در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ظاهری آراسته و آرام، نمایی کاملا فریبکارانه اما باطنی سیاه و پست. «خط شکن» با چنین فرآیند داستانی شروع میگردد و اندک اندک در مسیر اصلی با ترسیم خطوط گوناگون، سعی میکند تا ابعاد شخصیتی چنین انسانهایی را معرفی کند. نیازهای شدید مالی در کنار توانمندیهای مالی به انضمام نگاههای حسی و عاطفی هم در کنار یکدیگر توانسته خطشکن را مجموعه قابل قبول معرفی نماید. داستان از خانواده کبیری آغاز میشود. در معرفی این خانواده سعی شده تا با وجود شخصیتهای گوناگون اما فصل اشتراکی از بیاعتمادی در آن گنجانده شود. خانواده کبیری با ظاهری خاص شامل پدر و مادر و دو فرزند میشوند و شاکله کار معطوف به پدر و پسر خانواده میباشد.
کوروش کبیری با دختری ازدواج میکند که خانواده با این ازدواج موافق نیستند. سیری که در ابتدا قصه به خود میگیرد کاملا معطوف به یک موضوع دراماتیک صرف است. علاقه کوروش و نازنین با هم و بیان احساسات آن دو، سریال را در ابتدای نمایش تبدیل به یک داستان عشقی - خانوادگی کرده است. اما اتفاقات و حوادث بعدی که اصولا مخاطب پیشبینی چنین وقایعی را نمیکرد، جذابیت خط شکن را دو چندان کرده. پدر کوروش دارای عقاید خاصی است. شاید در برخی از صحنهها مثل برخورد او با سرایدار ساختمان، نوعی حس مردم دوستی و تواضع دیده شود، اما در اکثر مواجهههایش او خیلی پایبند مسائل عرفی و اخلاقی نیست. کارگردان با این تضادها آن را به کل داستان تعمیم میبخشد و به نوعی درون افراد را علنی میسازد. کارگردان به سرعت مسائل را علنی و صریح بازگو میکند و تاکید بر این اصل دارد، عدم صداقت به افراد منجر به خسران و نابودی است. کبیری اگر چه با سرایدار منزلش ساده و بیپیرایش است و سرایدار نیز نسبت به او با صداقت عمل میکند اما در برخورد با کارگر مغازهاش بسیار عصبی و تند است و در طرف مقابل کارگر نسبت به کبیری بسیار باوفاست و اتفاقا زیبایی «خط شکن» نیز به همین تضادهاست. ترفند کوروش و همسرش به کبیری بزرگ در اغفال وی درست در مقطعی که همه چیز رو به افول میرود، بروز میکند و مسیر ماجرا به سوی دیگری حرکت میکند، روند کار به جایی میرسد که با دسیسه پسر، مغازه پدر به سرقت میرود و راه با نوسانات گوناگون توام میشود. هر کدام از بخشهایی که بیان گشت، تصورش برای مخاطب با پیشینه ابتدایی فیلم، قابل تصور نبود و این نویسنده داستان است که در هر بخشی با پیش کشیدن وقایع گوناگون سعی میکند تا پرده جدیدی را بر روی مخاطب بگشاید. انصافا داستان این پتانسیل را دارد اما ضعف عمدهای که در «خط شکن» به چشم میخورد، عدم پردازش دقیق در شخصیتپردازیهاست.
قابلیت داستان قادر خواهد بود که شخصیتها را رساتر به نمایش بگذارد، اما متاسفانه چنین نشده و کلیه شخصیتها در یک شرایط کلی در جای خود ساکن میشوند. در بخشهایی از داستان با اینکه روند حاکم قادر است تا یک واقعیتبینی را در ذهن بیننده ایجاد کند، با تصمیمگیریها یا برخوردهای ظاهری کمی واقعیت رو به تصنع میرود. با این تفاسیر «خطشکن» جزو مجموعههای دیدنی است. داستانی که سعی شده علاوه بر نو بودن با کمک بازیگران مطرح و استفاده از ابزارهای خاص هنری خود را در رتبه قابل قبولی در میان آثار در حال نمایش سیما، عرضه نماید.
مرتضی باقری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: