به گزارش خبرنگار جامجم، هفتم اردیبهشت زن میانسالی هراسان به پلیس مراجعه و از سرقت دو کیلوگرم طلا از داخل خانهاش در شمال تهران خبر داد.
با تشکیل پرونده، تیمی از کارآگاهان پایگاه یکم مسئول رسیدگی به پرونده شدند. شاکی در تحقیقات اولیه به ماموران گفت: در جریان روزهای جنگ اخیر دختر و عروسم طلاهایشان را به خانه من آوردند تا در گاوصندوق از آن نگهداری کنم. امروز وقتی از باشگاه به خانه آمدم، متوجه شدم در گاوصندوق باز و دو کیلو طلا سرقت شده است.
با ثبت اظهارات زن میانسال، کارآگاهان به خانه شاکی رفتند. بررسی کارآگاهان نشان داد هیچ ردی از ورود به زور و تخریب وجود ندارد و دزد یا دزدان از محل نگهداری طلاها خبر داشته و مستقیم سراغ گاوصندوق رفته، سرقت را انجام دادهاند.
کارآگاهان در گام دوم دوربینهای مجتمع مسکونی را بررسی و متوجه شدند در روز سرقت یک مرد حدود ۵۰ ساله با موتور سفیدرنگ حدود ۱۵ دقیقه در محل حاضر بوده و بعد آنجا را ترک میکند. بررسی بیشتر حاکی از آن بود که مرد ناشناس برنامه روزانه شاکی را دانسته و با اطلاع از نبود او در خانه، دست به سرقت زده است. همین موضوع سرقت از سوی یک آشنا را تقویت کرد.
کارآگاهان کلید حل معما را در باشگاه ورزشی دانسته و با مراجعه به باشگاه، تصاویر دوربین را بررسی کردند.
بررسی پلیس نشان میداد مرد میانسال دوبار در روز سرقت، به باشگاه آمده و با یک زن ۴۰ ساله دیدار داشته است.
با نشان دادن تصاویر باشگاه به شاکی، او ادعا کرد زن حاضر در تصویر، همباشگاهی او، پروین است و از موضوع طلاها و جای نگهداری آن با خبر بوده است.
کارآگاهان سپس همسر پروین به نام میلاد را شناسایی کردند و مشخص شد مرد میانسال دو سابقه کلاهبرداری دارد.
کارآگاهان با شناسایی خانه این زوج، آنها را دستگیر کردند. دو متهم در اعترافات اولیه منکر سرقت شده و ادعا کردند هیچ دخالتی در سرقت دو کیلو طلا ندارند.
در ادامه آنها با دیدن تصاویر دوربینهای مداربسته به سرقت اعتراف کردند.
پروین در اعترافاتش گفت: از وضع مالی شاکی خبر داشتم و او گفت که دو کیلو طلای عروس و دخترش را در گاوصندوق نگهداری میکند. چون شوهرم وضع مالی خوبی نداشت، موضوع را به او گفتم که پیشنهاد داد طلا را سرقت کنیم تا مشکلاتمان تمام شود. روز سرقت، کلید خانه را از ساک ورزشی دوستم سرقت کردم و به میلاد دادم. نیمساعت بعد شوهرم کلید را برگرداند و در کیف او گذاشتم تا متوجه موضوع نشود. طلاها را در باغچه خانه دفن کردیم تا وقتی آبها از اسیاب افتاد، آن را بفروشیم که شناسایی و دستگیر شدیم.
با اعترافات زوج سارق، ماموران راهی خانه آنها شدند و از داخل باغچه طلاها را کشف کردند. با تکمیل پرونده، زوج سارق راهی زندان شدند.