ناامنی کارگردانان با نقد شتابزده

دیگر منتقدان سینما و تلویزیون نیستند که به نقد و تحلیل فیلم و سریال می پردازند. هژمونی رسانه چنان بر زیست جهان انسان معاصر بسط یافته است که هر گروه
کد خبر: ۱۵۵۸۴۱
و طبقه اجتماعی خود را از واکنش نسبت به این جعبه جادویی بی نیاز نمی بیند؛ چرا که سرنوشت فردی و حرفه ای افراد در جهان رسانه ای شده امروز به این فناوری بویژه تلویزیون که دامنه اثرگذاری وسیع تری دارد وابسته است.
هنوز مدت چندانی از انتقاد درخصوص برخی مسائل پزشکی در اغما نمی گذرد که شاهد اعتراض های صنفی و سازمان های علمی تخصصی نسبت به طرح موضوع پیوند اعضا در سریال حلقه سبز هستیم.
اعتراض مبنی بر این استدلال که پخش این مجموعه به فرهنگ اهدای عضو در جامعه آسیب رسانده و آن را با موانع جدی مواجه کرده است.
جالب است غالب اعتراض هایی که تاکنون درباره فیلم و سریال ها صورت گرفته، در حوزه پزشکی بوده است؛ از اعتراض پرستاران در شوکران گرفته تا اعتراض پزشکان و انجمن های پزشکی در اغما و حلقه سبز.
دکتر عباس زارع نژاد اگرچه اکنون مسوولیت روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را به عهده دارد، اما در زمان ساخت مجموعه حلقه سبز به عنوان مشاور سلامت شبکه سوم با این سریال در ارتباط بوده و پس از قبول مسوولیت در روابط عمومی وزارت بهداشت نیز به همکاری با عوامل این سریال ادامه داده است. با وی درباره اعتراض های صنفی به مجموعه حلقه سبز و ضرورت مشاوره پزشکی در ژانرهای تخصصی به گفتگو نشستیم.

آقای دکتر در ابتدا می خواستم بدانم چه ضرورتی در پرداختن رسانه ها به مقوله سلامت احساس می شود؛
نقش رسانه به عنوان یک دانشگاه در ارتقای سطح فرهنگ جامعه نقشی غیرقابل انکار است، بویژه در حوزه سلامت که ما با چالش های جدی فرهنگی در کشور مواجهه هستیم و رسانه ملی بیش از دیگر رسانه ها می توانند به این هدف کمک کند. البته یک اهتمام جدی در خود رسانه ملی برای توجه به مساله سلامت وجود دارد.
تشکیل شورای سیاستگذاری سلامت در زمان آقای دکتر لاریجانی در همین راستا اتفاق افتاد تا صدا و سیما نقش فعال تر و علمی تری در ارتقای فرهنگ سلامت جامعه داشته باشد. خوب برای رسیدن به این هدف رسانه ملی از روش ها و ساختارهای مختلفی برای پرداختن به موضوع سلامت استفاده می کند.
یکی از مدیوم های تاثیرگذار در این زمینه، ساخت و تولید فیلم و سریال است. قطعا در این بستر هنری، پیامهای بهداشتی با اثربخشی و ماندگاری بیشتری منتقل می شود. یکی از خلائهایی که ما در ساخت برنامه های سلامت داشتیم، همین فقدان سریال یا فیلم سینمایی با موضوع سلامت بود که خوشبختانه اخیرا اراده ای در گروههای تولیدی سازمان حاکم شده که به فضاهایی وارد شوند که مفاهیم و مضامین سلامت را در قالب فیلم و سریال ارائه کنند.
در واقع اشاعه فرهنگ سلامت در میان مردم مستلزم این است که پیام به گونه ای ارائه شود که مخاطب بتواند ارتباط اثربخش با آن برقرار کند، بنابراین زبان هنر بویژه فیلم و سریال یکی از بهترین گزینه ها برای این کار است.

همین اثرگذاری و فرهنگسازی که برای مدیومی مثل تلویزیون برشمردید، ایجاب می کند تا در پرداخت مفاهیم سلامت به وجوه علمی قضیه بیش از دیگر موضوعات توجه شود. چقدر در این زمینه تلاش شده است؛
اتفاق خوبی که در صدا و سیما افتاد این بود که بدنه سازمان یعنی گروه های تولیدی نیاز به مشاوره های تخصصی در موضوع سلامت را بیشتر از گذشته احساس می کنند.
این اهتمام صرفا به حوزه سلامت محدود نمی شود و موضوعات دیگر را هم در بر می گیرد. مثلا در ساخت و تولید فیلمهای پلیسی ، مشاوران نیروی انتظامی حضور موثری دارند.
در همین سریال اغماء که در ماه مبارک رمضان پخش شد، از مشاوران مجرب و صاحب نامی استفاده شد، مثلا آقای دکتر طباطبایی که مشاور مرحله فیلمنامه این سریال بود، چهره ماندگار است و فیلمنامه با نظر ایشان و مشاوران دیگر اصلاح شد. به عبارت درست تر در مرحله بازنگری یا بازنویسی فیلمنامه از مشاوره های پزشکی ایشان استفاده شد.

در واقع منظور شما این است که ضعفها و اشکالاتی که به لحاظ علمی بر سریالی مثل اغمائ یا حلقه سبز وارد است، به موضوع تولید و کارگردانی آن برمی گردد، نه مشاوران پزشکی آن؛
بالاخره در ساخت یک برنامه تلویزیونی ما یک فرآیند تولید داریم از مرحله ایده اولیه تا مرحله تحقیق ، نگارش، ساخت، تدوین و در نهایت پخش آن. خوب حال این مساله مهم مطرح می شود که حضور مشاوران تخصصی را باید در کجای این فرآیند ببینیم تا یک کار تلویزیونی یا سینمایی خالی از اشکال باشد. چیزی که تا الان اتفاق می افتاد، حضور مشاور در مرحله بازبینی فیلمنامه بود، در حالی که مشاور فیلم باید در تمام مراحل ساخت اثر حتی پس از تولید و در مرحله تدوین نیز حضور موثری داشته باشد. به عبارت دیگر، مشاور فیلم باید هم به فیلمنامه نویس و هم به کارگردان مشاوره بدهد و حضور مستمر داشته باشد.

پس شما مشکل اصلی اغمائ را از این منظر، حضور نداشتن مشاور پس از مرحله فیلمنامه می دانید؛
بعد از این که انتقادهایی که به سریال اغمائ وارد شد، در عین این که از ورود صدا و سیما به چنین فضاهایی دفاع می کنیم، نامه هایی هم برای دوستان نوشتیم که اگر قرار است سریالی خالی از اشکال علمی باشد حضور مستمر مشاوران پزشکی در طول فرآیند تولید آن یک ضرورت است.
به عنوان نمونه یکی از سکانس هایی که مربوط به احیای قلبی ریوی بود و بازتاب های منفی در جامعه پزشکی داشت، موجب شد ما با هماهنگی کارگردان سکانس های دیگر فیلم را که درباره احیای قلبی ریوی بود با حضور مشاور پزشکی در ضمن تولید به شیوه درست بازسازی کنیم؛ جالب این که از یک متخصص طب اورژانس و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران برای نظارت بر انجام درست این عمل استفاده شد که البته بازیگر نتوانست آن طور که آن متخصص اورژانس می خواست، کار انجام شود و در نهایت آقای مقدم از خود دکتر لباف متخصص اورژانس خواست این قسمت را بازی کند که در همان اولین برداشت درست از آب درآمد، چرا که پزشکی یک علم صرف نیست ، مهارت هم هست.
دانشجویان پزشکی بیشترین وقت خود را صرف کسب مهارت ها در کنار مسائل نظری می کنند، لذا چطور می توان انتظار داشت یک بازیگر با خواندن متنی در مدت کوتاه مثلا بتواند عملیات احیائ را اجرا کند یا یکی دیگر از اشکالاتی که هم در اغمائ و در حلقه سبز می گیرند، به لوکیشن و فضای بیمارستانی فیلم مربوط است که چرا فضاهای بیمارستانی با استانداردهای واقعی مطابقت ندارد.

این استانداردها چه چیزهایی هستند؛
مثل فضای فیزیکی و تجهیزات پزشکی.

چاره این مشکل چیست؛ به هرحال تعداد فیلم و سریال های تولید شده در لوکیشن بیمارستان در حال افزایش است.
به عقیده من مثل لوکشین های دیگری که در شهرک سینمایی برای مقاصد مختلف ساخته می شود لازم است یک لوکیشن بیمارستانی در آنجا یا هر جای دیگر داشته باشیم. ما حتی از طرف وزارت بهداشت به صدا و سیما پیشنهاد کردیم که با همکاری دو طرف چنین فضایی در شهرک سینمایی ساخته شود، چرا که مطالعه و طراحی آن در وزارت بهداشت انجام شده است، چون بیمارستان های دولتی ما فعالند و امکان حضور طولانی مدت عوامل فیلم با تجهیزات گسترده آنها وجود ندارد، ولی متاسفانه بازخوردی در مقابل این پیشنهاد ندیدیم. ضمن این که لوکیشن بیمارستانی با فضای واقعی تفاوت هایی هم دارد.

آقای دکتر زارع نژاد یکی از نقدهای جدی بر سریال حلقه سبز مربوط به اعتراض انجمن های تخصصی درباره اهدا و پیوند اعضا در این مجموعه است ، به این معنی که مسائل مطرح شده در این سریال بویژه نارضایتی روح شخص اهداکننده از این عمل موجب کاهش فرهنگ ایثار و فداکاری در این زمینه شده و اهدای عضو را با موانع جدی روبه رو کرده است. با توجه به تاثیرگذاری رسانه بر فرهنگ سلامت که شما به آن اشاره کردید، چه پاسخی می توان به این نقدها داد؛
اول از همه لازم است بگویم ادعای برخی افراد در سایت ها یا خبرگزاری ها مبنی بر این که به این سریال مشاوره داده اند و به آن عمل نشده صحت ندارد.
این سریال از سال 81 طرح اولیه اش مطرح شد و وزیر وقت بهداشت و رئیس سابق سازمان بیمه خدمات درمانی نیز بر تهیه یک اثر فاخر هنری در زمینه پیوند اعضا تاکید کردند.
پیشنهاد شد که این کار را به یک کارگردان برجسته سینما بسپرند تا به نتایج مطلوبی دست یابند، لذا با آقای حاتمی کیا صحبت شد که ابتدا به دلیل این که دغدغه و تجربه ایشان در حوزه جنگ و دفاع مقدس بود، قبول نکردند و در نهایت ایشان پذیرفتند مسوولیت این طرح را به عهده بگیرند، لذا کار تحقیقات و پژوهش درباره این سریال آغاز شد که از مجموعه مسوولان سابق وزارت بهداشت، از بنیاد بیماری های خاص و برخی اعضای هیات علمی دانشگاه ها مشاوره هایی به این سریال دادند و طرح اولیه آن شکل گرفت.
بعد این طرح به شبکه اول سیما پیشنهاد شد منتها شبکه یک به دلیل این که همان زمانها سریالی از آقای حاتمی کیا (خاک سرخ) را پخش کرده بود این طرح به شبکه سوم منتقل شد. بنده آن زمان مشاور سلامت شبکه سوم بودم و وقتی با کلیت داستان حلقه سبز آشنا شدم از آن دفاع کردم؛ به این دلیل که ما در مساله اهدای اعضا با مشکلات فرهنگی مواجه هستیم و این سریال می توانست به حل این مشکل کمک زیادی کند.
در هر حال فیلمنامه این سریال به دست ما رسید و پس از بازنگری مورد تایید قرار گرفت، ولی با آمدن دولت نهم بنده از صدا و سیما به روابط عمومی وزارت بهداشت مامور شدم، اما این دوستان چون از قبل با ما ارتباط داشتند بعد از انجام پیش تولید سریال پیشنهاد ملاقات با وزیر بهداشت را دادند که ما جلسه ای با دکتر لنکرانی ترتیب دادیم و ایشان نیز در زمینه های سخت افزاری مثل تجهیزات و فضای بیمارستانی از این سریال حمایت کردند.

دکتر بالاخره چه پاسخی می توان نسبت به انتقادهایی که به آن اشاره شد، داد؛
به نظرم این نقدها دچار شتابزدگی است زمانی که فیلمنامه را می خواندم، احساسم این بود که در قسمت هشتم نهم به بعد فضای داستان عوض می شود، لذا ما باید صبر کنیم و نتیجه گیری را بگذاریم پس از اتمام سریال ضمن این که این نقدهای شتابزده با توجه به مسبوق به سابقه بودن فضا را برای ورود به عرصه های پزشکی ناامن می کند.

ترمیم الگوی سلامت


فضای بیمارستانی یک فضای درمانی است ما اصرار نداریم که فیلم و سریال های ما صرفا در فضای بیمارستانی اتفاق بیفتد اولویت اصلی ما مساله پیشگیری است نه درمان و پیشگیری هم لزوما نیازمند فضای بیمارستانی نیست.

شما در خانه، محل کار و لوکشین های دیگر نیز می توانید به مسائل سلامت توجه کنید. فرضا غذا خوردن یا طرز تهیه آن و روغن مصرفی، سیگار کشیدن و مسائلی از این دست در فیلم و سریال ها از نظر ما به اندازه فضاهای بیمارستانی و چه بسا بیشتر از آن اهمیت دارد به عبارت دیگر می خواهم بگویم اولویت های ما در موضوعات پزشکی و سلامت براساس دغدغه ها و چالش های موجود در نظام سلامت و وضعیت عمومی آن در سطح جامعه است در حال حاضر، بیشترین آمار مرگ و میر ما مربوط به بیماری های قلبی و عروقی و حوادث ترافیکی است لذا تبلیغ الگوی صحیح تغذیه و رفتارهای بهداشتی علمی و مطابق با استانداردها که موجب ارتقای فرهنگ سلامت در جامعه شود اولویت اصلی ما در عرصه هنر و رسانه است.
در واقع ما می خواهیم ضمن آموزش مردم از طریق رسانه ها به تصحیح و ترمیم رفتار و الگوی سلامت در آنها نیز بپردازیم البته برای این کار گاهی لازم است تا مرحله آخر یک بیماری و مرض را به تصویر بکشیم تا عواقب و عوارض نهایی یک رفتار غلط بهداشتی را نشان دهیم لذا به تصویر کشیدن اتاق عمل و لوکیشن های بیمارستانی در همین خصوص مورد توجه قرار گرفته است.
تصویر کشیدن اتاق عمل و مراقبت های ویژه در تلویزیون موجب اضطراب و ترس های کاذب در مخاطب می شود.
دراین باره باید بگویم قرار است با نشان دادن عواقب و عوارض ناگوار بیماری ها، خطر رفتارهای نادرست بهداشتی گوشزد شود.
ما همیشه نمی توانیم با توصیه و سفارش به تغییر رفتار مخاطبان، دل خوش باشیم لذا گاهی ضروری است با نمایش فضاهای بیمارستانی مثل اتاق عمل و بخش مراقبت های ویژه مخاطب را با واقعیت های تلخ بیماری ها مواجه کنیم.

یعنی کارگردان، تهیه کننده و فیلمنامه نویس وقتی با چنین فضاهایی مواجه می شوند، قطعا عقب نشینی می کنند. به هرحال دیکته نانوشته غلط ندارد. ورود به این عرصه کار جدیدی در صدا و سیماست. لذا با توجه به اهداف متعالی و فرهنگی که در پی ساخت چنین مجموعه هایی وجود دارد حتی اگر اشکالاتی نیز هست باید از آن حمایت کرد.

البته نقدهایی که تاکنون براین مجموعه وارد شد، بیش از آن که نقدهای سینمایی باشد اعتراض های صنفی و غیرسینمایی بوده است.
البته ما همواره در ارتباط با پیوند اعضائ دارای مشکل بودیم در برخی فصل ها و زمان ها این مشکل، حادتر می شده است. این که چالش های موجود در زمینه اهدای عضو را صرفا به نقش مجموعه حلقه سبز نسبت دهیم.
ساده انگاری مساله و تقلیل یک پدیده فرهنگی به یک عامل رسانه ای است. شاید منطقی تر این باشد که پس از پایان سریال در این باره قضاوت کنیم چه بسا نتیجه معکوسی داشته باشد. ضمن این که ما به نقدهای تخصصی، حتی صنفی نیز باید توجه کنیم.

یکی دیگر از نقدهایی که درون این اعتراض ها وجود داشت مربوط می شد به تصویری که در این سریال از انترن (گلبهار) ارائه می شود. دیدن روح و حالات روان پریشانی هایی که در وی دیده می شود ذهنیت غلطی درباره این قشر ایجاد کرده است نظر شما چیست؛
مسائل هنری بویژه مباحث سوررئالیستی و ماورائی در تخصص من نیست که بخواهم اظهار نظر بکنم ولی بالاخره قرار نیست ما کار مستند ارائه کنم و اقتضای فیلمهای داستانی و سینمایی ایجاب می کند کارگردان به مسائلی فراتر از واقعیت های موجود بپردازد. در واقع ما در اینجا با فضایی مجازی مواجه هستیم که قرار است با استفاده از تکنیک های سینمایی به تبیین و انتقال بهتر پیام بپردازد لذا منتقدان نیز باید به ویژگی های سینمایی و اقتضائات آن در این سریال توجه کنند و بیش از فرم و شکل صوری فیلم به محتوا و پیامی که قرار است به واسطه این سریال اشاعه یابد توجه کنند.

اساسا نظرتان راجع به نکات مثبت و منفی این سریال به عنوان یک پزشک چیست؛
همین که این سریال بحث پیوند اعضا و اهدای عضو را برجسته و نگاه ها را متوجه خود کرده است بسیار ارزشمند و قابل تقدیر است. ممکن است تاثیرات منفی هم در مقطع خاصی داشته باشد (که البته خودش جای تردید دارد) ولی در نهایت این مجموعه بحث پیوند را از حوزه تخصصی و پزشکی وارد حوزه عمومی و اجتماعی کرده و افکار عمومی را درخصوص این مساله مهم حساس کرده است. رسالت صدا و سیما و هر رسانه ای چیزی غیر از این نیست. آگاهی بخشی و انتقال یک پیام به مخاطب اساسا آرمان هر رسانه بویژه رسانه ملی است و به نظر من مهمترین نقطه قوت سریال حلقه سبز در همین نکته نهفته است. لازم است من به نکته مهمی در اینجا اشاره کنم که مخاطب ما در این سریال مردم هستند نه دانشجویان پزشکی و قرار نیست از طریق این سریال آموزش آکادمیک صورت بگیرد بلکه مهمترین هدف ما افزایش سطح آگاهی مخاطب درخصوص رفتارها و کنش های مطلوب است ببینید عملیات احیای قلبی ریوی بین 20 دقیقه تا 2 ساعت ممکن است طول بکشد ما در یک سریال که مدتش 40 دقیقه است چقدر از این عملیات را می توانیم نشان دهیم؛ شاید 30 ثانیه لذا طبیعی است دچار ضعفهایی شود در واقع اقتضائات سینمایی موجب می شود برخی واقعیت های پزشکی بخوبی منتقل نشود و به تصویر در نیاید.
مثلا در همین سریال دکتر قریب که بتازگی شروع شده در همین قسمت اولش اشکالات پزشکی دیده می شد. مثلا زمانی که داشتند به دکتر قریب شوک می دادند، کسی تنفس مصنوعی به وی نمی داد. یا در سریالی مثل «مدار صفر درجه» در یکی از دیالوگ ها گفته شد که سرم یک سوم را تبدیل به دوسوم کن. این جمله به لحاظ پزشکی یک فکاهی است و قطعا به سریال فاخری مثل مدار صفر درجه آسیب می رساند که با حضور مشاور در صحنه تولید می توان این اشکالات را برطرف کرد.

در واقع شما تاکید دارید که مشاور پزشکی نه فقط در مرحله فیلمنامه، بلکه در مرحله تولید و تدوین نیز حضور فعال داشته باشد.
دقیقا همین طور است همین سریال دکتر قریب هم در مرحله فیلمنامه مشاور پزشکی داشته و برخی دوستان نزدیک وی بوده اند. قطعا آنها در مشاوره دادن اشتباه نمی کنند، ولی چرا اینچنین مشکلاتی پیش می آید به خاطر این که مشاور پزشکی سرصحنه حضور نداشته است لذا بشدت تاکید می کنم مشاوران تخصصی حتما در صحنه تولید فیلم و سریال حضور داشته باشند و به وظایف خود عمل کنند.

آقای دکتر شما نقش صدا و سیما را در ارتباط با مساله مشاوره پزشکی چطور می بینید؛
در صدا و سیما باید حتما برای حضور مشاور پزشکی در فرایند تولید جایگاهی تعریف و یک ردیف خاص اعتباری در نظر گرفته شود.
بالاخره یک پزشک برای حضور فعال و موثر در فرایند ساخت یک فیلم یا سریال مجبور است از کار خودش دست بکشد. تمام مشاوره هایی که تا حالا داده شده، مشاوره های افتخاری بوده هم در سریال اغماء و هم حلقه سبز لذا برای حرفه ای، علمی و عملیاتی شدن مشاوره پزشکی در سینما و تلویزیون باید به مشاور پزشکی به عنوان یکی از عوامل تولید نگاه کرد و جایگاهی حقوقی برای آن در نظر گرفت. ضمن این که باید از پزشکانی به عنوان مشاوره استفاده کرد که با چالش ها و اولویت نظام سلامت کشور آشنا باشد و هر پزشکی نمی تواند مشاور پزشکی خوبی باشد.

آقای دکتر آیا بین مشاوره های پزشکی و مناسبات و مقتضیات سینمایی تعارضی به وجود نمی آید، در چنین مواقعی چه تصمیمی اتخاذ می شود؛
چرا پیش می آید مثلا در سریال اغما سکانسی بود که مشاور گفته بود به جای نوشابه در سفره دوغ بگذارید، ولی طراح و مدیر صحنه براساس نورپردازی و اصول حرفه ای کار خود با وجود دوغ مخالف بود. ولی به نظر من به دلیل حساسیت و اهمیت اولویت سلامت باید برخی اقتضائات سینمایی را فدای این حساسیت کرد و پیام و محتوی را بر فرم و رسانه مقدم بدانیم.

شما به عنوان یک مسوول وزارت بهداشت که به لحاظ مباحث حرفه ای مسوولیتشان با رسانه ها در ارتباطید، سیاست ها و اولویت های وزارت بهداشت در حوزه فیلم و سینما را چه می دانید؛
از یک سال پیش به دنبال فرصتی هستم تا جلسه مشترکی را با اهالی سینما شروع کنیم و حساسیت ها و اولویت های وزارت بهداشت را با آنها در میان بگذاریم تا آنها با چالش های فرهنگی نظام سلامت آشنا شوند که متاسفانه تاکنون موفق به این کار نشدیم و امیدوارم در هفته سلامت آتی بتوانیم این کار را انجام دهیم . در عین حال باید بگویم ما در سال گذشته در جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم رشد حضور داشتیم ، همچنین در جشنواره های مختلف صدا و سیما نقش داشتیم و حتما اگر به سطحی از تولیدات رسانه در سلامت برسیم ، خودمان نیز یک جشنواره تولید سلامت را در سطحی گسترده برگزار می کنیم.

سیدرضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها