هشدارهای هوشمندانه به خانواده ها
یادداشتی بر مجموعه «نوعروس»
داستان سریال «نوعروس» در یک لوکیشن محدود اتفاق می افتد؛ اما برخلاف سایر مجموعه های مشابه ، استفاده نسبتا مناسبی از این مکان محدود شده است .
کد خبر: ۱۷۹۹۰
این لوکیشن محدود شامل یک ساختمان دو طبقه است که در طبقه اول ، پدر خانواده (کوهساری) یک دفترخانه دارد و در طبقات بالا دختر و پسرش دفاتر وکالت و طبابت (روانپزشکی) خود را در آنجا دایر کرده اند.این چنین است که در هر دو شاخه داستان اصلی و داستان های کوچک و فرعی آثار، ماجراهایی که پیش می آید به افراد شاغل در هر دو طبقه سرایت می کند و در زندگی شخصی و کاری آنها که به هم مربوط هستند، تاثیرات مثبتی می گذارد و در اینجا مکان نقش مهمی به عنوان یک انگاره بویژه در پیشبرد روند داستان ایفائ می کند. این نقش موثر مکان ، مخصوصا در یکی از داستان های فرعی به گونه ای هوشمندانه رخ می نمایاند و آن ، جایی است که مردی به علت بدبینی مفرط همسرش به او، به روانپزشک (محمود) مراجعه می کند؛ اما پس از مدتی از این که سایه همسرش را هر جا که می رود می بیند و تعقیب های مکرر او را حس می کند. او که کاسه صبرش لبریز شده ، برای شکایت قانونی به خواهر محمود (عطیه) که در مجاورت مطب دکتر دفتر وکالت دارد، مراجعه می کند. قصه به همین جا ختم نمی شود و به داستان اصلی پیوند می خورد. بدین گونه که این مرد پایان نزدیک زندگی مشترک خود را همچون ابتدای زندگی محمود (پسر دیگر کوهساری) می یابد و تصمیم می گیرد در تمام مراحل تعقیب شیدا (همسر محمود) به این جوان کمک کند. داستان اصلی «نوعروس» که درباره ازدواج محمود با شیدا (دخترخانم میرطرق) است به چالشهای پیش روی نسل جوان در مواجهه با خواسته های نسل جوان درباره آنان و شاید هم بالعکس می پردازد. خانم میرطرق ، سالها قبل در دفترخانه کوهساری توسط فرد دیگری به عقد مردی به اسم نیک نژاد درآمده ؛ اما گول خورده است . نیک نژاد، در واقع یک مرد متاهل بوده است که با فریب دادن میرطرق ، او را به عقد موقت خود درآورده و پس از مدت کوتاهی رهایش کرده است و شیدا حاصل این ازدواج کوتاه مدت است . حال ، خانم میرطرق به قصد انتقام و با یک نقشه حساب شده به دفترخانه کوهساری می آید و با دستاویز قرار دادن عشق تدریجی محمود نسبت به شیدا قصد اخاذی از کوهساری را دارد. اما در نهایت عشق کار خود را می کند و 2500سکه مهریه ای که برای ازدواج دخترش قرار داده نیز کاری از پیش نمی برد. کوهساری یک مرد مذهبی روشنفکر است که گرچه می داند ازدواج فرزندش با چنین مهریه ای با دختر خانواده ای که آشنایی چندانی با آنها ندارد، کار متجانس و معقولی نیست ؛ اما وقتی پافشاری بیش از حد پسرش را می بیند، متوجه می شود که مخالفت عاقلانه او با احساسات تقریبا لجام گسیخته پسرش ممکن است به از دست دادن محمود برای همیشه منجر شود، لذا با این ازدواج موافقت می کند. این از خودگذشتگی و ایثار تا آنجا پیش می رود که او حاضر است به قیمت از دست دادن دفتر کار و حتی خانه اش به آن پایبند باشد و این عمل او متباین با شخصیت منطقی اش نیست ؛ چرا که این همان لبه تیغی است که سریال با گذر از آن ، جان سالم به در برده است . توجه به یک داستان فرعی دیگر که در آن یک دختر و پسر جوان قصد دارند بدون دخالت والدینشان با هم ازدواج کنند و جدا از آنها زندگی کنند، کوهساری را به این واهمه دچار می کند که مبادا سرنوشت فرزند خود را نیز روزی همانند سرنوشت این دختر و پسر جوان بیابد و صد البته این هراس با توجه به شخصیت محکم او غیرمنطقی نمی نماید. به خاطر همین است که ترجیح می دهد فرزند خود را داشته باشد و اگر هم فرزندش اشتباهی مرتکب شده ، خود را وقف رفع عوارض حاصل از این اشتباه کند. در کل می توان گفت گرچه فضای سریال «نوعروس » فضایی آرمانی است و یک خانواده نمونه را دستمایه داستان خود قرار داده که تمام عکس العمل های آنها کاملا منطقی و ایده آل است ؛ اما این مجموعه با پشتوانه های آموزشی و تربیتی که به خانواده های نه چندان کم تعداد و درگیر مشکلات مشابه ، هشدارهای هوشمندانه ای می دهد، اثری نمونه و درخور توجه است .