تجربه تلویزیونهای تخصصی کودک در جهان نشان میدهد که اغلب آنها مسیر اول را انتخاب کردهاند؛ کودک بهعنوان نسلی «خودبسنده» که نیازی به همنشینی والدین در هنگام تماشا ندارد. اما رسانهملی در سالهای اخیر، بهویژه پس از تدوین سند تحول، مسیری متفاوت و درعینحال تأملبرانگیز را پیش گرفته است. مسیری که در آن، «مشارکت کودک» در برنامهها نه به قصد سرگرمکردن او در خلأ، بلکه برای خلق «تجربهای مشترک» با خانواده طراحی میشود. این رویکرد که در برنامههایی، چون کودکشو، دوقلوها در شهر پنجستاره، یه خونه یه آشپزخونه، هتل بسیار بسیار عجیب، کارآگاهان کوچک و ایدانو به بلوغی عملیاتی رسیده، ریشه در سرفصل «سبک زندگی و خانواده» در سند تحول رسانهملی دارد.
مشارکت؛ از رقابت تا حل معمای جمعی
وقتی از مشارکت در برنامههای کودک صحبت میکنیم، دامنه آن بسیار فراتر از حضور صرف در یک مسابقه یا خواندن یک متن است. این مشارکت میتواند از جنس رقابت فکری در برنامه جدید «ایدانو» باشد که در آن، کودکانونوجوانان برای ارائه ایدههای خلاقانه در حوزه انرژی و محیطزیست پا به رقابت میگذارند. این مسابقه که با همکاری کانون پرورش فکری کودکانونوجوانان تولید شده، به استقبال از بیش از ۳۰۰۰ ایده از سراسر کشور رفت و نشان داد ظرفیت مشارکت علمی و خلاقانه در نسل کودکونوجوان چقدر بالاست.
اما نوعی دیگر از مشارکت میتواند از جنس همکاری جمعی برای حل یک ماجرا نیز باشد. آثاری مانند هتل بسیار بسیار عجیب و کارآگاهان کوچک ازجمله تولیداتی هستند که در نوروز ۱۴۰۵ از شبکههای دو و کودک پخش شدند. این مجموعهها با روایتی شاد، پرانرژی و پرماجرا، داستان کودکانی را روایت میکنند که هر روز با چالشهای معمایی و هیجانانگیز روبهرو میشوند و با هوش، همکاری و خلاقیت به حل آنها میپردازند.
منوچهر صانعی، تدوینگر «هتل بسیار بسیار عجیب»، پیش از این در گفتوگو با ایلنا درباره تدوین بازی این کودکان گفته بود: «بازی کودک، ریتم درونی خود را دارد و تدوینگر باید آن را کشف کند، نه تحمیل.» این جمله، اشارتی ظریف به تفاوت بنیادین رویکرد برنامهسازی برای کودک در ایران دارد؛ رویکردی که بهجای «قالبکردن» کودک در فرمهای از پیش تعیینشده بزرگسالان، سعی در کشف «ریتم درونی» و مشارکت دادن او با همان زبان و جهان خودش دارد.
همافزایی برای عمقبخشی به برنامهها
نکته قابل تامل در برنامههایی، چون ایدانو و یه خونه یه آشپزخونه، همکاری با نهادی با پیشینه چندین دهه در حوزه کودک است: کانون پرورش فکری کودکانونوجوانان. ایدانو با همکاری مستقیم کانون تولید شده و اعضای این نهاد حضور فعالی در آن دارند. همچنین در گزارش شبکه پویا درباره برنامه یه خونه یه آشپزخونه نیز اشاره شده که لوکیشن اصلی این برنامه در کانون پرورش فکری استان قم ساخته شده است.
این همکاری دو دستاورد بزرگ دارد. نخست، بهرهمندی از تخصص و دانش نهادی است که سالها تجربه کار میدانی با کودکان را دارد و میتواند در طراحی فرمتهای مشارکتی، اصول ایمنی و محتوای متناسب با سن، راهگشا باشد. دوم، ایجاد زمینه برای همافزایی میان دو نهاد متولی فرهنگ کودکونوجوان است که میتواند از موازیکاری جلوگیری و زنجیره ارزشی از تولید ایده تا پخش را منسجمتر کند. استقبال بالای مخاطبان و قرارگرفتن این برنامهها در صدر جدول تماسها با رسانهملی، گواه عملی موفقیت این رویکرد مشارکتی و تخصصیگراست.
تمایز کلیدی با تلویزیونهای جهانی
اما شاید مهمترین تمایز برنامهسازی کودک در ایران، درگیریهای مفهومی آن با نهاد «خانواده» باشد. در بسیاری از تلویزیونهای تخصصی کودک در جهان، برنامهها صرفا برای «کودک بهعنوان یک واحد مستقل» طراحی میشوند. مخاطب اصلی کانالهایی مانند کارتون نتورک، بیبیسی کودک و سیبیسی کودک، خود کودک است و خانواده نقش یک ناظر غیرمستقیم را دارد.
اما در برنامهسازی جدید تلویزیون ایران، کودک درون نهاد خانواده تعریف میشود؛ خانواده نهفقط «حامی مالی» یا «ناظر امنیتی»، بلکه «شریک تجربه» است. این نگاه راهبردی بر تحکیم بنیان خانواده و تبیین نقش اثرگذار مادران در تربیت فرزندان تأکید دارد و بر ضرورت تشکیل کارگروههای تخصصی با رویکردهای مطالعاتی و پژوهشی در این حوزه صحه میگذارد. این رویکرد که ریشه در سند تحول رسانهملی دارد، از سرفصل مجزایی تحت عنوان «سبک زندگی و خانواده» نشأت میگیرد و تلویزیون را به سمت تولید آثاری سوق میدهد که مشارکت کودک را نه یک ابزار سرگرمیساز، بلکه بستری برای همبستگی خانوادگی تعریف میکنند.
در این رویکرد، برنامههایی مانند یه خونه یه آشپزخونه که به کودکان آداب غذاخوردن، مشارکت در کار خانه و شکرگزاری را آموزش میدهد یا کودکشو که تعامل کودک و والدین در قالب مسابقه را به نمایش میگذارد، صرفا یک برنامه آموزشی برای کودک نیست. این آثار، «تجربهای مشترک» را برای تمام اعضای خانواده رقم میزنند. این تفاوت بنیادین، کارکرد مشارکت را از «سرگرمی فردی» به «همبستگی خانوادگی» ارتقا میدهد.
آیندهنگری در مرکز کودک و نوجوان
تأسیس «مرکز کودکونوجوان سیما» در ساختار جدید رسانهملی را باید یکی از گامهای مؤثر در این مسیر دانست. محمدصادق باطنی، رئیس این مرکز، در گفتوگو با خبرگزاری آنا از طراحی زنجیره بهرهبرداری از شخصیتهای کودک خبر داد و گفت: «تلاش ما بر این است که اگر شخصیت محبوبی خلق شد، زنجیره بهرهبرداری از آن از پیش طراحی شود.»
این رویکرد، نشاندهنده عزم رسانهملی برای فراتر رفتن از نگاه مقطعی به برنامههای کودکونوجوان و حرکت بهسوی خلق زیستبومی تخصصی و مستمر در این حوزه است. تجربه موفق برنامههایی که با مشارکت و مشاوره نهادهای متخصصی، چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شدهاند، مؤید آن است که تلویزیون در مسیر درستی گام برمیدارد؛ مسیری که در آن، سخنگفتن با کودکان به زبان خودشان و جلب همراهی خانوادهها بهعنوان شریکان تجربه، در اولویت قرار گرفته است.