به سراغ روحالله حجازی میروم و از اگر باران ببارد میپرسم. نمیدانم چرا از 5 یا 6 سال پیش این ایده با او بوده است و نمیپرسم کدام تلنگر او را به این سمت کشانید. روحالله حجازی که تاکنون 4 تله فیلم را کار کرده است و یک تجریه کار سینمایی را نیز دارد، پس از ساخت فیلم سینماییاش قصد کار کردن تله فیلم را نداشت، اما چون دغدغه اگر باران ببارد همواره با او بوده است، دوباره به سراغ فیلم تلویزیونی میآید. گویی سوژه او در این قالب بهتر میگنجد.
او دراین باره گفت: پس از گفتگو با گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما حس کردم حالا که قرار است دوباره به تلویزیون برگردم، بهتر است سعی کنم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنم، حتی اگر موضوع قصه تکراری باشد. شیوه روایی در اگر باران ببارد برایم خیلی مهم بود.
من تصور میکنم این تله فیلم اولین فیلم غیرخطی و پازلوار تلویزیون است. قصه اگر باران ببارد از زمان حال شروع میشود و سپس کمی به عقبتر برمیگردد و از آنجا شخصیت اصلی داستان که مهتاب است، زندگیاش را روایت میکند. ما زندگی او را به 5 مرحله تقسیم کردیم که این 5 مرحله تقطیع میشود و به نوعی سکانسها درهم تنیده میشود.
من به دلیل این که بشدت به مخاطب شبکه یک که شبکهای ملی است فکر کردهام، سعی کردم چیدمان سکانسها بهگونهای باشد که خود مخاطب قصه را پیدا و به مرور کشف کند که مثلا سکانسی که الان دیده، مربوط به خیلی جلوتر است.
سید روحالله حجازی که درخصوص انتخاب بازیگرانش دلایل و معیارهای خاص خودش را دارد، میگوید: چون این کاربرای تلویزیون است، خیلی برایم مهم بود از بازیگرانی استفاده کنم که چهره باشند تا مخاطب بهتر کار را ببیند و نیز توانایی لازم برای اجرای نقشها را داشته باشند. حجازی درباره چگونگی آشنا کردن بازیگران با فضای قصه گفت: ابتدا به آنها گفتم نوع نگاه من به ماجراهای فیلم با دیگران تفاوت دارد، به همین دلیل سعی کردهام قصه را واقعی روایت کنم.
کارگردان اگر باران ببارد، درباره کارگردانی این فیلم گفت: در بخشی که به ساختار برمیگردد، از تکنیک دوربین روی دست استفاده کردیم و در بعضی مواقع سکانس پلان گرفتیم. از طرفی نیز نوع بازیهای بازیگران بهگونهای است که به فضای واقعگرا خیلی نزدیک شده و به عبارتی عین زندگی است.
آدمها در این فیلم تلویزیونی خیلی راحت هستند و راحت نیز با هم صحبت میکنند. دیالوگها بسیار ساده است، اما درعین حال معنی خاص خودش را دارد. هیچ اغراق و غلوی وجود ندارد و همه چیز بسیار باورپذیر اتفاق میافتد و من مدام به بازیگرانم میگویم که دوست دارم آنها زندگی کنند.
فیلم اگر باران ببارد در سالروز وفات حضرت فاطمهس پخش میشود. حجازی معتقد است فیلمش مناسبتی نیست، امام چون قصه یک زن نمونه را مطرح میکند، مورد توجه گروه فیلم و سریال شبکه یک قرار گرفته و بر آن شده است تا این فیلم در چنین روزی پخش شود. روح الله حجازی در اینباره گفت: فکر میکنم این نگاه، نگاه خوبی است.
آثاری که تلویزیون برای ایام یا مناسبت خاص پخش میکند از 2 حال خارج نیست؛ یا فیلمهای خوبی هستند که به صورت تکراری پخش میشوند که بارها و بارها آن را دیدهایم یا آثاری هستند که نگاه سطحی دارند.
قصه اگر باران ببارد، نه درآن ایام اتفاق میافتد و نه به طور مستقیم با حضرت زهراس ارتباط دارد، اما زمانی که مخاطب فیلم را میبیند، به لحاظ مفهومی کلیدهایی وجود دارد که حسی را که باید به او منتقل شود، میگیرد. مفاهیمی در اگر باران ببارد وجود دارد که ما آنها را از این مناسبت خاص گرفتیم. به عنوان مثال، اسم تله فیلم که به گونهای اشاره به آب دارد، بیان کننده پاکی و رحمت است.
روح الله حجازی به تولید انبوه تله فیلم در دوران اخیراشاره کرد و گفت: تولیدات به لحاظ کمی بشدت بالا رفته، اما به لحاظ کیفی آثار نازلی در حال تولید است. وی افزود: اگر دقت کرده باشید این روزها کارگردانان بدنه سینما نیز به دلیل مشکلات درونی سینما به تولید تله فیلم روی آوردهاند؛ اما وقتی آثار آنها را دنبال میکنیم، متوجه میشویم در این زمینه آثارچندان شاخصی تولید نکردهاند و گویی تنها به عنوان منبع درآمد به آن نگاه میکنند.
به نظر من، باید در این زمینه فیلترینگ به شکلی صحیح صورت گیرد وکارگردان و قصه خوب شناخته شود و انتخابهای مناسبی صورت گیرد. متاسفانه این روزها آنقدر تولیدات شکل انبوهی یافته است که قطعاً گروههای تولید با مشکل کمبود بازیگر و دیگر عوامل مواجه میشوند. خود من نیز بشدت این مشکل را داشتم و همین امر باعث تولید آثار نازل میشود.
به گفته حجازی، او ازشرایط خاصی بهره برده است تا به ایده آلهای خودش نزدیک شود که یکی از آنها شیوه خاص تصویربرداری است. که بیشتر پلانها را با دوربین روی دست گرفته است.
هاشم مرادی، مدیر تصویربرداری اگر باران ببارد در اینباره گفت: « از آنجا که من کار عکاسی نیز انجام دادهام، گرفتن دوربین روی دست برایم زیاد سخت نیست؛ چرا که یک عکاس بهتر میتواند دوربین را روی دست کنترل کند.
وی در ادامه گفت در این تله فیلم هیچ وقت احساس نکردم تمایل دارم دوربین را روی سه پایه بگذارم این کار برایم تجربه قشنگی است و خودم نیز به آن راغب بودم، اما چون بعضی اوقات تعداد برداشتها زیاد میشود، گاهی دچار گرفتگی عضله میشوم. باید بگویم دوربین روی دست سخت نیست، اماحساسیتهای خاص خودش را دارد و همواره باید دقت نظرهایی درکار وجود داشته باشد.
هاشم مرادی در ارتباط با هدف کارگردان از انتخاب این سبک تصویربرداری گفت: « شاید حجازی برای القای حسش از این روش استفاده میکند. این کارتا حدی با کارهای دیگر متفاوت است.
قاب بندیها در این کار کمی متفاوت است. مثلاً همه در قاب بندی ترجیح میدهند سوژه آنها در یک سوم سمت راست کادر باشد، اما در اگر باران ببارد این اتفاق افتاده که سوژه کاملاً در سمت چپ کادر قرار بگیرد. در این سبک حرکت به معنای واقعی وجود دارد و دقت نظر خاصی را میطلبد.
بعضی مواقع که مشغول گرفتن سکانسهای بیرونی هستیم و مانیتور نداریم، کار سختتر میشود و کارگردان نمیداند چه اتفاقی پشت دوربین در حال وقوع است و تصویربردار باید آن را چک کند. به هرحال این کار برایم جذابیت دارد؛ چرا که با حجازی بسیار راحت هستیم و حرف یکدیگر را بخوبی میفهمیم.
اگر باران ببارد اثری است برای به تصویرکشیدن جایگاه زن ایرانی در حادثهای به نام جنگ و چیزی که توجه ما را جلب میکند، توجه به جایگاه زن امروز با تمامی آرزوهای اکنون اوست، زنی که شاید حتی جنگ را به خاطر ندارد و این نگاهی است نو نه فقط به جنگ، بلکه به زن امروز با تمامی دغدغههایش.
آناهیت کواکبی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم