بر اساس طراحی این سناریو، از ستاد فرماندهی فراجا تا یگانهای عملیاتی و کلانتریها در نقاط مختلف کشور، هدف حملات دشمن متجاوز قرار گرفتند. هدف اصلی این اقدام، تضعیف توان عملیاتی پلیس، ایجاد اختلال در مدیریت میدانی امنیت شهری و القای ناتوانی ساختار انتظامی در کنترل اوضاع بود.با این حال، آنچه در میدان رخ داد، نشان داد محاسبات دشمن با واقعیتهای میدانی فاصله جدی داشته است.
تجربههای پیشین، بهویژه جنگ ۱۲ روزه، موجب شده بود که فراجا با سطح بالاتری از آمادگی عملیاتی، هماهنگی بینسازمانی و اشراف اطلاعاتی وارد این مرحله شود. همین آمادگی سبب شد که حجم و گستره حملات، برخلاف انتظار طراحان آن، با حداقل میزان شهادت پرسنل نیروهای انتظامی همراه شود. این موضوع عملا یکی از اهداف کلیدی دشمن، یعنی ایجاد ضربه مؤثر به بدنه فراجا را با شکست مواجه کرد. با آشکار شدن ناکامی نسبی این سناریو، الگوی فشارها تغییر یافت و تلاش برای دستاوردسازی رسانهای و بازنمایی غیرواقعی از نتایج عملیاتها در دستور کار قرار گرفت اما این مرحله نیز نتوانست واقعیت میدانی را تغییر دهد. انسجام عملیاتی نیروهای فراجا و استمرار کنترل میدانی در شهرها، اجازه شکلگیری تصویرسازیهای غیرواقعی را از طراحان این سناریو سلب کرد.در همین دوره، حضور میدانی و مستمر فرمانده کل انتظامی کشور، سردار احمدرضا رادان، در تجمعات شبانه و نقاط حساس، نقش مهمی در تقویت روحیه و انسجام نیروهای عملیاتی ایفا کرد. این حضور میدانی، علاوهبر ایجاد دلگرمی در میان پرسنل فراجا، پیام روشنی از پایداری فرماندهی در صحنه بحران مخابره کرد.
در سطح اجتماعی نیز، شاخصهای امنیت شهری نشاندهنده تأثیر مستقیم این مدیریت میدانی بود. برخلاف برخی پیشبینیها، میزان جرائمی نظیر سرقتهای خرد و جرائم خشن در بسیاری از مناطق روندی کاهشی را تجربه کرد. این وضعیت بیانگر آن بود که پلیس توانسته است کنترل مؤثر بر فضای عمومی شهرها را حفظ و پیام بازدارندگی روشنی به عناصر مجرمانه منتقل کند.
در ادامه این روند، عملیات موفق اصفهان بهعنوان یکی از نقاط برجسته عملکرد میدانی فراجا در این دوره مطرح شد. این عملیات نشان داد که مأموریت پلیس صرفا محدود به مدیریت شهری نیست بلکه در هر نقطهای از کشور که تهدیدی علیه امنیت عمومی شکل بگیرد، نیروهای انتظامی با سرعت، دقت و آمادگی کامل وارد عمل میشوند. اهمیت این عملیات نهتنها در بعد اجرایی بلکه در پیام امنیتی آن نیز قابل تحلیل است؛ پیامی مبتنی بر حضور فعال و بیوقفه فراجا در تمامی سطوح تأمین امنیت.
در جمعبندی میتوان گفت «جنگ تحمیلی سوم» برای نیروی انتظامی، صحنهای از مواجهه چندلایه با تهدیدات ترکیبی بود؛ صحنهای که در آن، تلاش برای ناامنسازی داخلی با اتکا به انسجام سازمانی، تجربه عملیاتی، مدیریت میدانی و حضور فرماندهی در صحنه، با ناکامی مواجه شد. فراجا در این دوره توانست با حفظ ثبات امنیتی، نقش خود را بهعنوان یکی از ارکان اصلی امنیت ملی بیش از پیش تثبیت کند.