خلاقیت را می توان آموزش داد

رشد روز افزون علم و ازدیاد اطلاعات و دانسته های بشری سبب شده است تا هدفهای آموزش و پرورش واقع بینانه تر شده و به 3زمینه خاص و قابل توجه معطوف شود.
کد خبر: ۱۹۶۶۲
به عقیده صاحب نظران از آنجایی که نمی توان حجم روزافزون اطلاعات تازه را به کتابهای درسی وارد کرد ، لذا بهتر آن است که معلمان در کلاسهای خود به دانش آموزانشان چگونه یاد گرفتن ، حل مساله و خلاقیت را بیاموزند تا دانش آموز ، خود به اندازه توان ، امکانات و استعدادهایش یاد بگیرد و پیشرفت کند و معلم نیز وظیفه راهنمایی و هدایت ، طبقه بندی اطلاعات و ارائه مناسب و بموقع آن را به عهده داشته باشد. از میان 3عامل مذکور، چگونه یادگرفتن و حل مساله در میان کارشناسان و معلمان بسیار مورد بحث قرار گرفته و روشهای مناسبی نیز ارائه شده است و اعتقاد نیز بر این بوده که کودکانی باهوش عادی قادر به یادگیری این روشها هستند؛ اما بسیاری از والدین و حتی مربیان بر این اعتقادند که خلاقیت از ویژگی های دانش آموزان تیز هوش است و قابل آموختن نیست ، لکن روان شناسان به این باور عقیده ای ندارند و اظهار می کنند که میان هوش و خلاقیت رابطه معناداری وجود ندارد. حتی یکی از پژوهشگران نشان داد که بسیاری از مخترعان و مبتکران مشهور دنیا، بهره هوشی 130و کمتر داشته اند و لذا مدعی هستند که خلاقیت را می توان آموزش داد. به نظر روان شناسان آنچه تفکر خلاق را از تفکر عادی جدا می کند، اصالت و تازگی نظر یا فرضیه ای است که فرد متفکر عرضه می دارد. در تفکر عادی فرد از تجربیات گذشته خود استفاده می کند و آنها را در زمینه و طرح جدیدی قرار می دهد و با تغییر دادن در شکل و سازمان آنها در حل مسائل از آن استفاده می کند؛ اما در تفکر خلاق راههای غیرعادی نظر فرد را به خود جلب می کند و ممکن است مسائل تازه ای را مطرح کند و یا فرضیه ای کاملا غیرعادی با آنچه مورد قبول دیگران است را ارائه نماید. به این لحاظ شاید بتوان خلاقیت را تشکیل ترکیب های نو از عناصر به هم مرتبط برای رفع ضرورت های خاص یا مقصودی سودمند تعریف کرد و یا اظهار داشت که خلاقیت عبارت است از؛ ایجاد ارتباط میان موضوعات و نظراتی که پیش از این بی ارتباط بوده اند. قابل آموزش بودن خلاقیت می تواند فضا و عرصه جدید و تازه ای را برای فعالیت های معلمان در کلاسهای درس به وجود آورد تا با بهره مندی از روشهای مناسب حداکثر توانایی های دانش آموزان را شکوفا کنند. در این زمینه یکی از روان شناسان به نام تورانس چند توصیه جالب و جذاب برای معلمان دارد. وی در اولین قدم به معلمان توصیه می کند که بدانند تفکر خلاق چیست و از عناصر آن آگاهی یابند، سپس با بهره گیری از این دانش ، ارائه اندیشه های تازه یا اعمال ابتکاری را پاداش دهند، کار با اجسام و اندیشه ها را قدر نهند و کودکان را تشویق کنند تا اندیشه هایشان را به طور نظامدار آزمایش کنند. وی معتقد است که معلمان نباید راه حل های خود را به شاگردان تحمیل کنند و در عین حال لازم است تا الگویی برای شیوه تفکر باز برایشان ایجاد کنند و علاقه مندی به آزمایش را در آنها تقویت نمایند. آن گاه معلم می تواند شرایطی را به وجود آورد که خلاقیت پدیدار شود. یعنی دانش آموزان را با اندیشه های ناهماهنگ و آنچه متناقض به نظر می آید، به واکنش وادار کند و به کودکان تکالیفی بحث انگیز بدهد. آنها را طوری تربیت کند که تحت تاثیر هیبت مخترعان و دانشمندان قرار نگیرند و اندیشه ها و افکار خود را در کتابچه و یا فیشهای مخصوصی دنبال کنند تا به این شیوه بتوانند کنجکاوی ، توانایی و هوش خود را جهت بدهند و حداکثر استعدادهایشان را آشکار کنند و این به عهده معلم و دیدگاه او نسبت به تدریس و خلاقیت است.

دکتر حمیدرضا بهادران
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها