چگونه «باربی ایرانی» شنیدنی شد؛

فاطمه عینی با برنامه «باربی» در هشتمین جشنواره بین المللی برنامه های رادیویی و در بخش آزاد موفق شد عنوان تهیه کننده منتخب را کسب کند.
کد خبر: ۱۵۵۴۴۳

او با همین برنامه در جشنواره رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ABU) در بخش سرگرمی و اطلاع رسانی شرکت کرد و رتبه نخست این بخش را از آن خود کرد و در جریان برگزاری اجلاس چهل و چهارم در تهران در مراسم ویژه ای جایزه اش را از «گنی چی هاشی موتو» رئیس اتحادیه ABUگرفت. عینی با همین برنامه به جشنواره تولیدات رادیو تلویزیونی ترکیه رفت و به فینال هم راه یافت. او هم اکنون تهیه کننده و سردبیر رادیو کرج است. با او گفتگویی انجام دادیم که می خوانید.

درباره موضوع برنامه باربی توضیح می دهی؛
موضوع باربی ، رژیم های لاغری است که بویژه در میان خانم ها رایج شده است. ما در این برنامه بیشتر رژیم هایی را در نظر داشتیم که سر خود انجام می شوند و تحت نظر هیچ متخصصی نیستند. این موارد اغلب خطرساز هستند، ولی خانم ها اهمیتی به خطرات موجود نمی دهند و در خیلی مواقع این رژیم های غیراصولی منتهی به مرگ افراد می شود. باربی در واقع تاثیرات منفی رژیم لاغری را میان خانم ها بویژه جوان ها بررسی می کند، چون این مساله از سنین نوجوانی تا بالاتر ادامه دارد.

باربی برنامه روتین بود؛
نه ، یک ویژه برنامه بود که پارسال در جشنواره هشتم شرکت کرد، وقتی هم که موضوع جشنواره ABU مطرح شد، دیدیم با وجود این که برنامه موضوعی علمی را بررسی می کند، می تواند در بخش سرگرمی و اطلاع رسانی هم شرکت کند؛ چون فانتزی و شنیدنی هم است.

این موضوع را در قالب چند برنامه بررسی کردی؛
برنامه با یک سوال شروع می شود، این که آخرین بار کی خودتان را وزن کردید و بعد از 18 دقیقه مثل یک خط منحنی با همین سوال هم تمام می شود. بیشتر برنامه به گزارش های میدانی اختصاص داشت . باور کن برای این برنامه 18 دقیقه ای ، بچه ها ساعت ها گزارش ضبط کردند و از میان این همه ، حدود 5دقیقه گزارش استخراج کردیم. سعی کردم تمام اجزای برنامه ، مثل زنجیر به هم متصل شوند.

آیا به شنونده ها راهکار ارائه کردی؛
خود من اصلا قصد نداشتم بگویم که این مساله خوب است یا نه . به هر حال داشتن وزن ایده آل از نظر هر فرد یا حتی کارشناسان تغذیه مورد قبول است. محور باربی ، در برنامه اصولی بودن رژیم های لاغری بود. ما فقط می خواستیم شنونده را متوجه خطرات و اتفاقات احتمالی کنیم و نمونه هایی که به عنوان شاهد مثال می آوردیم به موضوع مورد بحث ما و قضاوت مخاطب خیلی کمک می کرد.

سوژه باربی از کجا آمد؛
سوژه باربی وقتی به ذهنم رسید که احساس کردم در میان هر جمعی از خانم ها که قرار می گیری بعد از یک سری گفتگوهای کوتاه و معمولی بحث به چاقی یا لاغری خودشان و دیگران کشیده می شود. دیدم این مساله میان خانم ها به یک اپیدمی تبدیل شده است. موضوع برایم جالب و عجیب بود و فکر کردم که می تواند در قالب یک برنامه رادیویی مورد توجه مردم هم قرار گیرد.

فکر می کنی چرا باربی مورد توجه داوران خارجی جشنواره ABU قرار گرفت؛
سال گذشته در یکی از روزنامه ها خبری خواندم که یک مانکن برزیلی دچار ایست قلبی شده و فوت کرده است. چند وقت پیش از آن هم اتفاقی مشابه در کشوری دیگر افتاده بود، ولی آنچه برای من عجیب آمد این بود که این 2 مانکن با قد حدود 180 سانتی متر فقط 40 کیلو وزن داشتند. من مدام پیش خودم تصور می کردم که اینها چطور موجوداتی هستند، چطور راه می روند؛ یک مقدار پیگیر شدم و دیدم که سالن های مد در کشورهای غربی ، قانونی وضع کرده اند که مانکن ها نباید از وزن مشخصی لاغرتر شوند. می خواهم بگویم که این مساله بحران ساز شده و مربوط به یک منطقه خاصی از دنیا نیست. حتی تا حدودی دامنگیر آقایان هم شده است. در کشور خودمان هم گرایش دخترهای جوان به هیکل استخوانی تبدیل به یک اپیدمی شده است. من به عنوان یک فرد رسانه ای این مساله را می بینم که حتی دختر خودم که 8 سال بیشتر ندارد، بهش برمی خورد اگر بگویند تپل است ، در حالی که به نظر می رسد او در این سن درک خاصی از چاقی و لاغری ندارد. در عین حال می دیدم خانم های بالای 50 و 60 سال که شاید الان باید مشغولیات دیگری داشته باشند، به این قضیه فکر می کنند و برایشان مهم است. احساس می کنم موضوع برنامه با توجه به این که مربوط به همه جای دنیاست مورد توجه داوران قرار گرفت.

چرا اسم ایرانی برای برنامه ات انتخاب نکردی؛
اوایل که برنامه را ساختیم و قرار شد آن را برای جشنواره هشتم رادیو ارسال کنیم ، به من می گفتند از این نام صرف نظر کن. چون این جشنواره بین المللی است و اگر برنامه ات برنده شود حتی اعلام این نام غیرایرانی در میان نمایندگان کشورهای خارجی صحیح نیست ، اما من احساس کردم این اسم مناسب ترین است ، چون دیدم در میان همان مردمی که این همه راجع به موضوع رژیم های لاغری صحبت می کنند اصطلاح «باربی» شدن خیلی جا افتاده است. شاید در لحظه کسی فکر کند برنامه راجع به عروسک باربی است ، اما سوال اول برنامه جرقه موضوع را می زند. از طرفی عروسک باربی هم دچار همان لاغری مفرط هست که اگر بشود انسان ؛ می شود همان موجود عجیب با قد 180سانت و 40کیلو وزن.

شما برای متن ، موضوع و موسیقی باربی و همین طور چینش اجزای آن کنار هم ساعت ها وقت صرف کردید و در نهایت برنامه ای 18 دقیقه ای ساختید. اگر همین مقدار زمان و تمرکز برای دیگر برنامه های رادیو هم هزینه شود با اقبال صددرصدی رادیو مواجه نخواهیم شد؛!
طبیعتا نمی شود این مقدار زمان و تمرکز را برای همه برنامه ها خرج کرد. بخصوص در برنامه های زنده و روتین که می تواند صبحگاهی ، عصرگاهی ، نیمروزی یا شبانگاهی باشد. مهم این است که شرایط کاری ما اجازه چنین مانوری را نمی دهد، چون سرعت وجه دیگر رسانه است ، مگر در برنامه های ویژه یا تک برنامه ها که برنامه ساز موضوعی در ذهنش باشد و بخواهد با دلمشغولی خاص به آن بپردازد. این برنامه برای مسابقه آماده می شد و در مسابقه آدم سعی می کند بهترین باشد.

می خواستی رکورد بزنی؛
شاید باور نکنید من حدود 40 دفعه این برنامه را پس از تولید، گوش کردم.

چرا؛
نمی دانم چرا. حتی بعد از جشنواره رادیو تا مدت زیادی هنوز برنامه را گوش می دادم چون دوستش داشتم ، یک مدت طولانی با آن زندگی کردم.

لذت غریب یک جایزه


وقتی جایزه جشنواره ABU را می گرفتم احساس می کردم در آن لحظه همه رادیویی ها خوشحالند و دوم این که خوشحال بودم چون توانستم به همکارانم در رادیو کرج که به من میدان عمل دادند، پاسخ مثبت بدهم و آنها را به این باور برسانم که نه تنها من ، به هر کس دیگری اگر میدان و مجال بدهند موفق خواهد شد به شرط این که خودش هم بخواهد. اما وقتی از پله های سن بالا می رفتم تا جایزه ام را بگیرم ، احساس می کردم خستگی این سال ها که مدام برو بوبین ها را بردار، سی دی هایی که خراب می شوند را جابه جا کن ، فشارها و استرس های یک برنامه زنده را تحمل کن و... همه از تنم بیرون آمد. همه کارها خستگی دارد، اما کار ما شاید خستگی مضاعف هم دارد. چند سال پیش وقتی آقای هوشنگ آذری در همین ABU برنده شد و در جشنواره رادیو از ایشان تقدیر کردند؛ حس لذت غریبی از موفقیت او داشتم و دلم می خواست من هم بتوانم به این موفقیت برسم ؛ ولی خیلی دور از دسترس می دیدم ، بخصوص وقتی که آقای آذری را با آن موی سفید و چهره آرام می دیدم ، احساس می کردم باید برای این کار مویی سفید کرد و....

من برنامه های زیادی در رادیو ساختم ، ولی باربی برایم زیبایی خاصی داشت. احساس من خیلی شخصی است ، وقتی آن را گوش می دادم انگار موسیقی می شنیدم ، حتی یک بار شمردم که در این 18 دقیقه چند نفر صحبت می کنند.

چند نفر صحبت کردند؛
صدای 40 نفر شنیده می شود از گوینده ، گزارشگر و کارشناس گرفته تا مردمی که اظهارنظر کردند که این نظرها گاهی یک جمله است ، گاهی یک کلمه. راستش را بخواهی ، من هنوز هم باربی را گوش می کنم و این اصلا به آن معنی نیست که از آن راضی ام ، چون به آن نگاه انتقادی دارم.

من فاطمه عینی را از روزهایی می شناسم که در گروه فرهنگ ، برنامه های ادبی و هنری می ساخت ، چطور شد که به موضوعات علمی روی آوردی؛
خب من در شبکه جوان در گروه فرهنگ برنامه می ساختم ؛ ولی وقتی به رادیو کرج رفتم آنجا گروه های برنامه ساز موضوع بندی نشدند. آنجا ما 4 گروه صبحگاهی ، نیمروزی ، عصرگاهی و شبانگاهی داریم. در رادیو کرج این فرصت ایجاد شد که باز هم روی موضوعات اجتماعی کار کنم ، چون باربی هم با وجود درونمایه علمی اش موضوعی اجتماعی را پیگیری می کند.

چرا مدت برنامه اینقدر کوتاه است؛
ما در دنیای سرعت زندگی می کنیم و به نظر می رسد هر چه مدت برنامه کوتاه تر باشد، موفق تر است. این اصلا به آن معنی نیست که برنامه های با مدت زمان بیشتر، موفق نیستند اما در تک برنامه ها که موضوعات خاصی را دنبال می کنند، زمان کوتاه حتی مجال کار خلاقه را هم فراهم می کند.

چقدر از فرصت های زندگی ات را به رادیو اختصاص می دهی؛
خیلی زیاد. کار ما طوری است که وقتی درگیر می شوی ، ناچاری وقت بگذاری. گاهی برای ضبط یک برنامه نیم ساعتی ، یک روز کامل مجبور می شوی در رادیو بمانی ، این هم فقط مخصوص من نیست ، خیلی از همکاران ما همین طور هستند.

ولی تا آنجا که من فاطمه عینی را می شناسم اهل پذیرفتن کارهای سخت است؛
این طبیعت و اخلاق را دارم. مثلا یادم هست یک سال هیچ کس حاضر نشد برای برنامه سال تحویل بیاید، چون همه می خواستند کنار خانواده خود باشند، اما تو با وجود این که دخترت خیلی کوچک بود، قبول کردی و آمدی. این را که گفتی ، خودم یاد خاطره دیگری افتادم. یک بار قرار بود یک برنامه 30 دقیقه ای تولیدی بسازیم. ساعت 8 رسیدم رادیو، قرار بود برنامه را با آقای اکبر لک سری (تهیه کننده) ضبط کنم که ایشان کاری برایشان پیش آمد و رفتند. تا شب با هر کسی که می خواستیم برنامه را ضبط کنیم هر بار مشکلی پیش می آمد و نمی شد، تا این که ساعت 7 شب آقای لک سری برگشت رادیو و پرسید؛ چرا هنوز اینجا هستی؛ گفتم هنوز نتوانستم آن برنامه را ضبط کنم. تعجب کرده بود که چرا از صبح تا شب برای یک برنامه 30 دقیقه ای منتظر ماندم. خلاصه ساعت 19 با آقای لک سری رفتم استودیو و برنامه را ضبط کردم.

دخترت رادیو را دوست دارد؛
من «هستی» را به خاطر کارم ، خیلی اذیت کردم. برای همین است که اصلا رادیو را دوست ندارد. حتی از کار کردن خانم ها خوشش نمی آید. هر وقت ازش می پرسم می خواهد چه کاره شود؛ می گوید: دوست ندارم بیرون از خانه کار کنم. در سفر ترکیه رادیویی به ما هدیه دادند که مدل رادیوهای قدیمی و کوچک و جالب است. از وقتی آن را آوردم ، هستی گاهی روشنش می کند؛ اگرچه ممکن است زیاد به برنامه های در حال پخش توجه نکند اما همین که روشن می کند، برایم جالب است و خوشحال می شوم.

در جشنواره ترکیه هم با باربی شرکت کردی؛
جشنواره ترکیه بخش های مختلف داشت و باربی در بخش موضوعات مربوط به زنان شرکت کرد. به مرحله فینال هم رسید و من برای اختتامیه دعوت شدم ، اما در نهایت در این قسمت خانمی از بوسنی جایزه گرفت.

نظر رادیویی های این جشنواره درباره باربی چه بود؛
می گفتند که از رنگ آمیزی برنامه خیلی خوششان آمده است.

در مورد رنگ آمیزی در یک برنامه رادیویی توضیح می دهی؛
چینش اصولی اجزای برنامه اعم از موسیقی ، متن ، گزارش و... در کنار هم یعنی رنگ آمیزی برنامه مثل اجزای یک لباس که هارمونی رنگی با هم دارند. در رنگ آمیزی برنامه رادیویی حتی تزیین ها و فاصله ها هم مهم هستند. من در باربی سعی کردم حتی بخش هایی از گزارش ها را انتخاب کنم که علاوه بر این که در آنها حرف خوبی زده می شود، صداها هم خوب باشد یا میان جمله های گوینده پالس کوچکی گذاشته بودیم ، برای این که از حالت خشکی و یکنواختی بیرون بیاید. برنامه ویژگی های تصویری و اوج و فرود داشت.


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها