در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من هم مثل هر مرد دیگری پسرم مارک را از صمیم قلب دوست داشتم و مرگش برای من هم شوک بسیار بزرگی در زندگی بود. پس از مرگ پسر 12 سالهام هرگز چیزی سر جای خودش بازنگشت و من همواره غمی را در دل خودم حبس کردم. او 20 سال پیش بر اثر غرق شدن در دریا جان سپرد و مرگش سبب شد تا من و همسرم از یکدیگر جدا شویم. جدا شدن ما نه به خاطر اختلافاتی که بین ما وجود داشت بلکه به خاطر غم بزرگی بود که سایه زیادی بر زندگیمان افکنده بود و به هیچ عنوان نمیتوانستیم این ابر را که بین ما فاصله انداخته بود از میان برداریم. همسرم معتقد بود که من سبب مرگ مارک شدهام و بیتوجهی من مرگ او را رقم زده است و من برای اثبات بیگناهیام نزد او و برای این که وجدانم را آسوده کنم هر کاری را میکردم اما بیفایده بود. فاصله بین ما که فرزند دیگری نداشتیم روز به روز بیشتر میشد و در نهایت از هم جدا شدیم، اما اکنون من زیر بار هیچ اتهامی نمیروم. همسر اولم اکنون بعد از 20 سال پرونده مرگ پسرمان را باز کرده و ادعا میکند که من او را به قتل رساندهام. این ادعای واهی که مطمئنا از روی افسردگی و تنهایی بیش از حد او نشات گرفته است زندگی من را به طور کامل بههم ریخته و من را از زندگی کردن باز داشته است.» پرونده مرگ پسرکی به نام مارک که به خاطر غرق شدن در دریا نزدیک منزل ساحل پدر و مادرش جان خود را از دست داده بود پس از 20 سال بازگشایی شده است.
در این پرونده مادر این پسربچه که همان سالها از همسرش جدا شده است ادعا میکند که پسرکش توسط پدرش به قتل رسیده و سپس در دریا غرق شده است. این در حالی است که آقای «کران» پدر این پسر همان سالها و پس از مرگ پسرش بلافاصله دوباره ازدواج کرد و دیگر سراغی از پسرش و علت مرگ او نگرفت، آنچه تحقیقات نشان میدهد آن است که این پسر ممکن است بر اثر خوردن مواد سمی بسیار زیاد نیمهبیهوش شده و سپس در دریا رها شده باشد.
تحقیقات پلیس در این رابطه ادامه دارد و آقای کران به خاطر دست داشتن در مرگ پسرش در
20 سال قبل اکنون در زندان به سر میبرد و همسر فعلیاش نیز به عنوان مظنون تحت نظر قرار دارد. «همسر اولم با حرفهای بیاساسی که میزد زندگی من را از هم پاشید تا نتواند خوشبختی مرا ببیند. او ادعا میکند که من و همسر فعلیام برای از بین بردن پسرم از ماهها قبل از طلاق من نقشه کشیده بودیم و با هم اقدام به مسموم کردن او کردهایم. این در حالی است که من 2 ماه پس از جدایی از همسر اولم با همسر فعلیام در یک باشگاه گلف آشنا شدم و تا قبل از آن هرگز او را ندیده بودم. این حرفها زائیده یک ذهن مریض است که 25 سال را برای خراب کردن من مشغول بوده است».
در همان سال و پس از مرگ مارک تحقیقات زیادی در مورد مرگ این پسر انجام نشد. تمامی شواهد حاکی از آن بود که شیطنت این پسر در ساحل نزدیک منزل پدرش سبب شد تا به دریا رفته و اسیر موجهای بلند شود، اما با وجود بازگشایی این پرونده دستور جدیدی صادر شده است تا در مورد آن تحقیق شود و جزئیات بیشتری از علت مرگ وی پیدا شود. این در حالی است که همسر دوم آقای کران نیز یکی از مظنونان اصلی این پرونده است. او متهم است با حیله و نیرنگ توانسته آقای کران را قانع کند تا برای برداشته شدن مانع ازدواجشان مرگ مارک را رقم بزنند. اتهامات او با وجود حرفهای همسر اول آقای کران بیشتر شده و هنوز هم او نتوانسته مدارک قانعکنندهای برای اثبات بیگناهیاش به دادگاه ارائه کند. «من مطمئن هستم که مدتها قبل از ازدواج دوباره من همسر اولم قصد داشت از من جدا شود و مرگ پسرکمان تنها بهانهای شد که او بتواند راحتتر این کار را انجام دهد. از وقتی که به یاد دارم او همواره از من ناراضی بود و من هر کاری هم که میکردم نمیتوانستم او را از خودم راضی نگه دارم.
دلیل اصلی مشکل او با من این بود که مرا دوست نداشت و نمیخواست بقیه عمرش را هم با کسی سپری کند که علاقهای به او نداشته و حتی کوچکترین اهمیتی هم به او نمیداد. از روز اول ازدواجمان میدانستم که همسرم تنها به خاطر فرار کردن از شرایط سختی که در منزل پدر و مادرش داشت با من ازدواج کرده بود و این کارش تنها از روی مصلحت بود». آنچه که تحقیقات پلیس پس از 2 سال گذشت از افتتاح دوباره این پرونده نشان داده آن است که آقای کران مردی متعهد به خانوادهاش نبوده و همواره با همسر اولش مشکل داشته است. او حتی ادعا میکرده به پسرشان مارک هم علاقهای ندارد و هرگز دلش نمیخواسته است که بچهدار شود زیرا تصور میکرده بچهدار شدن باعث سختتر شدن زندگی برایش خواهد شد.
در این پرونده یک برنده وجود خواهد داشت و آن این است که یا همسر اول آقای کران میتواند ثابت کند که همسر سابقش پسرش را به قتل رسانده است و یا آنکه آقای کران و همسر دومش میتوانند اثبات کنند که در مرگ مارک نقشی نداشتهاند و این قتل نبوده که سبب مرگ این پسربچه شده است. «من هیچ بلایی بر سر پسربچه معصومم نیاوردم و هیچوقت نخواستم کوچکترین آسیبی به او برسد. من پسری داشتم که همه اطرافیانمان به ما غبطه میخوردند. او بسیار باهوش و شوخ بود و مطمئن هستم اگر گرفتار امواج دریا نمیشد اکنون برای خودش مرد بزرگی بود که خانوادهای بسیار خوب را اداره میکرد. من بالاخره ثابت خواهم کرد که ادعاهای همسر اولم از روی حسادت است و میخواهد هر طور شده زندگی مرا بههم بریزد. من وکلای خوبی گرفتهام که مطمئنا در این راه به من کمک خواهند کرد.»
مترجم : المیرا صدیقی
منبع: سیبیاس نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: