کاش در شبکههای مختلف، حضور زنده خالد قدومی فرصت مییافت بحث زنده دفاع از طوفانالاقصی مدافع شایستهاش را به نمایش بگذارد. طرفداران تصور شکست طوفانالاقصی غلط بودن این قیام، بینتیجه بودن آن و پیروزی اسرائیل طیفی از تبلیغاتچیهای اسرائیلی و آمریکایی تا گروه روشنفکران اصلاحطلب و خصوصا لیبرالهای سازشطلب و خواهان دوستی اسرائیل این رژیم غاصب سرزمین فلسطین و فلسطینیها و غربگرایان ایرانی، گروههای تحت هدایت آمریکا، سازمانهای ضدجمهوری اسلامی و... هستند و البته تک و توک آکادمیسینهای غیرانقلابی و البته پارهای انقلابیون عزیز هم چنین دیدگاهی دارند. اجازه دهید بگویم نگرش خجالتی این دوستان اخیر میتواند و حق دارد حتی مطرحکننده این ایده باشد که کلا در اصل طراح طوفانالاقصی خود اسرائیل بوده و برنده اصلی اوست که به اهدافش دست یافته. این منظر دارای همان زاویه دیدی است که پافشاری میکند اساسا انقلاب اسلامی یک طرح آمریکایی/اسرائیلی بوده، آنان به مقاصد و اهدافشان دست یافته، بهرهاش را برده و مردم ایران باختهاند!
برنامه بسیار سرزنده و مفید«بهوقت ایران» هم که بهنظرم بیبدیل زنده سیاسی در صداوسیماست، جای خود را در این سالگرد پر کرده. باوجود آنکه برنامه سزوار بحثی شایسته و نقدی یاریگر از نظر پدیدهشناسی و روانشناسی «ذهن» و رفتار ذهن اجراکنندگان یعنی شناخت ذهن و زبان ازمنظر روانشناختی شخصیت برای رفع ضعفهای یک برنامه پیشران امروزی است، من مدافع ارزشهای آن هستم. این رسانا در این گفتوگو با سایهروشنهای خودش شرکت کرده و کوشیده با هوشمندی به وظیفه یک جمعبندی کارا و درسآموز به سود مقاومت عمل کند و در بضاعت جوانان بضیع خود به روشنگری نتایح مثبت و منفی اقدام نماید. بگذریم از پارهای نمودهای جوانانه حس تفرعن حاصل از خودآگاهی دوستان توانا و آگاه به موفقیت ارزشمند برنامهشان، این قسمت از قسمتهای شجاعانه «بهوقت ایران» محسوب میشود که پایان باز دارد و چون سینمای کیارستمی عمق واقعی استراتژیکش در وهله اول ناپیداست و پس از پایان، برنامه تازه در ذهن بیننده آغاز میشود و پرسشها و چالشهای اساسی در مخاطب متوجه مسائل بنیادین تازه درمیگیرد.
هر نقدی خوب است نه مایه جدال غیراحسن و مراء و مقاومت بیهوده موهن و نه بیاعتمادی به خود، فشل شدن و دهانبند مجریان کارآمد شود. برنامه با هر سه مجری در سوی دفاع از غزه میایستد و حتی آقای فنکلشتاین هم با وضع دشوارش در حمایت از غزه، ضمنا غرق احساسات نومیدی ابدی یک یهودی است که داغ ابدی آشوویتس، امکان هر سرنوشت پیروزمندانه مقاومت را در او به شکست میکشاند. او با حس طراح و رهبر مقاومت روزهای طوفانالاقصی، یعنی یحیی سنوار که جز پیروزی ولو با عاشورا در یکی از سخنانش پرده برداشت کاملا بیگانه است. متأسفانه تعدادی از رفقای انقلابی غزه هم در عمل ناتوان از حساب کردن بر سنتهای الهی هستند و عملا به مداخله یقینی خدا و دخالت عالم غیب در ایستادگی عالم شهاده و سنت الهی پیروزی غیرمترقبه در آنجا که همه قرائن ظاهری و عادت پوزیتیو، دال بر شکست در عالم محسوسات است بیگانهاند. در رسانهملی برنامههای گوناگونی برای بزرگداشتن سومین سالگرد طوفانالاقصی برگزار شد. البته کاش میشد در برنامههای زنده افرادی از حماس و فرماندهان شجاع و حماسی و مومن غزه، مردان و زنان بازمانده در غزه را ملاقات میکردیم و سخن امروزشان را میشنیدیم و سفیر فلسطین سالم الزواوی دختر صلاح الزواوی و نماینده حماس خالد قدومی در رسانه به گفتوگویی روشنگر میپرداختند؛ بهویژه خالد قدومی در شبکههای متعدد با مردم ما سخن میگفت و با حضورشان در میادین، احساسات صمیمانه مردم در میدانها به مقاومت غزه و زنده بودن مقاومت با حضورش مستقیما ابراز میشد. در پایان واکاویهای این نوشتار خواهیم دید یقینا طوفانالاقصی تا امروز هم زنده و هم پیروز است ـ اینکه مشیت پروردگار یکتا چه تقدیری برای غزه و کل فلسطین درنظر گرفته مطلقا در علم و ید قدرت او محفوظ است. آنچه ما شکست میدانیم در صورت انجام تکالیفمان، اگر او بخواهد ضعفهای اهل جهاد را جبران میکند یا تدابیر ما را به مصالحی که گویای فضل اوست به هیچ میگیرد؛ و این حقیقتی انکارناپذیر است. پیروزی دست اوست. زمان پیروزی و مکان و عرصه و حدود پیروزی دست اوست. عزت دست آن عزیز است.