با استاد امیرخانی درباره چند و چون خوشنویسی

رایانه‌ها هم خوش می‌نویسند

استاد غلامحسین امیرخانی، فرزند رستم در سال 1318 در طالقان به دنیا آمد، پس از پایان دوره ابتدایی، مدتی در بازار به کار آزاد پرداخت، سپس به آموختن فن خط روی آورد و با ممارست فراوان در زمینه این هنر سرآمد شد. استاد امیرخانی از سال 1340 در اداره کل هنرهای زیبا به سمت خطاط استخدام شد. از مشاغل دیگر وی می‌توان به مدیریت انجمن خوشنویسان ایران و مدیریت فرهنگسرای ارسباران (هنر) اشاره کرد.
کد خبر: ۱۶۶۴۲۹

غلامحسین امیرخانی درس خط را در محضر استادانی چون سیدحسین و سیدحسن میرخانی فرا گرفت. بعلاوه وی از خط‌نوشته‌های استادانی چون میرعمادالحسنی، میرزای کلهر، عمادالکتاب، علی‌اکبر کاوه و چند تن دیگر تعلیم و سرمشق گرفت. استاد امیرخانی در انجمن خوشنویسان ایران به کار تعلیم خط مشغول است. استاد امیرخانی در نگارش خط نستعلیق از ریز و درشت، دستی قوی و سلطه‌ای فراوان و بی‌نظیر دارد. آنچه در پی می‌آید، گفتگویی است با استاد امیرخانی به بهانه رونمایی کتاب مناجات‌نامه حضرت علی‌ع که چندی پیش در مرکز فرهنگی  هنری صبا برگزار شد.

اگر ممکن است درباره تاریخچه تاسیس و اصولا شکل‌گیری انجمن خوشنویسان صحبت کنید و این‌که چرا انجمن با وجود داشتن این قدمت طولانی نتوانست این رشته را دانشگاهی کند؟

پرسش شما باید در 3 بخش بررسی شود. انجمن اولین‌بار در سال 1330 با درایت مرحوم دکتر بیانی با نام «کلاس‌های خوشنویسی» و همکاری صمیمانه و مجدانه استادان علی‌اکبرخان کاوه، ابراهیم بوذری و سیدحسین میرخانی تاسیس شد. این سه نفر رکن اصلی و دلیل روشن چراغ این کلاس‌ها بودند که البته بعدها حضور پر برکت استاد سیدحسین میرخانی و پایداری‌ ایشان،  این کلاس‌ها دوام پیدا کرد و به نهادی مدنی تبدیل شد، اما این کلاس‌ها به نام «انجمن خوشنویسان ایران» در فاصله سال‌های 1342 تا 1344 شکل گرفت و تحول یافت و به ثبت رسید و بعد از آن در 5 شهر تبریز، قزوین، اصفهان، شیراز و مشهد شعبه فعال به وجود آورد. این حالت تا سال 1358 یعنی اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

در این موقعیت تاریخی این انجمن به دلیل محدودیت در ادامه کار و فعالیت دیگر رشته‌های هنری و نیز به خاطر ریشه‌دار بودن هنر خوشنویسی و همراهی همیشگی آن با زبان و ادبیات با اقبال عمومی مواجه شد و در سایه همت، تلاش و صمیمیت استادان و مدرسان بتدریج و در گذر سال‌های دهه 60 تا 70 به 220 شعبه در سراسر کشور و ایجاد شعبه‌هایی در خارج از کشور توفیق یافت.

و اما درباره این پرسش که چرا خوشنویسی در کشور ما مقام و موقعیت دانشگاهی ندارد؟

در سال‌های میانه 70 تا 1380 این نیاز بیشتر از پیش احساس شد که در کنار آموزش سنتی که به روش استادی و شاگردی یعنی به طریق زانو به زانو دقایق و ظرائف این هنر به هنرجو آموزش داده می‌شد به این ضرورت زمانه نیز توجه بشود و آموزش این هنر به صورت علمی و با پشتوانه تحقیق و پژوهش و با ایجاد دانشکده خوشنویسی ادامه پیدا کند و به عبارت دیگر، برنامه‌های انجمن و دانشکده مکمل همدیگر باشند، این مساله مورد توجه فرهنگستان هنر قرار گرفت و با همکاری گروه استادان هنرهای سنتی و ملی آن فرهنگستان برنامه تاسیس چنین مرکز علمی‌ای تدوین شد. بنا به رویه قانونی و اداری مراتب به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گزارش شد تا مقدمات چنین برنامه‌ای فراهم شود. در آن صورت، این امیدواری را می‌‌توان داشت که مجموع شدن بنیه فنی و هنری استادان طراز اول خوشنویسی با برنامه‌های علمی و (آکادمیک) دانشگاهی به خوشنویسی معاصر این توانایی را ببخشد که بهتر و بیشتر رسالت فرهنگی و معنوی خود را در عرصه مناسبات جهانی به عهده بگیرد و همراهی جنبه نظر و عمل صورت و معنای این هندسه ظریف و عمیق را به هنرجویان و هنردوستان جهان عرضه کند.

چرا خوشنویسی آنچنان که باید در رسانه‌ها حضور پر رنگ ندارد؟

امیدوارم در این مورد با برنامه‌ریزی بهتر در معرفی شایسته خوشنویسی فعال‌تر برخورد کنیم.

امروز وجود فناوری باعث شده تا خط با رایانه ترکیب شود و بعضا هنری به نام کالیگرافی ایجاد شود که نمونه‌های آن را در نمایشگاه‌های سال‌های اخیر مشاهده می‌کنیم. چقدر با این قضیه موافقید؟ چون برخی اعتقاد دارند لازمه خوشنویسی در مراحل اولیه، ارتباط دلی با عرفان و موارد معنوی است. بنابراین به نظر شما، رایانه می‌تواند جایگزین چنین مولفه‌هایی شود؟ آیا این هنر را مخدوش نمی‌کند؟

نه‌تنها مخالف نیستم که معتقدم این مساله نیاز اجتماعی و پدیده تاریخی است. شاید به این خاطر که دوران ما دوران تکثر و سرعت است. بنابراین ایجاد هنر کالیگرافی در دل هنر خوشنویسی کاملا طبیعی و پاسخ به نیاز زمانه است و در جای خود بسیار هم خوب است زیرا موجب می‌شود اثر هنری که محصول ذوق و ذهن و خلاقیت هنرمند است، جایگاه ویژه‌ای بیابد.

نظرتان درباره نقاشیخط و رواج آن بخصوص به شکل نمایشگاهی چیست؟ با آن هم موافق هستید؟

البته. این نیز پدیده‌ای است محصول زمان. نقاشیخط طی سال‌های گذشته، همان طور که اشاره کردید جای مخصوص به خود را در کنار دیگر هنرها باز کرده است. البته فراموش نکنیم که در خوشنویسی سنتی و کلاسیک نیز فرم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است، منتها دسترسی به آن مقام در خوشنویسی کلاسیک که نوآوری و تازگی را با انضباط و قواعد موزون همراه کند، بسیار دشوار است.

به عنوان رئیس هیات ارزشیابی انجمن خوشنویسان ایران، چه طرح و برنامه‌هایی برای متعالی کردن این هنر دارید؟

خوشبختانه انجمن و هنرمندان خوشنویس کشور در موقعیت ممتازی قرار دارند و علاوه بر این که خوشنویسی را در ابعاد متنوع تجربه کرده و به مقام عالی رسیده‌اند، از لحاظ نظری و درک رسالت فرهنگی و تاریخی نیز کم نیستند هنرمندانی که این توانایی را کسب کرده‌اند که برای ارتقای مقام و جایگاه این هنر همفکری کنند و نقش‌آفرین باشند. امیدوارم توفیق داشته باشیم از همه سرمایه‌ها و نخبگان برای رسیدن به این مقصود کمک بگیریم.

استقبال از آثار ایرانی در آن‌سوی آب‌ها

بیشتر آثار هنری ما، از فرش ایرانی تا نقاشیخط و تابلوهای خوشنویسی در آن سوی آب‌ها، بیشتر خریدار دارد. بویژه نقاشیخط‌های  ما که طی سال‌های اخیر در کشورهای عربی، خاصه دبی یا در حراجی‌هایی که سالانه در این کشور برپا می‌شود مورد توجه قرار می‌گیرند. اگر چه شاید در اینجا باز هم این پرسش مطرح است که  چرا ما به اندازه خارجی‌ها به هنرهای اصیل و فاخرمان توجه شایانی نداریم. ولی شایان ذکر است که هنر ایران تقریبا در تمام زمینه‌ها در کشورهای عربی یا جنوب خلیج فارس مورد استقبال است، اما برای این که این مساله گسترش پیدا کند نیازمند پشتیبانی یک مدیریت تواناست که در آن صورت مرکز این گونه مبادلات و توجه شیراز و اصفهان و تهران یا جزیره کیش خواهد بود.

آزاده صالحی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها