گزیده برخی سرمقاله روزنامه‌ها

به بهانه روز خبرنگار

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله های خود به مسائلی همچون رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت به مجلس، روز خبرنگار و بحران در حزب کارگر انگلیس پرداخته‌اند که گزیده برخی آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۱۹۲۶۷۸

جمهوری اسلامی

روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله خود را به وضعیت حزب کارگر انگلیس اختصاص داده است.

در ابتدای سرمقاله می‌خوانید؛بی اعتباری و انزوای پرشتاب حزب کارگر انگلیس باعث شده که حتی گردانندگان اصلی حزب و اعضای آن هم به منتقدین جدی و علنی « گوردون براون » نخست وزیر انگلیس مبدل شوند.
نتایج نظرسنجی های منتشره بر 2 نکته به شدت اصرار و تاکید می کنند :
1 ـ گوردون براون بدترین نخست وزیر انگلیس از جنگ دوم جهانی تاکنون است .
2 ـ حزب کارگر در ضعیف ترین وضعیت سیاسی از زمان شکل گیری این حزب قراردارد و « دوران سقوط آزاد » را طی می کند.
بدین ترتیب علت خشم و خروش گردانندگان حزب کارگر و رمز اصلی برای علنی شدن اعتراضات درون حزبی کاملا مشخص شده و بی تابی مشاوران دور و نزدیک « گوردون براون » در قبال آینده سیاسی وی کاملا قابل درک است . در واقع معترضین گوردون براون در مقطع اخیر را سیاست بازانی تشکیل می دهند که می خواهند وی را مسئول اصلی شکست و ناکامی حزب کارگر معرفی و از این رهگذر اعتباری کسب کنند تا بلکه بتوانند موقعیت خود را درون حزب کارگر تثبیت نمایند.

در ادامه سرمقاله می‌خوانید؛ولی سئوال اینست که حتی درصورت موفقیت قطعی آنها کسب اعتبار و جایگاه در حزبی که در مسیر سقوط آزاد قرار گرفته و نزد افکار عمومی انگلیس کمترین موقعیتی هم ندارد چه ارزشی می تواند داشته باشد، این بدان معنی است که دیگر کمترین امیدی به نجات براون ودولتش نمی رود بلکه آنها بایستی با پیوستن به صفوف معترضین علیه گوردون براون به نجات حزب کارگر و متوقف کردن روند انزوای سیاسی اجتماعی حزب خود بپردازند. این درحالیست که امید چندانی به بهبود شرایط نمی رود و کاملا بعید بنظر می رسد که راهکار فوری و موثری برای جلوگیری از افول ستاره اقبال حزب کارگر انگلیس وجود داشته باشد.

نگارنده معتقد است؛...این وضعیت متلاطم به ناکامی مطلق حزب کارگر منجر شود و آنها از ادامه این وضعیت و تثبیت نتایج آن استفاده های باز هم بیشتری را ببرند.
تونی بلر و شاگرد دست آموزش « دیوید میلیبند » وزیرخارجه انگلیس به اعتراضات جدی و صریحی از سیاستهای ناکام گوردون براون روی آورده اند. آنها وی را متهم می سازند که درسهای ارائه شده را به خوبی فرا نگرفته و دولت لندن را به اغتشاش اسفناک در استراتژیها و روشها دچار کرده است . ولی مسئله اینست که همین اتهامات به تونی بلر نیز وارد بود و اساسا ریشه تمامی این آشفتگی ها به تصمیمات جنون آمیز بلر باز می گردد.
این بلر بود که انگلیس را وارد جنگ عراق کرد. این بلر بود که در دنباله روی از بوش کوچک تا آن اندازه افراط نمودکه در رسانه های انگلیس به « سگ دست آموز بوش » معروف شد . این بلر بود که باقیمانده اعتبار انگلیس را هم برباد داد و در خلال جنگ 33 روزه با برقراری پل هوائی برای ارسال مهمات و جنگ افزارهای بیشتر و مدرن تر از آمریکا به اسرائیل در شکست صهیونیستها در برابر حزب الله لبنان تا سهیم و شریک شد.

