عصر طلایی پدر قهرمان و الگو برگردد. درام‌پردازی لازمه سریال ‌سازی است اما آیا واقعا لازم است یکی از مقتدرترین شخصیت‌ های خانواده فدای درام‌پردازی شود.

طاهره آشیانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها