از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ سوم تحمیلی که در آن هستیم؛ ایران در «جنگ محاسبات» و خلق «معادلات قدرتساز» در یک سال گذشته موفق عمل کرده است. اکنون ضلع سوم این پازل را باید عملی کرد: «موازنه قدرت».
ایران در جنگ محاسبات، شناخت درستی از توانایی دشمن و خودش در میدان داشت و همه فهمیدند که قدرت موشکی ما قابل انکار نیست و این قدرت، صددرصد ایرانی است و اجاره ای یا اجازه ای نیست.
اما در جنگ اخیر، ایران دست به خلق معادلات جدید قدرت ساز زد. از یکسو معادله جنگ منطقهای را در میدان اجرایی کرد و از سوی دیگر، تنگه هرمز را تحت اختیار و مدیریت خود قرار داد. دشمن از یکسو باور نمیکرد تمام منطقه زیر ضرب قدرت آتش ایران برود و از سوی دیگر، فکر نمیکرد ایران عبور از تنگه هرمز را آنچنان مدیریت کند که هیچ قدرتی نتواند آن را به حالت قبل از جنگ برگرداند.
اکنون پس از دست بالا در جنگ محاسبات و خلق معادلات قدرتساز، باید موازنه قدرت ساخت تا از پیروزیها و سلحشوریهای ایران در میدان جنگ، دستاورد بزرگ در صحنه قدرت سیاسی و بینالمللی بهدست آورد.
موازنه قدرت(Balance of Power) یعنی چند کشور با همدیگر ائتلافی را شکل دهند تا نگذارند یک قدرت مدعی هژمون بر آنها فائق آید. امروز ایران باید ائتلاف خود را با کشورهایی مثل چین و روسیه تقویت کند، عمق ببخشد و این ائتلاف را به صحنههای اقتصادی توسعه دهد. زیرساخت این ائتلاف میتواند قراردادهای راهبردی دفاعی، سیاسی و اقتصادی باشد؛ ضمن اینکه همه موانع اجرا نیز از سر راه برداشته شود. جنگ، تا اطلاع ثانوی در ابعاد و فازهای مختلف ادامه خواهد داشت و ایران باید به گونهای عمل کند که نهایتا در نظم آینده جهانی، جانمایی قدرتمندی داشته باشد و این شدنی است.