جامعهای که جمعیت جوان خود را از دست بدهد، در آینده نهچندان دور با کمبود نیروی انسانی، کاهش پویایی اقتصادی و فشار سنگین سالمندی روبهرو خواهد شد. این موضوع فقط به آمارهای جمعیتی محدود نمیشود بلکه مستقیما بر کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی و توان توسعه کشور اثر میگذارد. به همین دلیل بسیاری از کشورها، حتی دولتهایی که سالها سیاست کنترل جمعیت داشتند، اکنون بهسمت حمایت از خانواده و تشویق فرزندآوری حرکت کردهاند. در ادامه، درباره این موضوعات با دکتر پروین داداندیش مشاور وزیر، رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور و رئیس کارگروه خانواده، جمعیت و زنان شورای اجتماعی کشور به گفتوگو نشستهایم.
به نظرتان روز ملی جمعیت در کشورمان توانسته مردم و مسئولان را نسبت به خطراتی مانند سالمندی آگاه کند؟
امروز ۳ اردیبهشت بهعنوان روز ملی جمعیت نامگذاری شده و اکنون سومین سالی است که دستگاههای مختلف برای این روز برنامهریزی میکنند. هدف از نامگذاری این روز آن است که همه بخشهای حاکمیتی به موضوع جمعیت بهعنوان یک مسأله راهبردی توجه ویژه داشته باشند. جمعیت یکی از مؤلفههای قدرت هر کشور محسوب میشود و در گذشته نیز همواره بهعنوان یکی از اهرمهای اقتدار ملی مورد توجه بوده است.
امروز هم اگر روند کاهش جمعیت و افت نرخ فرزندآوری اصلاح نشود، در سالهای آینده ممکن است نسبت به برخی کشورهای همسایه با کاهش قابل توجه جمعیت مواجه شویم و این موضوع میتواند بر شرایط ژئوپلیتیکی و جایگاه راهبردی کشور اثر بگذارد.
از سوی دیگر، روز ملی جمعیت فرصتی برای تشویق خانوادههایی است که تصمیم به ازدواج و فرزندآوری میگیرند. این تصمیم، هم آینده خانواده را تضمین میکند و هم به آینده کشور کمک خواهد کرد. طبق قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، دستگاهها موظفند اقداماتی در حوزه حمایت از خانواده، ازدواج و فرزندآوری انجام دهند؛ از جمله تجلیل از خانوادههایی که صاحب فرزند میشوند.
در شرایط بحرانی و جنگی، سیاستهای جمعیتی چه تغییراتی باید داشته باشد؟
طبیعتا در شرایط جنگی، نگاه به مسأله جمعیت نیز باید متناسب با وضعیت کشور تغییر کند. در چنین شرایطی لازم است حمایتهای ویژهای از مادران باردار و خانوادهها صورت گیرد.
برای مثال در دوران جنگ برخی ادارات کل امور بانوان و خانواده اقدامات قابل توجهی انجام دادند تا از زنان باردار در برابر فشارهای روحی و استرسهای ناشی از بحران حمایت شود. حتی در یکی از استانها، فضایی در نزدیکی بیمارستانهای زنان و زایمان برای مادرانی که در ماههای پایانی بارداری بودند آماده شد تا در صورت بروز شرایط اضطراری، سریعتر به مراکز درمانی منتقل شوند.
درواقع اهداف جمعیتی کشور باید با شرایط بحرانی و مقتضیات جنگی هماهنگ شود، اما این بهمعنای توقف سیاستهای حمایتی نیست. امروز بسیاری از کشورها با کاهش نرخ فرزندآوری مواجهند و تلاش میکنند با ارائه حمایتهای مختلف، خانوادهها را به فرزندآوری تشویق کنند.
خوشبختانه طرح «کارت امید مادر» با پیگیریهای خانم دکتر دستجردی (دبیر ستاد ملی جمعیت) نیز تصویب شده و قرار است برای مادرانی که فرزندانشان از ابتدای فروردین متولد شدهاند، تا دو سالگی کودک ماهانه مبلغی واریز شود. البته بهنظرم در شرایط جنگی باید توجه ویژهای به تغذیه مادران باردار و شیرده صورت گیرد چراکه تورم، گرانی و دشواری دسترسی به برخی داروها و مکملها میتواند سلامت مادر و کودک را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل پیگیر هستیم که دولت در این زمینه حمایتهای بیشتری در نظر بگیرد.
با اینحال سیاستهای حمایتی، ناقض آن نیست که نباید از نقش پدران در فرآیند فرزندآوری، تربیت و حمایت از خانواده غفلت کرد، زیرا سیاستهای جمعیتی زمانی موفق خواهند بود که نگاه از حمایت صرف از مادر، به حمایت جامع از کل نهاد خانواده ارتقا یابد.
بحرانهای اقتصادی و اجتماعی چه تاثیری بر ازدواج و فرزندآوری جوانان گذاشته است؟
یکی از محورهای قانون جوانی جمعیت ترویج ازدواج است. طبیعی است در شرایط بحرانی بسیاری از جوانان، تصمیمگیری درباره ازدواج یا فرزندآوری را به تعویق بیندازند. زیرا تصور میکنند اکنون زمان مناسبی برای تشکیل خانواده نیست، اما واقعیت این است که تصمیمهای مهم زندگی نباید صرفا تحت تاثیر شرایط مقطعی گرفته شود. اگر افراد همه تصمیمهای خود را به وضعیتهای کوتاهمدت گره بزنند ممکن است بعدها دچار پشیمانی شوند. ایرانیها همچنان خانوادهدوست هستند و ازدواج و فرزندآوری برخلاف بسیاری از جوامع دیگر، هنوز جایگاه مهمی در فرهنگ ما دارد؛ هرچند ممکن است نگاه نسل جوان نسبت به گذشته تغییر کرده باشد.
برخی معتقدند کاهش فرزندآوری فقط به مسائل اقتصادی مربوط نیست و ریشه فرهنگی پیدا کرده است. نظر شما چیست؟
بله بخشی از این مسأله ریشه فرهنگی دارد. سالها در کشور، سیاستها و تبلیغاتی در جهت کاهش جمعیت وجود داشت و همین باعث شد این ذهنیت در جامعه شکل بگیرد که فرزند کمتر، زندگی بهتر.
اما رهبر شهیدمان نیز نسبت به پیامدهای ادامه این روند هشدار دادند. اگر کاهش جمعیت ادامه پیدا کند ممکن است در آینده به نقطهای برسیم که دیگر امکان جبران وجود نداشته باشد و کشور وارد یک مسیر غیرقابل بازگشت جمعیتی شود.
بهنظر میرسد در کنار مشوقهای اقتصادی بهکار فرهنگی گستردهتری هم نیاز داریم.
قطعا همینطور است. اتفاقا در بسیاری از کشورهای دنیا نیز امروز تلاشهای فرهنگی گستردهای برای تشویق فرزندآوری انجام میشود. برای مثال اخیرا در یکی از کشورهای اروپایی پویشی با این مضمون شکل گرفته که سگ، فرزند نیست.
دلیل شکلگیری چنین پویشهایی این است که در برخی جوامع، نگاه به فرزند بهتدریج به یک موضوع صرفا رفاهی یا حتی نوعی سرگرمی تقلیل پیدا کرده و برخی خانوادهها ترجیح میدهند بهجای فرزندآوری، نگهداری از حیوانات خانگی را انتخاب کنند؛ موضوعی که به گفته کارشناسان، یکی از عوامل مؤثر بر کاهش رشد جمعیت در برخی کشورهای غربی بوده است.
نکته مهم اینجاست که این پویشها عمدتا از سوی دولتها اجرا نمیشود بلکه انجمنهای مردمی، نهادهای حامی خانواده و گروههای دوستدار فرزند در این زمینه فعالیت میکنند. بهنظر میرسد ما هم در کشور نیازمند فعالیت گستردهتر گروههای مردمی و سازمانهای مردمنهاد در حوزه فرهنگسازی هستیم.
البته تصمیم درباره تعداد فرزندان موضوعی شخصی و مربوط به زن و مرد در هر خانواده است و هیچکس نباید در این تصمیم دخالت کند، اما میتوان با آگاهیبخشی، ارائه تجربهها و تبیین پیامدهای کاهش فرزندآوری، به خانوادهها کمک کرد تا تصمیم آگاهانهتری بگیرند.
قوانین خوبی در حوزه جمعیت تصویب شده، اما بسیاری معتقدند این قوانین بهدرستی اجرا نمیشود. مشکل را در چه میدانید؟
برای اجرای موفق قوانین، صرف تصویب قانون کافی نیست. همکاری دستگاهها، فراهم شدن زیرساختها و همراهی نهادهای مردمی و فرهنگی ضروری است. بخشی از موانع اجرایی با مشارکت گروههای مردمی و نهادهای فرهنگی قابل حل است و اگر هماهنگی لازم میان دستگاهها ایجاد شود، اجرای این قوانین هم تسهیل خواهد شد.
البته در کنار همه این سیاستها، اتخاذ تدابیر در جهت افزایش کیفیت فرزندآوری و نه صرفا کمیت جمعیت نیز ضروری است. چراکه جمعیت برخوردار از سلامت، آموزش، امنیت روانی و فرصتهای برابر، سرمایه واقعی هر کشوری بهشمار میآید.
نکته مهم آن است که سیاستهای جمعیتی باید همزمان با تقویت امید اجتماعی، کاهش دغدغههای معیشتی و ارتقای احساس ثبات در خانوادهها پیش برود، زیرا بدون استمرار اعتماد و آرامش روانی، هیچ سیاست تشویقیای بهتنهایی اثرگذاری پایدار و مؤثر نخواهد داشت.
استانهایی مثل گیلان، با بحران سالمندی مواجهند. آیا باید برای هر منطقه برنامه متفاوتی داشت؟
قطعا همینطور است. شرایط فرهنگی، سبک زندگی، الگوی ازدواج و فرزندآوری در استانهای مختلف متفاوت است و به همین دلیل نمیتوان برای همه مناطق کشور یک نسخه واحد پیچید. برنامههای جمعیتی باید متناسب با اقتضائات فرهنگی، قومی و حتی جغرافیایی هر منطقه طراحی شود.
بر همین اساس، طرحی با عنوان «ایرانآباد» طراحی شده که با همکاری جمعیتشناسان و متخصصان این حوزه در حال پیگیری است. در این طرح قرار است در هر استان، با مشارکت کارشناسان و صاحبنظران همان منطقه، درباره نیازهای زیرساختی، اقدامات فرهنگی و برنامههای اقتصادی تصمیمگیری شود.
وام ازدواج و فرزندآوری همچنان با صفهای طولانی مواجه است. چه راهکاری برای حل این مشکل وجود دارد؟
این موضوع بارها در جلسات مختلف مطرح شده و ما نیز همواره بر ضرورت حل آن تاکید کردهایم. با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت خاص کشور لازم است دولت منابع بیشتری برای این حوزه اختصاص دهد تا صف دریافت وام کوتاهتر شود و خانوادهها بتوانند سریعتر از این حمایتها بهرهمند شوند. طبیعتا وقتی جوانان برای تامین هزینههای اولیه زندگی یا فرزندآوری با مشکل مواجه باشند، این موضوع بر تصمیمگیری آنها اثر میگذارد.
با توجه به نزدیک شدن متولدین دهه ۶۰ به سن سالمندی، آیا کشور برای بحران سالمندی در سالهای آینده آمادگی دارد؟
موضوع سالمندی مسألهای است که امروز بسیاری از کشورهای دنیا با آن روبهرو هستند و ایران نیز از این روند مستثنی نیست. دستگاههایی مانند سازمان بهزیستی و کارگروه زن، خانواده و جمعیت وزارت کشور در این زمینه برنامههایی را دنبال میکنند.
خوشبختانه در سالهای اخیر برخی مجموعههای دانشبنیان و فعالان حوزه اجتماعی اقدامات خوبی برای تولید تجهیزات و خدمات مورد نیاز سالمندان انجام دادهاند. با این حال در فرهنگ ایرانی همچنان خانوادهها ترجیح میدهند خودشان از سالمندان نگهداری کنند و این یک ظرفیت مهم اجتماعی است که باید از آن حمایت شود.
در همین راستا، کارگروه خانواده، جمعیت و زنان وزارت کشور در حال بررسی تدوین بستههای حمایتی ویژه برای خانوادههای آسیبپذیر در شرایط جنگی است؛ از جمله خانوادههایی که سالمند و عضو دارای معلولیت دارند، همچنین زنان سرپرست خانوار یا زنان بدسرپرست. هدف این است که خدماترسانی به این خانوادهها در شرایط جنگ اقتصادی تقویت و پیشنهادهای حمایتی لازم به دولت ارائه شود.
در نهایت میبایست اضافه کنم، در کنار همه اقدامات عمرانی و بازسازیهای مادی که در شرایط پس از جنگ اهمیت دارد نباید از سرمایه اجتماعی خانواده غفلت کرد. پژوهشهای ما نیز نشان میدهد خانواده در جامعه ایرانی یکی از مهمترین کانونهای سرمایه اجتماعی است؛ نهادی که در دوران جنگ، در شکلگیری روحیه ایثار، پایداری و جانفشانی رزمندگان میدان نقشآفرین بود و پس از جنگ نیز در تداوم همبستگیهای میدانی، حضورهای شبانه، مراقبتهای خانوادگی و بازسازی روانی و اجتماعی جامعه اثرگذار باقی ماند؛ بنابراین همانگونه که بازسازی زیرساختها و جبران خسارتهای عمرانی ضروری است، فهم و تقویت نقش خانواده در لحظههای حساس و بزنگاههای تاریخی نیز باید به گفتمان تصمیمسازان وارد شود. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است برای حال خوب خانوادهها برنامهریزی شود. زیرا خانواده سالم، آرام و امیدوار، پشتوانه اصلی تابآوری جامعه، جوانی جمعیت و آینده بهتر کشور است.
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت:
پلیس اعلام کرد؛