در ادامه آمده است؛شاید « گوردون براون » بخاطر همدستی باجنایت بلر در عراق و لبنان و افغانستان مستحق چنین سرنوشتی می بود ولی نباید شکستها و ناکامیهای اخیر انگلیس را صرفا به نام وی ثبت کرد بلکه آنچه امروز شاهد آنیم سرآغاز دور جدیدی از شکستها و خفتی است که انگلیس بخاطر شرارتهایش علیه جهان اسلام شاهد آن خواهد بود و در واقع نتایج سیاستهای شوم تونی بلر محسوب می شود.
در بخش پایانی سرمقاله می‌خوانید؛گوردون براون وارث ناکامیهای بلر محسوب می شود. این میراث شوم امروزه گریبانش را گرفته و حال آنکه ابعاد واقعی بدبختی های انگلیس پس از اخراج بوش از کاخ سفید نمایان تر خواهد شد.
سران حزب کارگر این روزها انگشت اتهام را به سوی گردون براون نشانه رفته اند ولی آنچه این روزها شاهد آنیم شکست یک شخص و ناکامی یک حزب نیست بلکه علائمی آشکار از شکست دشمنان اسلام و شکست محور شرارت واقعی در مقیاس جهانی محسوب می شود که دیگر حتی نمی توان بر آن سرپوش گذاشت و همدستان را نیز به اعتراض واداشته است .

جام جم

مهدی فضائلی‌ نویسنده سرمقاله روزنامه جام جم مطلب خود را به بهانه روز خبرنگار نوشته است.

وی در ابتدای سرمقاله نوشته است؛در مبحث «آینده‌پژوهی» که آن را «هنر شکل دادن به آینده، آنگونه که می‌خواهیم» تعریف کرده‌اند، یکی از اصول مهم این است که «انسان می‌تواند در سرنوشت آینده تاثیرگذار باشد». در جهانی که پیش روی ماست، رسانه‌ها نه در حاشیه که در متن تحولات پرشتاب قرار دارند و در ساختن آینده نقشی مهم ایفا می‌کنند و رسانه‌ها را انسان اداره می‌کند.
در چشم‌انداز رسانه‌ها که از هم‌اکنون علائم آشکار آن را می‌بینیم، سرعت تولید به مراتب از سرعت مصرف بیشتر است لذا رقابت برای جذب مخاطبان هر روز جدی‌تر می‌شود. «تنوع» از دیگر ویژگی‌های بارز دنیای ماست و تغییر الگوی مصرف رسانه‌ای، صاحبان و مدیران رسانه‌ها را به چالشی مهم فرا خوانده است.

نویسنده معتقد است؛آسیب‌های فراروی در این حوزه نیز کم نیستند. امکان تولید آثار ارزان و «هنجار» شدن این مساله که کم‌محتوایی و بی‌محتوایی از پیامدهای آن است و یا آسیب‌پذیری اعتماد اجتماعی به رسانه‌ها به دلیل تعدد و تنوع و استفاده روزافزون از آنها از جمله این آسیب‌هاست.کارشناسان معتقدند وقتی آثار «بی‌محتوا» تولید غالب باشد و اعتماد به رسانه‌ها نیز کاهش یابد، نتیجه توسعه کمی رسانه‌ها جز توسعه بی‌محتوایی و توسعه بی‌اعتمادی نخواهد بود.

در بخش دیگر سرمفاله آمده است:عامل انسانی مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند رسانه‌ها را برای آینده و چالش‌های آن آماده کند و از آسیب‌های پیش‌رو مصون بدارد و عامل انسانی یعنی «مدیریت» و «کارکنان»، بویژه کسانی که در خط تولید رسانه‌ها هستند بخصوص «خبرنگاران».

یکی از چالش‌های مهم درون رسانه‌ها، تفاوت جایگاه کارمندان بخش‌های اداری و پشتیبانی و بعضا فنی با نیروهایی است که در بخش تولید فعال هستند. این تفاوت را می‌توان پذیرفت با این تاکید که کسانی در بخش تولید به کار گرفته شوند که واقعا صلاحیت و توانمندی‌های لازم برای فعالیت در این بخش را داشته باشند نه صرفا یک تقسیم کار یا یک اتفاق و یا امثال آن موجب شده باشد فردی در بخش اداری و فرد مشابه یا ضعیف‌تر در بخش تولید قرار بگیرد. در آستانه روز خبرنگار هستیم، این واقعیت را هم بپذیریم که رسانه‌ها بدون خبرنگاران کارآزموده، هوشمند، جسور، بصیر و اهل مطالعه، رسانه‌ای فاقد اثر‌بخشی خواهند بود. سختی کار چنین خبرنگارانی نیز برای کسانی که با این حرفه آشنا هستند، بدیهی و بی‌نیاز از استدلال است؛ اما این را هم بپذیریم که برای تربیت چنین خبرنگارانی در رسانه‌ها نیازمند آموزش و برنامه‌ریزی هستیم.

مدیران رسانه‌ها با سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی هدفمند برای ارتقای خود و نیروی انسانی‌شان باید خود را برای آینده آماده کنند و این را همواره به خاطر بسپارند که چقدر زود دیر می‌شود!

مردم سالاری

این روزنامه یادداشت خود را به انتخاب وزیر کشور اختصاص داده است.

در این یادداشت می‌خوانید؛وزارت کشور را به دلیل حساسیت ها و وظایفی که دارد، می توان مهمترین وزارتخانه نامید.
«برگزاری انتخابات» از جمله وظایفی است که وزارت کشور عهده دار آن است و همین موضوع سبب شد تا دیروز مجلس شورای اسلا می بحث های زیادی درباره سکاندار این وزارتخانه داشته باشد.
طیف های مختلف اصولگرا حتی رو در روی هم قرار گرفتند و از هر وسیله ای بهره بردند تا مقاصد خود را به دست آورند.
دیروز فضای سیاسی کشور شاهد اتفاق جالبی بود. عبور حامیان دولت در مجلس از تصمیم احمدی نژاد در خصوص وزارت کشور، پرده دیگری از اختلا فات در جناح اصولگرا برداشت.

در ادامه یادداشت آمده است؛در حالی که حامیان دولت در ابتدای راه مجلس هشتم برای این که با اصولگرایان تحول خواه مخالفت کنند پشت لاریجانی برای ریاست مجلس رفتند تا تحول خواهان که حداد عادل را برای ریاست مجلس حمایت می کردند تنها بمانند دیروز در یک صف قرار گرفتند تا با حمایت همدیگر با عبور از تصمیم احمدی نژاد برای وزارت کشور، علی کردان را در راه وزارت کشور ناکام کنند.
اظهارات روح الله حسینیان در روز بررسی صلاحیت ها و واکنش  حامیان دولت در روزهای گذشته مبنی بر باز پس گیری کردان، حکایت از اتفاقات جدیدی در عرصه سیاسی کشور می دهد.
بدین ترتیب با رای اعتماد مجلس به کردان عملا حامیان دولت در مجلس با شکستی دیگر روبه رو شدند.
البته قابل تصور هم بود که هر موضوعی که به نحوی با انتخابات گره خورده، عامل اختلاف شدید اصولگرایان باشد و همانطور که مطرح شد به دلیل وظایف وزارت کشور، عملا اصولگرایان به رودررویی  با یکدیگر پرداختند.
اگرچه مخالفت احمد توکلی و یارانش با گزینه کردان برای وزارت کشور طبیعی به نظر می رسید و می توان آن را در راستای  اختلافات فراوان اصولگرایان تحول خواه با دولت دانست اما مخالفت دولت گرایان مجلس آن هم به این تندی همچنان برای افکار عمومی جای سوال است، آیا حامیان دولت در مجلس نیز  از احمدی نژاد عبور کردند؟

کیهان

نازنینی تو ولی ... ؟ ! عنوان سرمقاله روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است.

در ابتدای مقاله آمده است؛در برای نگارنده قلم زدن درباره نچه امروز می خواهم بنویسم سخت است و صد البته، ناگوار و تلخ. اما ماجرای دیروز مجلس شورای اسلامی و نقل قول مخدوشی که از تریبون خانه ملت پخش شد، کمترین تردیدی در ضرورت این نوشته باقی نمی گذارد، چرا که، وارونگی این نقل قول، آگاهانه یا ناخودآگاه - و انشاءالله ناخودآگاه - درباره نظر کسی بود که نه فقط مقتدای همه مردم ایران بلکه مراد همه ملت های مسلمان و نقطه امید تمامی آزادگان و محرومان جهان است. بنابراین، انصاف آن است- و تکلیف هم - که واقعیت ماجرا بازگو شود تا «بر دامن کبریاش ننشیند گرد»، اگرچه نمی نشیند.

