در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوست دارید بر خلاف تمام مصاحبههای شیرین، گفتگویمان را با یک سوال تلخ آغاز کنیم؟
منظورتان از سوال تلخ چیست؟
این که پس از کسب سهمیه المپیک به این موضوع فکر کردهای که براساس قوانین موجود و در صورت تشخیص مسوولان ورزش، ممکن است یکی دیگر از دختران تکواندوکار به جای تو به المپیک اعزام شود؟
بله. این امکان وجود دارد که سهمیه را به دیگری بدهند. یعنی تا زمانی که در مسابقههای انتخابی موفق نشوم، بازیکن این وزن محسوب نمیشوم.
فکر از دست دادن این سهمیه با وجود تمام زحماتی که برای کسب آن متحمل شدهای برایت آزاردهنده نیست؟
چرا. حتی فکر آنهم دیوانه کننده است، ولی مطمئن باشید که این اتفاق نمیافتد. رفتن به المپیک بزرگترین رویای من است و با انگیزه محقق شدن این آرزو در رقابتها شرکت کردم و بسختی توانستم این سهمیه را بگیرم؛ اما در حال حاضر حفظ آن برایم با ارزشتر از به دست آوردن آن است، بنابراین تمام تلاشم را به کار خواهم بست تا خودم با سهمیهای که برایش زحمت زیادی کشیدهام بتوانم در المپیک پکن حاضر شوم و این نهایت آرزوی من است.
حالا برگردیم به هوشیمینه! دلیل شکست مقابل حریف تایلندی چه بود؛ استرس یا کمتجربگی؟
نه دلیلش اشتباه خودم بود و برایم سخت بود که در ثانیههای آخر نتیجه را واگذار کنم، اما متاسفانه این اتفاق افتاد.
به طور کلی سطح بازیهای ویتنام را چگونه ارزیابی میکنی؟ به نظر میرسید نسبت به مسابقههای جهانی منچستر، مسابقههای سادهتری را پشت سر گذاشتید؟
به عقیده من سطح این بازیها بسیار بالا بود وخود من تحت فشار شدیدی بودم، چرا که برای همه کشورها (همانند ما) این میدان آخرین فرصت برای کسب سهمیه المپیک بود و در صورت عدم موفقیت باید تا 4 سال بعد منتظر میماندیم و شاید همین موضوع حساسیت مسابقهها را دوچندان کرده بود و به نظر میرسید بیشتر ورزشکاران حاضر در آنجا فشار روحی شدیدی را تحمل میکنند.
چطور شد که در منچستر نتوانستید تکلیفتان را قطعی کنید؟
همانطور که میدانید مسابقههای منچستر جهانی بود و بسیار سنگین، حریفان قدرتمندی که در آنجا حضور داشتند کار را خیلی سخت کرده بودند.
ولی به نظر میرسد قدرترین حریفان شما همین آسیاییها باشند؟
درست است، اما الان وضعیت به گونهای است که بجز آسیاییها همه کشورها روی این رشته سرمایهگذاری و کار فراوان کردهاند و حرفهای زیادی برای گفتن دارند. شما کوبا و کانادا را دستکم نگیرید. واقعا تیمهای قدری را روانه بازیها کرده بودند. در منچستر، سطح مسابقهها به حدی بالا بود که از آسیا فقط چین تایپه تکلیفش قطعی شد و بقیه تا بازیهای ویتنام همچنان بلاتکلیف باقی ماندند.
پس از بازیهای منچستر و عدم درخشش تکواندوکاران ایرانی، فضای تکواندوی ایران بسیار انتقادآمیز و پر حرف و حدیث بود. آیا این وضعیت ناخوشایند در اردوهای شما هم به چشم میخورد؟
خوشبختانه نه. این موضوع مربوط به آقایان میشد و خانمها به دلیل اینکه کسی از آنها انتظاری نداشت مورد گلایه هم واقع نشدند.
پیش از اعزام چقدر به کسب سهمیه فکر میکردی؟
پیش از رفتن به ویتنام، شرایط روحی بسیار خوبی داشتم، چرا که کمکم به بزرگترین آرزویم که همان راهیابی به المپیک بود نزدیک میشدم. من نمیخواستم و نمیتوانستم به چیزی جز کسب سهمیه فکر کنم و شاید همین مثبتاندیشی بود که روحیه مضاعفی به من بخشیده بود.
از استرس شب قبل از مسابقه آخر بگویید. اصلا دلشوره داشتی یا رفتی و آسوده خوابیدی؟
چه خوابی! آن شب اصلا خوابم نمیبرد. استرس فوقالعادهای داشتم و فقط آرزو میکردم فردایی که این همه در انتظارش بودم زودتر از راه برسد تا تکلیفم معلوم شود. میدانستم اگر مقابل حریف پاکستانی ببازم سهمیه را از دست میدهم و شاید به همین دلیل در آخرین مسابقه نتوانستم مبارزه واقعی خود را در مقابل او نمایش دهم.
پس از این که در بازی اول حریف هندی نتیجه را به تو واگذار کرد، فریبرز عسگری (مربی او) چه عکسالعملی از خود نشان داد؟
ایشان با خوشرویی و متانت تمام پیش آمدند، پیروزیام را تبریک گفتند و برایم آرزوی موفقیتهای بیشتری کردند.
در حال حاضر وضعیت در تیم ملی بانوان چگونه است؟ آیا باید همچنان منتظر ظهور تک ستارهای در آسمان تکواندو باشیم یا به سطحی رسیدهایم که حرفهایی برای گفتن داشته باشیم؟
فکر میکنم تکواندوی بانوان نسبت به سالهای قبل پیشرفتهای محسوس و قابل تاملی داشته است و به نظر من علت این قضیه بهرهگیری از مربیان ایرانی بوده است. اگر از بعد فنی به تیم ملی تکواندوی بانوان نگاه کنیم پیشرفت آنها بشدت قابل لمس است. پیش از این، بانوان در بسیاری از مسابقهها میآمدند و راحت میباختند و میرفتند؛ اما اکنون وضعیت متفاوت است و آنها در کنار هر باخت، بردهای شیرینی را هم تجربه میکنند و باختها هم معمولا با اختلاف امتیاز بسیار کمی صورت میگیرد.
برنامه اردوهای تدارکاتی شما برای حضور در المپیک به چه شکل است و آیا تا آن زمان در تورنمنت مهم دیگری شرکت خواهید کرد یا خیر؟
ما از اول دیماه تا امروز دائم در اردو هستیم و هر روز در 2 نوبت صبح و بعدازظهر تمرینهایمان را زیر نظر خانم آذرمهر دنبال میکنیم. این اردوی آمادگی تا زمان المپیک همچنان ادامه خواهد داشت. ضمن اینکه حدود یکماه دیگر باید برای شرکت در مسابقههای آسیایی جوانان عازم چین شویم و در مصاف با حریفان قدر آسیایی بار دیگر خودمان را محک بزنیم.
بد نیست اشارهای هم داشته باشی به مسابقههای اپن هلند که اوایل اسفندماه در آن شرکت کردی؟ سطح مسابقهها بهگونهای بود که محک مناسبی برایتان به حساب بیاید؟
مسابقههای اپن هلند در سطح A برگزار شد و من با حریفان قدری از اسلونی، آلمان، انگلیس، جمهوری چک و کرواسی مسابقه دادم که بجز یک بازی آخر، در تمام مسابقهها حریفانم را شکست دادم و در نهایت موفق به کسب مدال نقره این تورنمنت شدم.
بتازگی تیمی از شبکه ABC امریکا برای تهیه یک فیلم مستند از زندگی تو به ایران آمد. فکر میکنی چه انگیزهای باعث شده آنها به چنین کاری اقدام کنند؟
برای آنها بسیار جالب بود که یک دختر مسلمان ایرانی با وجود داشتن حجاب کامل هنگام مسابقه توانسته با موفقیت از سد حریفانش بگذرد و سهمیه المپیک کسب کند. آنها با حضور در محل تمرینهای تیم ملی و حتی منزل ما (و گفتگو با خانوادهام) فیلمی تهیه کردند که ثابت میکند برای بچههای ایران زمین هیچ چیزی در دنیا دست نیافتنی نیست.
تاکنون به این موضوع فکر کردهای که ممکن است به عنوان بانوی ورزشکار سال 86 انتخاب شوی؟
نه! ولی اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوشحال میشوم.
به عقیده تو در وضعیت کنونی بانوان تکواندوکار ایرانی تا رسیدن به طلای آسیایی چه راهی را پیش رو دارند؟
فکر میکنم رسیدن به طلای آسیایی نه خیلی دور از دسترس است و نه غیرممکن. اگر باورهای موجود یک جوری شکسته شود و بچهها به درجات بالاتر خودباوری برسند به طور قطع طلای آسیایی هم در کارنامه بانوان تکواندوکار ایران خواهد درخشید.
و برای المپیک چه برنامهای داری؟
باید سعی و تلاش و تمرکزم را مضاعف کنم، چرا که تمرینهای فعلی اصلا پاسخگوی میدان عظیمی به نام المپیک نیست و فکر میکنم برنامهریزی دقیق برای اردوها و مسابقههای تدارکاتی در این راه کمک بزرگی خواهد بود.
زهره زیدی فرد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: