به گزارش خبرنگار جام جم، رسیدگی به این پرونده اوایل بهار سال ۱۳۹۵ همزمان با کشف جسد زنی جوان ودستگیری قاتل او ازسوی همسایههای مقتول دردستور کار پلیس جنایی پایتخت قرار گرفت. همزمان با حضور ماموران به خانهای جنوب غرب تهران، با جسد زن جوان که با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود رو به رو شدند. وسایل خانه بهم ریخته و قاتل در اتاقی زندانی بود متهم را ماموران تحویل گرفتند و در بازرسی از جیبهایش طلاهای سرقتی مقتول را یافتند. متهم بعد از اعتراف به قتل روانه زندان شد. مدتی بعد پرونده متهم به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. والدین مقتول از طرف خودشان وپسری که نوه شان بود برای قاتل دخترشان درخواست قصاص کردند. مهرشاد متهم به قتل در تشریح ماجرا گفت: چند ماه قبل از جنایت برای بازدید از یک نمایشگاه پوشاک و صنایع دستی به اربیل عراق سفر کردم. او نیز برای سفر و بازدید به آنجا آمده بود. به طور اتفاقی در آن نمایشگاه با هم آشنا شدیم. شماره تلفن میانمان رد و بدل شد و ارتباطمان بعداز بازگشت به تهران هم ادامه داشت. گاهی همدیگر را ملاقات میکردیم. درجریان این رفت وآمدها بود که متوجه شدم طلاهای زیادی دارد.
وی افزود:از سویی دچار مشکلات مالی شده بودم و به هر دری زدم که پول درستی فراهم کنم و مشکل مالیام را حل کنم که نشد. وسوسه سرقت طلاهای آن زن که با وی آشنا شد ه بودم به جانم افتاد. آن شب به عنوان میهمان به نزدش رفتم. فرزندش در اتاق دیگری خوابیده بود. برایم چای آورد. در همین موقع باب گفتوگو با وی را بازکردم و گفتم که دچار مشکلات مالی شدم و نمیدانم چه کار کنم. ازاو خواستم پولی به من قرض دهد که مدعی شد پولی ندارد. بعداز آن با پاقویی که همراه داشتم به وی حمله ور شدم.
متهم به قتل ادامه داد: به زور از او خواستم طلاهایش را بدهد که مقاومت کرد. من هم با چاقو ضربههایی به وی زدم که باعث زخمی شدن و درادامه مرگ او شد. مانده بودم چه کنم، طلاهایش را سرقت کرده و برداشتم. همین که خواستم ازخانه بیرون بروم همسایهها متوجه دادو فریاد و کمک خواهی از خانه مقتول شده بودند درراه پلهها مرا دیدندوبه دنبالم آمدند. درادامه کتکم زدندو مرا در فرارناکام گذاشتندوبه داخل خانه کشاندندودست و پایم را بستند و بعدهم پلیس آمد و بازداشت شدم.
قضات دادگاه بعداز پایان جلسه محاکمه برای اوحکم قصاص صادر کردند. این رای در دیوان عالی کشور تائید و برای اجرا به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال و او زیر حکم قصاص بود.
حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران با تائید این خبر به جام جم گفت: این زندانی دو مرتبه در این ده سال پای جوبه دار رفت که هر بار با تلاش واحد صلح وسازش اجرای احکام او مهلت گرفته و حکم وی به طور موقت متوقف شده بود. این در حالی بود که دو نفر ازاولیای دم که والدین مقتول بودند فوت کردند. وراث آنها یک دختر و پسر بودند که به همراه نوه خانواده همچنان پیگیر اجرای حکم نبودندو پرونده بلاتکلیف مانده بود.
وی افزود: مرد محکوم به قصاص همچنان بلاتکلیف در زندان به سر میبرد، بنابراین او هنوز در میان برزخ زندگی و قصاص قرارداشت و ۱۰ سال را در زندان بیا کابوس مرگ میگذارند. او از مرجع قضایی درخواست کرد که به این بلاتکلیفی اش پایان دهند؛ بنابراین قرار شد که به زودی جلسه صلح و سازش با فرزند مقتول و خاله و دایی او در حضور مرد زندانی برگزارشود تا درباره سرنوشت او اظهار نظر کنند و به بلاتکلیفی این قاتل محکوم به قصاص پایان داده شود.