مجموعه تلویزیونی «در کنار هم» به کارگردانی فتحعلی اویسی چند هفته ای است که یکشنبه شبها از شبکه اول سیما پخش می شود.
کد خبر: ۱۹۶۱۴
داستان این مجموعه 26قسمتی در دفتر کار فردی به نام رکن آبادی ، اتفاق می افتد. رکن آبادی صاحب مکان تجاری است که پس از فوت وی شرکا و دوستانش سهم خود را از پسر رکن آبادی (خسروشکیبایی) مطالبه می کنند و در نهایت نیز هریک از آنها، یکی از اتاقهای دفترمذکور را تصاحب می نمایند. یکی از اتاقها را آمپول زنی ماهر که خود را دکتر منصوری (سیروس گرجستانی) می نامد، اجاره می کند. اتاق دیگر را استاد امجد (فتحعلی اویسی) برای نشر و چاپ کتاب اشغال می کند و مهندس جوانی (برزو ارجمند) هم برای نقشه کشی ساختمان مستاجر اتاق دیگر است و بدین ترتیب داستان ، با شکل گیری روابط و درگیری های میان این افراد شکل اجرایی به خود می گیرد و باتوجه به شخصیت منشی این دفتر (مهرانه مهین ترابی) تمامی کنشها به نوعی از خط فرضی این شخصیت می گذرد. در گذشته رسم و عرف جذب نظر و دیدگاه های مختلف در رسانه تصویری استفاده بی چون و چرا از چهره های معروف سینما و یا به خدمت گرفتن برجسته ترین هنرمندان تلویزیونی بود؛ اما این نسخه همیشه شفادهنده ای برای درمان درد و بیماری حادی مانند کلیشه شدن و مخاطب زدگی نیست . وقتی ما به عینه می بینیم که تارهای عنکبوتی بی سوژگی ، برقدرت و بالقوه بودن بضاعت هنری بازیگران تراز اولمان می چربد، دیگر چه نیازی به ادله بیشتر است . خسروشکیبایی ، فتحعلی اویسی و مهرانه مهین ترابی در عرصه تصویر بارها ثابت کرده اند که خود به تنهایی می توانند بارجذابیت یک مجموعه تلویزیونی را به دوش هنر خود بیفکنند و هموارسازی القای پیام به مخاطب را با وجود هنر ذاتی و استعداد نمایش خود ادامه دهند و در عین حال سریال «در کنار هم» هیچ بدعتی در قالبهای متداول مجموعه سازی ندارد. باز هم لوکیشنی ثابت و بسته از لحاظ فضایی و اتاقهای تودرتو با آدمهای هزار تو ، دوربین آنچنان بی خیال و پرحوصله به صحبتهای امجد و به نوعی دیگران می نشیند که گویی تصویربردار آن برای کاری مهمتر آنجا را ترک گفته است . آسان ترین شیوه ساخت وساز این گونه مجموعه ها انتخاب شخصیت های گوناگون است . آنجا که بیننده از پرگویی و اضافه پراکنی های مثلا رکن آبادی خسته و بی حوصله می شود ، سریعا با یک بهانه واهی مهندس جوان یا کاراکتر دیگر که دلیل پیشین و یا لزوم داستان بر وجود او تاکیدی ندارد، وارد صحنه می شود و یا در بیشتر سکانسها باوجود بازیگرانی که مستعد نقشهای پرکشش و نفسگیر هستند، همچون خسروشکیبایی ، باز هم نمی توان توازن قابل توجهی را در آن جستجو کرد که همین مساله باعث می شود، رکن آبادی دست در جیب با حالتی که گویی خود می داند در این صحنه اضافه است به استاد امجد زل می زند و یا خود همین استاد امجد در سکانسی که باید از صحنه حذف شود تا از دید منتقدان و دیگر موشکافان جعبه جادویی در امان بماند، خودش را به خواب می زند و سر بر دیوار می گذارد تا به مانند بینندگانش او هم بخوابد و بدین ترتیب به زعم نویسنده و کارگردان سریال ،توجیه قابل قبولی برای وجودش در داخل کادر باشد. نکته اساسی اینجاست که دوران جذب نظر بینندگان به تعدد شخصیت ها و همین طور اضافه کردن جذابترین چهره های هنر تصویر گذشته است . شاید در حال حاضر آشناترین ملاک موفقیت یک سریال ، در متن نوشته ای است که حاصل تفکر پویا و خلاق نویسنده یا به وجود آورندگان آنست که به نوعی مولفه های دیگری همچون کارگردانی ، استفاده از چهره های محبوب و تصویربرداری آن در مراحل اهمیت بعدی قرار می گیرد. مجموعه «در کنار هم» واقعا فقط «در کنار هم» هستند اما فیلمنامه فاقد یک کشش ذاتی برای دنبال کردن قصه است و همین طور استفاده از لوکیشنی سرد و بی روح که با کنشها و نقاط عطف فیلمنامه ای به انجماد می رسد. گویی قدرت طنز هر کدام از شخصیت ها ابزار نامطمئنی است برای اغوای نویسنده و کارگردان سریال . جدای از بحث محتوایی این مجموعه ، ضعف میزانسن نیز بسیار به چشم می آید. جایی که مثلا استاد امجد برای خطابه گویی خود فضایی چند قدمی را می طلبد در این هنگام با بلند کردن دستش صورت چند بازیگر را در کادر انتخابی خود می پوشاند که بازیگر نقش منشی مجبور است خود را از زیر سایه دست استاد امجد نجات دهد تا بهتر دیده شود که این مساله هجوم شتابزدگی در رساندن مجموعه به پخش را کاملا نشان می دهد. شخصیت «دکتر منصوری» که با بازی خوب و روان سیروس گرجستانی همراه است ، جذابتر جلوه می کند؛ اما همین کاراکتر موفق هم در محوریت قصه هیچ جایی ندارد و او هم در کلاف پیچیده پرگویی ها سردرگم است . شاید تنها راهکاری که می توان برای سریال «در کنار هم» برشمرد ، استفاده از نقاط پرگره و قابل بسط در دل فیلمنامه باشد.