مقاله نویس کیهان نوشته است؛دیروز در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی و در جریان رأی اعتماد به سه وزیر پیشنهادی رئیس جمهور، نمایندگان موافق و مخالف، مطابق معمول و با استفاده از اختیارات قانونی خویش به اظهارنظر درباره وزیران پیشنهادی پرداختند. در این میان اظهارنظر مخالفان درباره یکی از نامزدها داغ تر از بقیه و با ارائه دلایلی مبنی بر عدم صلاحیت ایشان، نظیر مدرک دکترای تقلبی یا جعلی! همراه بود که نگارنده درباره صحت و سقم این ادعا و برخی از ادعاهای دیگر نظری ندارد، یعنی چیزی نمی داند و موضوع بحث این نوشته هم نیست.
دیروز، برادر عزیزم جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم که برای ایشان احترام فراوانی قائل هستم در حالی که برای دفاع از وزرای پیشنهادی خود پشت تریبون رفته بود، سخنی از قول رهبرمعظم انقلاب درباره وزیران پیشنهادی نقل کرد که نگارنده با اطلاع دقیقی که از اصل ماجرا دارم، می دانم و کمترین تردیدی ندارم که متأسفانه این نقل قول، مخدوش و غیرواقعی بوده است و با نظر ارائه شده از سوی رهبرمعظم انقلاب، تفاوتی نزدیک به تناقض دارد و با عرض پوزش از آقای احمدی نژاد باید گفت در سخنان دیروز ایشان، نظر واقعی آقا تحریف شده بود، به گونه ای که انگار رهبرمعظم انقلاب نه فقط با وزرای پیشنهادی آقای احمدی نژاد موافقت کامل داشته اند، بلکه نمایندگان مجلس را برای دادن رأی بالا به آنها تشویق و ترغیب هم کرده اند! بدیهی است که با این نقل قول مخدوش قاطبه نمایندگان محترم مجلس که خود را مطیع و مرید رهبرمعظم انقلاب می دانند، چنانچه نگاه و نظر منفی داشته اند، آن را وانهاده و رأی مثبت می دهند، مگر دو دسته. اول آنها که از واقعیت نظر آقا باخبر بوده اند و دوم، نمایندگانی که با بینش و منش رهبرمعظم انقلاب آشنا بوده و به طور طبیعی - و البته هوشمندانه- نظر نقل شده را مخدوش و غیرواقعی ارزیابی کرده اند.

در ادامه یادداشت کیهان می خوانید؛آقای احمدی نژاد در جلسه دیروز مجلس و به هنگام دفاع از وزرای پیشنهادی با اشاره به این که گفته می شود احمدی نژاد اصرار بر این سه گزینه داشته است و مقام معظم رهبری به علت این اصرار با این گزینه موافقت کرده اند، گفت؛ «مگر رابطه ما با مقام معظم رهبری اینگونه است؟ من خدمت آقا گفتم که می خواهم این سه نفر را معرفی کنم، ایشان فرمودند چقدر شناخت دارید، ویژگی ها و سوابق را برای ایشان گفتم. ایشان نیز موافقت کردند و فرمودند بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید»!
متأسفانه و با عرض پوزش باید گفت این نقل قول با واقعیت انطباق ندارد. نگارنده از نظر آقا درباره دو تن از وزرای معرفی شده اطلاعی ندارد ولی نظر ایشان درباره یکی از سه وزیر پیشنهادی با آنچه آقای احمدی نژاد- احتمالا از روی فراموشی یا بی دقتی- نقل کرده اند متفاوت است. مطابق اطلاع دقیق و موثق نگارنده، آقا درباره یکی از سه وزیر پیشنهادی نظر موافق نداده اند، بلکه فقط فرموده اند«مخالفتی ندارم». توضیح آن که معمولا حضرت آقا در اینگونه موارد، سه نوع نظر می دهند. «موافقت»، «مخالفت» و یا «مخالفتی ندارم». و بدیهی است که این سه نوع نظر کاملا با یکدیگر متفاوت بوده و هر یک مفهوم خاص و جداگانه ای دارند. بنابراین نقل قول آقای احمدی نژاد که «آقا موافقت کردند و فرمودند بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید»! کاملا غیرواقعی و مخدوش است. چرا که مفهوم «مخالفتی ندارم» با مفهوم «موافقم» تفاوت فراوان و تعیین کننده ای دارد چه رسد به این که فرموده باشند «بروید برای رأی آوری آنها تلاش کنید»! بنابراین جای این گلایه جدی از آقای احمدی نژاد هست که چرا نظر آقا را به طور مخدوش و متاسفانه تحریف شده، نقل کرده اند؟! البته بعید نیست که آقا درباره دو وزیر دیگر نظر مساعدی داشته اند - و نگارنده نمی داند- اما درباره یکی از آنان که احتمالا نقل قول مخدوش رئیس جمهور نیز برای رأی آوری او بوده است، نظر آقا همان است که گفته شد. این نکته نیز گفتنی است که اگر نظر آقا همانگونه که بود - یعنی مخالفتی ندارم- نقل می شد به یقین بسیاری از نمایندگان با شنیدن این نظر که مفهومی کاملا متفاوت با نقل آقای احمدی نژاد دارد، از رأی دادن به وزیر مورد اشاره خودداری می ورزیدند!

در بخش دییگر یادداشت آمده است؛نگارنده به وزیر مورد اشاره ارادت دارد و بر این باور است که نظر آقا مبنی بر این که «مخالفتی ندارم» اگرچه با «موافقم» تفاوت فراوانی دارد به معنای نفی صلاحیت ایشان نیست، مثلا؛ کسی که پزشک نیست نمی تواند مسئولیت یک بخش درمانی در یک بیمارستان را بر عهده داشته باشد ولی بعید نیست که برای پست های دیگری، حتی مهمتر و تعیین کننده تر مناسب و لایق باشد، که معمولا هست. ولی سخن در این نوشته درباره صلاحیت ها و شایستگی های برادر مورد اشاره نیست، بلکه انتظاری منطقی از ریاست محترم جمهوری در میان است که سنجیده و صحیح نقل قول کنند، آن هم از مراد همه مسلمانان یعنی رهبر معظم انقلاب.

و اما، گلایه دیگر از جناب آقای احمدی نژاد که کم اهمیت تر از گلایه اول نیست، آن که، چرا ایشان برای رسیدن به یک خواسته سیاسی آنهم خواسته ای که این سوی و آن سوی آن تفاوت چندانی ندارد، از رهبر معظم انقلاب هزینه کرده اند؟ صرف نظر از این که نظر ایشان را هم مخدوش و غیرواقعی نقل کرده اند! چه کسی تاکنون دیده یا شنیده است که حضرت آقا در اموری از این دست دخالت کنند؟! مگر درباره وزرای کابینه آقای هاشمی یا آقای خاتمی رهبر معظم انقلاب نظر داده بودند و یا مگر وزرای کابینه آقای احمدی نژاد با نظر آقا انتخاب شده اند؟! نهایت این که رؤسای محترم جمهور از ایشان نظری خواسته اند و پاسخ آن بزرگوار نیز یکی از سه «گزینه» پیش گفته بوده است.
اگر اظهارنظر دیروز برخی از نمایندگان درباره مثلاً مدرک تحصیلی جعلی یا قلابی فلان وزیر معرفی شده صحت داشته باشد- که انشاءالله ندارد- آیا شایسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترین شخصیت نظام برای توجیه آن هزینه شود؟!

در بخش پایانی یادداشت آمده است؛بدیهی است که به عقیده نگارنده، دوران ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد بعد از دوران ریاست جمهوری آقا، مطلوب ترین بوده و هست و نگارنده بی تردید برای دور دوم به عنوان یک شهروند معمولی به ایشان رأی خواهم داد و در میان کسانی که احتمال کاندیداتوری آنها می رود کسی را شایسته تر از ایشان نمی شناسم، ولی ایشان که بارها ارادت و پیروی خود از رهبری و حضرت امام(ره) را نشان داده اند باید در مواردی از این دست که شرح آن رفت دقت و مراقبت بیشتری داشته باشند و این که «نازنینی تو ولی در حد خویش... الله الله پا منه ز اندازه بیش»....
و بالاخره، از آنجا که نقل قول غیرواقعی آقای احمدی نژاد در کسب آراء وزیر محترم مربوطه تاثیر تعیین کننده ای داشته است، قانونی بودن رأی اعتماد مجلس به ایشان قابل تردید است و به نظر می رسد که نیاز به رأی گیری مجدد باشد.


 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها