سینمای انیمیشن در حدود دهه 40آنقدر جذابیت پیدا کرده بود که تماشاگران برای دیدن فیلمهای کوتاه انیمیشن همپای فیلمهای سینمایی علاقه مندی نشان می دادند.
کد خبر: ۱۸۳۳۷
در آن زمانها، شرکتهای عظیم فیلمسازی هر کدام باداشتن یک یا چند شخصیت کارتونی ، در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر قرار داشتند. تام و جری ، باگزبانی ، اسوالد خرگوش ، گوفی و چهره های کارتونی دیگر نیز مانند ستاره های سینما محبوبیت پیدا کرده بودند. اما تفاوت میان سازندگان آثار انیمیشن و فیلمهای سینمایی بود که هر چه سازندگان اولی کم و محدود بودند، سازندگان فیلمهای سینمایی تعدادشان هرگز کم نبود. در کمپانی متروگلدوین مایر «ویلیام هانا و جوزف باربرا» و تحت هدایت «فرد کوئیمبی » بهترین تام و جری ها را خلق کردند و بارها اسکار انیمیشن را به خود اختصاص دادند. با گذشت زمان و ظهور تلویزیون ، فیلمهای انیمیشن جایگاه تثبیت شده ای را در جعبه جادو به دست آوردند. از این رو از اواسط دهه 50، یکی از اصلی ترین آیتم های جدول پخش شبکه های تلویزیونی به فیلمهای کارتونی - که عموما دنباله دار و یا سریالی بودند - تعلق داشتند؛ روندی که در تمام تلویزیونهای جهان و در حال حاضر یک عرف و نیاز پذیرفته شده است . کمپانی عظیم والت دیزنی که از سردمداران انیمیشن و کارتونهای داستانی بود، قبل از ظهور تلویزیون ، تولیدات معروف و قابل توجهی مانند میکی ماووس خلق کرده بود، پس از آمدن جعبه جادویی به خانه ها، تولیدات تلویزیونی خود را با سرعت زیادتر و با آفرینش شخصیت های کارتونی جدیدتر ادامه داد. اما اکثر شخصیت های جدید با اقبال عمومی مخاطبان مواجه نمی شوند، از این رو اغلب استفاده از شخصیت های قبلی و قدیمی و حتی فراموش شده دردستور کار تولید کمپانی انیمیشن سازی قرار می گرفت . حال مدتی است شرکتهای فیلمسازی مستقل در زمینه تولیدات انیمیشن نه تنها از شخصیت های قدیمی استفاده نمی کنند، بلکه با ارائه شخصیت های جدید فانتزی ، حکومت بلامنازع در انیمیشن را از کمپانی های بزرگ گرفتند. یکی از این تولیدات ، کارتون جذاب و فوق العاده مخاطب پسند «گربه سگ » است . کمپانی نیکل اودئون که سازنده این سری از کارتون های «گربه سگ » است . در حال حاضر یک نسخه سینمایی از این شخصیت ها را هم آماده پخش کرده است . به هر حال وقتی صحبت از کارتون «گربه سگ » باشد، قبل از هر چیز باید به پیتر هانان خالق این اثر و شخصیت های جدید آن پرداخت . هانان وقتی از سوی نیکل اودئونی ها دعوت به کار شد، پیش از هر چیز اعلام کرد برای خلق و ارائه یک شخصیت جدید، حداقل به 2سال وقت نیاز دارد. این زمان ادامه یافت و حاصل 5سال و 7ماه فکر و مطالعه و آزمایش ، خلق شخصیت یا شخصیت های «گربه سگ » بود. پیتر هانان موفق شده بود، خالق شخصیتی باشد که همگان آن کاراکتر را بپذیرند و جالب آن که هانان در پاسخ یکی از همکارانش که از او پرسیده بود کدامیک از آنها (منظور نیمه سگ و نیمه گربه این موجود است ) اول گاز خواهد گرفت ؛ گفته بود: «هیچ گازی در کار نیست .» و وقتی نشانه شناختی ها و خصوصیات درونی و فیزیکی گربه سگ رو کاغذ آمد و به فیلمنامه تبدیل شد و پس از آن کارتون های «گربه سگ » عرضه گردید؛ معلوم شد واقعا قرار است این موجود داستان های زیادی خلق کند. ضمن این که «گربه سگ » هرچند شاید بشود دو نفر حسابشان کرد، اما برای روایت یک داستان و ظهور آن شخصیت های کمکی دیگر نیز نیاز داشتند که هانان نیز آنان را به وجود آورد. کاراکترهای آشنایی به نام وینسلو، خرگوش ، کلیف ، شریک ، لوب (سگهای روغن کار)، روی سنجاب و آقای سان شاین . گربه ، شخصیتی آرام است و کاناپه اتاقش را به هر چیز ترجیح می دهد. به برنامه های تلویزیونی خانوادگی با پایان خوش و بدون زدو خورد علاقه مند است . بسیار به خودش می رسد و دوست دارد محبوب همگان باشد. اما به نظر می رسد هوش و استعداد او از خوش تیپی اش بیشتر باشد. اما سگ ، او یک فدایی است و معلوم است که در درجه اول عاشق گربه است اما بی مغزی های او بیشتر سبب ناراحتی گربه می شود تا خوشحالی اش . بی نظمی اصل اساسی و پایه تفکرات اوست و دوست دارد گربه همیشه از او راضی باشد؛ زیرا به او ایمان دارد.وینسلو: قیافه عجیب وینسلو نباید باعث شود تا او را موجود بدذاتی بدانیم . هر چند او همیشه میهمان ناخوانده گربه و سگ است و بعضی وقتها از او نیز پذیرایی و از آمدنش استقبال می شود اما این محبتها دلیل نمی شود که وینسلو، بازیگوشی یا بدذاتی نکند و گربه سگ را به جان هم نیندازد. همچنین اگر قرار باشد نقطه مقابل سگ از لحاظ خصوصیات فردی و خلقیات معرفی شود، او کسی جز خرگوش عصبی مزاج نخواهد بود. او که اعتقاد دارد بی نظم ترین افراد یا فرد در جهان همین گربه و سگ هستند مدام به آنها گیر می دهد.سگهای روغنکار (کلیف ، شریک ، لوب ) شباهت های خاصی از لحاظ رفتاری با گربه سگ دارند. لوب به تمام معنا با سگ در خصوصیات ذاتی شریک است . مانند او بی کله و بی فکر و ابله است و مانند سگ که به گربه ایمان دارد و او را یک مغز متفکر می شمارد، لوب نیز کلیف و شریک را هوشمندترین سگهای روغنکار دنیا می داند. شریک خصوصیت خاصی ندارد، جز این که بین کلیف و لوب تعادل رفتاری ایجاد کند و کلیف نیز هر چیز را با زد و خورد پاسخ می دهد و رئیس این گروه روغنکاری است . ادی نیز ماجراهای خودش را دارد. اگر ادی مگس بود، شاید با این ور آن وررفتن های سریعش بیشتر و زودتر به آرزوی دور و درازش می رسید؛ اما خب او فقط یک سنجاب کوچک است . او مدتهاست تلاش می کند حداقل چند ثانیه سگ باشد و کلیف و شریک و لوب او را به عنوان همکار بپذیرند؛ اما این مهم هرگز از سوی روغنکارها پذیرفتنی نیست . درباره آقای سان شاین صحبت کردن آسان است . شاید خورشید در محل زادگاه آقای سان شاین تیر و تاره باشد و رنگ قهوه ای تیره مناسب ترین رنگ برای نقاشی خورشید آن دیار. به هر حال اگر قرار باشد به کسی چشم زخم بخورد یا این که متزلزل کننده ترین جملات و ناامید کننده ترین کلمات را بشنود، بهتر است از ساین شاین کمک گرفته شود. حتی این مقدار نیز لازم نیست ، همین که کسی روبه روی او بنشیند و قیافه دلمرده او را ببیند، کافی است تا از زندگانی اش سیر شود. نشانه شناختی های قابل تفسیر در کارتون «گربه سگ » احتیاج به توضیح زیادی ندارند، این قطعا به دلیل ساختار سطحی و یا سرعت فراوان در روایت داستان کارتونی با استفاده از تصاویر چشمنواز نیست . بلکه مهم دردریافت این انگاره ها، زیرساخت دقیق و قابل فهم و بدون کشش های زاید است . «گربه سگ » اثری فوق العاده دوست داشتنی است . آنها جنجال به پا می کنند، یک شهر را سر هم خراب می کنند، از کاه کوه می سازند و مردم شلوغ بازی درمی آورند؛ اما هر چه باشد صداقت دارند. پیتر هانان یک بار در پخش سری های آغازین کارتون «گربه سگ » در دهه پایانی قرن بیستم اعلام کرد: از ابتدا جمله «الزام توجه به ماهیت مخاطب » درذهنم حک شده بود. برای همین درخلق این اثر همواره سهم مخاطب که تاثیرگذارترین انگاره است ، برایم مهم بود. سخن هانان نشان از هوش سرشار وی دارد. او با ساخت این اثر نشان داد که حتی با بسیاری از ریزه کاری های ذهن مخاطبان آشنایی دارد؛ زیرا موجود خلق شده او، از یک طرف گربه ای بود که نیم تنه سگی به او وصل شده و از طرفی سگی بود که مشتاقانه نیم تنه گربه ای را به خود چسبانیده بود. هرکدام از این ها باشد، او دست مریزاد دارد؛ چون این موجود بالاخره دارای دو مغز هر چند فسقلی است و آنچه به ساز و کار مغز این گربه سگ دوست داشتنی مربوط است ، همان الم شنگه ای است که در کارتون های او می توان دید؛ داستان هایی انیمیشن که بدون شک یکی از پربیننده ترین کارتون های تلویزیونی حال حاضر دنیاست.