ظرایف تعلیق در حیات وحش

نمی دانم چند بار در برنامه های مستند تلویزیون دویدن یک حیوان قدرتمند به دنبال یک حیوان ضعیفتر برای شکارش را دیده ایم اما هر بار که باز هم یک سکانس طولانی اسلوموشن را تماشا می کنیم که در آن یک پلنگ یا گربه وحشی به دنبال یک آهو یا خرگوش می دود
کد خبر: ۱۹۴۷۲
؛ مثل وقتی که در حال تماشای یک فیلم جنایی هیجان انگیز هستیم دچار تعلیق ، دلهره و اضطراب می شویم . راستی راز این دلهره در کجا نهفته است؛ این که می خواهیم هر چه زودتر آن حیوان ضعیف از شر قوی تر خلاص شود و با تمام نیرو فرار کند. حال اگر به این خواسته خود نرسیم و پاره پاره شدن حیوان ضعیف را زیر چنگال تیز و دهشتناک حیوان قوی تر ببینیم ، ممکن است ابتدا آه از نهادمان بلند شود؛ اما پس از مدت کوتاهی یک حس شادابی سادیستی از تماشای ریزه کاری های دریدن این شکار لذیذ پیدا می کنیم . این که چگونه می شود مکانیزم های عصبی تماشاگر ناگهان سمت و سوی همذات پنداری خود را عوض می کند، موضوع این نوشتار نیست ؛ اما می تواند به عنوان یک پرسش پیچیده در زمینه مقولات ارتباط جمعی مدتها در ذهن بماند. موضوع مجموعه مستند «هوش جانوران»، البته بجز یک سکانس بلند در یک قسمت چیزی جز این است گرچه بی ارتباط با آن نیست ، چرا که در اینجا نیز با مقوله راز و رمزهای پیچیده ای از دنیای حیوانات سر و کار داریم که با جهان روابط انسانی بی ارتباط نیستند. در این مجموعه مستند کنجکاوی برانگیز، درباره نوع روابط اجتماعی جانوران با هم صحبت می شود. مثل حرکت دستجمعی ماهیها ، صدای پرنده ها یا اصوات میمون ها که در حکم نوعی علامت دادن و حرف زدن با هم در شرایط متفاوت است ، بوی بد کفتارها در هنگام خطر که یکدیگر را برای فرار آگاه می کنند، صدا و حرکت پرهای طاووس ها که در هر شرایط، ظرایف متفاوت و ویژه ای داشته ، معانی متفاوتی را در زمان خطر، جلب جفت و... القا می کنند، آواز قورباغه ها، صدای گوزنهای نر برای به رخ کشیدن قدرت خود بر دیگری ، صدای والها برای کشیدن طعمه خود به محل مناسب برای شکار یا جست و خیز کردن آهوها از فاصله دور و در زاویه دید دشمن تا به این ترتیب به دشمنان علامت دهند که از این فاصله نمی توان آنها را شکار کرد و در واقع حکم نوعی کرکری خواندن و ریشخند را دارد و... خاطرنشان کردن این رمز و رازهای عجیب و غریب در زندگی جانوران اگر برای ما جذابیتی نداشته باشد، دست کم این اثر را خواهد داشت که اگر مثلا صدای جیرجیر جیرجیرکی یا قورقور قورباغه ای در شب خواب از سر ما پراند آنها را با سنگی ، خشمگین نمی رانیم ، چرا که می دانیم اگر آنها با تغییر صدای خود یکدیگر را از وجود خطر آگاه نکنند ، ممکن است چند ثانیه بعد به وسیله یک جانور شکارچی تکه پاره شوند!
محمد هاشمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها