واکاوی یک رابطه پرتنش در پرونده باز

پرونده روابط ایران و آمریکا از آن‌دست موضوعاتی است که درک تاریخی و دقیق آن با پیچیدگی‌های فراوانی همراه است. این رابطه که در بسیاری از مقاطع تاریخ معاصر ایران، نماد تعامل یا تقابل با جهان غرب تلقی شده، همواره محل بحث، تحلیل و روایت‌های گوناگون بوده است. به همین دلیل در سال‌های گذشته مستندهای متعددی درباره آن ساخته شده که هریک کوشیده‌اند گوشه‌ای از ابعاد کمتر دیده‌شده این پرونده پرچالش را روشن کنند.
پرونده روابط ایران و آمریکا از آن‌دست موضوعاتی است که درک تاریخی و دقیق آن با پیچیدگی‌های فراوانی همراه است. این رابطه که در بسیاری از مقاطع تاریخ معاصر ایران، نماد تعامل یا تقابل با جهان غرب تلقی شده، همواره محل بحث، تحلیل و روایت‌های گوناگون بوده است. به همین دلیل در سال‌های گذشته مستندهای متعددی درباره آن ساخته شده که هریک کوشیده‌اند گوشه‌ای از ابعاد کمتر دیده‌شده این پرونده پرچالش را روشن کنند.
کد خبر: ۱۵۵۲۱۶۷
نویسنده زهرا عباسی - گروه رسانه
 
در تازه‌ترین تجربه مستندسازی در این حوزه، مجموعه مستند «پرونده باز» به کارگردانی داوود مرادیان و تهیه‌کنندگی محسن یزدی از شبکه افق روی آنتن رفته است؛ اثری که به بررسی فراز و فرودهای روابط ایران و آمریکا در هفت دهه گذشته می‌پردازد. در گفت‌وگویی اختصاصی با داوود مرادیان، کارگردان مجموعه مذکور از روند شکل‌گیری ایده تا چالش‌های پژوهش و تولید این مستند پرسیده‌ایم. مرادیان معتقد است پرونده باز با رویکردی متفاوت و با تکیه بر اسناد و منابع غربی تلاش کرده تصویری دقیق‌تر از این رابطه پیچیده ارائه دهد.
     
از گفت‌وگوهای شبانه تا هم‌افزایی دوستانه

داوود مرادیان، کارگردان مستند پرونده باز، با اشاره به شکل‌گیری این پروژه به‌ جام‌جم گفت: ایده ساخت این اثر به زمانی برمی‌گردد که آقای محسن یزدی، مدیر شبکه مستند بود و بارها درباره ماهیت مذاکرات ایران و غرب با هم گفت‌وگو می‌کردیم. پس از جدایی ایشان از شبکه، هرکدام به‌طور جداگانه موضوع مذکور را پی‌گرفتیم تا این‌که دوباره صحبت کردیم و دیدیم نگاه مشترکی درباره پرداختن به این موضوع داریم. مرادیان درباره عنوان این مجموعه نیز توضیح داد: نام‌های مختلفی برای کار پیشنهاد و درنهایت پرونده باز انتخاب شد؛ عنوانی که هم به پیشینه طولانی و پیچیده روابط ایران و آمریکا اشاره دارد و هم نشان می‌دهد این موضوع همچنان ادامه‌دار است.  مرادیان در پاسخ به پرسشی درباره احتمال برداشت‌های سیاسی از مستند پرونده باز گفت: تاریخ مجموعه‌ای از رخدادهای علت‌ومعلولی است نه عرصه قضاوت‌های جناحی. پیش‌تر در مستند «اشغال جزایر» هم مورد انتقاد قرار گرفتم که چرا پهلوی را نقد نکرده‌ام، درحالی‌که هدف، روایت منصفانه تاریخ بود نه داوری ایدئولوژیک. در پرونده باز هیچ قرائت فارسی یا داخلی نداشتیم و همه منابع از سوی طرف غربی انتخاب شده‌ است. بنابراین اگر کسی از زاویه نگاه غرب برداشت خاصی می‌کند، مسئولیتش با ما نیست.
مرادیان در پاسخ به پرسشی درباره دشواری دسترسی به منابع برای روایت هفت دهه روابط پیچیده ایران و آمریکا گفت: در این مستند تنها به مقاطعی پرداختیم که مذاکره‌ای میان دو طرف در جریان بوده است. برای مثال، در خلیج‌فارس دو سال درگیری نظامی داشتیم، اما چون در آن دوره مذاکره‌ای وجود نداشت، وارد آن بحث نشدیم. از آنجا که مبنای روایت در پرونده باز منابع و روایت‌های غربی است، در تأمین منابع با مشکل خاصی روبه‌رو نشدیم؛ حتی باید گفت دسترسی به طرف آمریکایی بسیار آسان‌تر از طرف ایرانی بود. او در ادامه با اشاره به تجربه خود در ساخت مستند اشغال جزایر افزود: در آن پروژه تمام مصاحبه‌ها با مقامات و مذاکره‌کنندگان دوره پهلوی انجام شد و عمده اسناد نیز دست‌نوشته‌های افسران بریتانیایی بود؛ درحالی‌که حتی یک سند از داخل ایران در اختیار نداشتیم. این درحالی‌است که برای دسترسی به اسناد داخلی نیز مراجعه کرده بودیم، اما صراحتا به ما گفته شد سندی در اختیارمان قرار نمی‌دهند. مرادیان توضیح داد: استدلال برخی مسئولان این بود که طرح این موضوع ممکن است روابط با انگلستان را تحت تأثیر قرار دهد، درحالی‌که همان واقعیت در اسناد طرف مقابل هم ثبت شده است. به نظر می‌رسد این محدودیت در برخی نهادها و وزارتخانه‌ها وجود دارد و تمایلی برای ارائه اسنادی که عملکرد تاریخی طرف غربی را زیر سؤال ببرد دیده نمی‌شود. به گفته این مستندساز، همین تجربه‌ها باعث شد در پرونده باز تمرکز اصلی بر منابع و روایت‌های منتشرشده از سوی طرف غربی قرار گیرد.
     
دوره مصدق؛ محوری‌ترین بخش مستند

کارگردان پرونده باز، دوره دکتر مصدق را محوری‌ترین بخش این مستند دانست و گفت: این دوره از آن جهت اهمیت دارد که نه انقلابی در کار بود و نه تغییری در ساختار حاکمیت؛ محمدرضا پهلوی در رأس امور قرار داشت و مصدق نماد همان ملی‌گرایی و لیبرالیسمی است که امروز هم از آن سخن گفته می‌شود. او با طرح این پرسش افزود: آیا حتی چهره‌های معاصر جریان لیبرال می‌توانند فضایی فراتر از آنچه مصدق ایجاد کرد رقم بزنند؟ اما پرسش اصلی این است که مصدق چه می‌خواست؟ خواسته او چیزی بیش از یک سنت افزایش سهم ایران از نفت نبود؛ مطالبه‌ای که بریتانیا نپذیرفت و همین به کودتا انجامید. مرادیان با تأکید بر این‌که مصدق حداقلی‌ترین خواسته را مطرح کرد، ادامه داد: وقتی برای چنین مطالبه‌ای پاسخ کودتا بود، امروز در مذاکره با آمریکا قرار است چه چیزی گرفته شود و طرف مقابل چه امتیازی بدهد؟ پرونده باز تلاش می‌کند این واقعیت را با استناد به منابع غربی و به‌صورت شفاف به مخاطب نشان دهد. او سپس به دوران پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: در تاریخ معاصر، دغدغه‌ای شبیه مصدق را می‌توان در عملکرد آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی دید؛ جایی که در فضای تلخ پس از جنگ، با هزینه‌کردن اعتبار سیاسی خود به آمریکا در آزادسازی گروگان‌ها کمک کرد. نتیجه اما تشدید تحریم‌ها بود، تا جایی که حتی نماینده مذاکره‌کننده از شدت سرخوردگی استعفا داد. مرادیان تأکید کرد: پیام اصلی این مستند روشن است؛ ما در تجربه تاریخی خود، نمونه‌ای از پایبندی ایالات متحده به تعهداتش ندیده‌ایم. مرادیان درباره همکاری با مراکز پژوهشی، آرشیوی و چهره‌های علمی و سیاسی در تولید پرونده باز گفت: من و محسن یزدی در طول سال‌ها فعالیت مستندسازی به آرشیوی رسیده‌ایم که امروز خود به‌نوعی یک مرکز اسناد مستقل محسوب می‌شود؛ به همین دلیل دیگر نیازی به تعامل با نهادهای مختلف برای تأمین منابع نداریم. او تأکید کرد: تمام اسناد مورد استفاده، آرشیو شخصی ماست و حتی یک برگ سند هم از جایی دریافت نشده است. در بخش مربوط به آمریکا و بریتانیا نیز عمده منابع، اسناد و روایت‌های منتشرشده غربی بود که به‌صورت آشکار و از طریق بسترهای اینترنتی در دسترس قرار داشت و موضوع محرمانه‌ای در میان نیست.
     
تولید مستد بدون سوگیری 

مرادیان درباره مخاطب اصلی مستند پرونده باز گفت: این اثر با هدف جذب مخاطب عام ساخته شده است. باور دارم همان‌طور که می‌تواند از تلویزیون ایران پخش شود، قابلیت پخش از شبکه‌هایی مانند «من‌وتو» یا «اینترنشنال» را هم دارد. تلاش ما این بود که مستند بدون جهت‌گیری روایت شود؛ به گونه‌ای که هر مخاطبی با هر دیدگاهی بتواند آن را ببیند و درباره آن قضاوت کند. هرچند در مباحث رسانه‌ای گفته می‌شود فیلم کاملا بی‌طرف وجود ندارد، اما ما کوشیده‌ایم در پرونده باز تا حد ممکن روایت بی‌طرفانه‌ای ارائه دهیم؛ روایتی که به باور من در هر رسانه‌ای، حتی خارج از ایران، قابل پخش است. اگر روند روایت و نتیجه‌گیری‌ها درنهایت مخاطب را به برخی دیدگاه‌های مطرح‌شده از سوی امام خمینی(ره) برساند، این دیگر به برداشت مخاطب از واقعیت‌های تاریخی بازمی‌گردد. مرادیان درباره این دیدگاه که «باز بودن پرونده رابطه ایران و آمریکا» ریشه‌ای تمدنی در ادبیات سیاسی دارد، گفت: بر اساس اسناد تاریخی، از دوره صفویه نوعی گرایش معنادار به غرب در ساختار حکمرانی ایران شکل‌گرفت. از زمان حضور برادران شرلی و امتیازهایی که شاه‌عباس به آنان داد، تا واگذاری‌هایی چون حق ابریشم و امتیازات تجاری، می‌توان نشانه‌هایی از این تمایل را دید. او این گرایش را در بستر مناسبات تاریخی ایران تحلیل کرد و افزود: ایران در شمال و شمال‌شرق همواره با روس‌ها، مغولان و چین درگیر جنگ بوده و طبیعی است که نسبت به آنان ذهنیت مثبتی شکل نگرفته باشد. شاید همین پیشینه، همراه با نوعی شیفتگی تاریخی نسبت به غرب، در ناخودآگاه تمدنی ما اثر گذاشته است. این مستندساز ادامه داد: در روایت تاریخی ما برخی دوره‌ها حتی کمرنگ شده‌اند؛ درحالی‌که برای نمونه، اشکانیان پس از هخامنشیان از پیشرفته‌ترین نظام‌های دریانوردی برخوردار بودند. اما این ظرفیت‌ها کمتر در حافظه تاریخی ما برجسته شده است. مرادیان با اشاره به تحولات دوره قاجار گفت: در این دوره اعزام محصلان به فرنگ آغاز شد. مواجهه این نسل با ظواهر مدرنیته، بی‌آن‌که با بنیان‌های فلسفی آن آشنا باشند، موجب شد بیشتر مجذوب صورت مدرنیته شوند تا سیرت آن. تلاش برای پیاده‌سازی این ظواهر در ایران و عثمانی آغاز شد و در ادامه، تحولات سیاسی بزرگی ازجمله فروپاشی عثمانی و شکل‌گیری نظم جدید در منطقه رخ‌داد. به گفته او، این روند تاریخی نشان می‌دهد بخشی از نسبت ما با غرب، ریشه در لایه‌های عمیق‌تر و تاریخی ذهنیت جمعی ایرانیان دارد.

وادادگی عجیب بعضی‌ها در‌برابر الگو‌های غربی 
مرادیان عنوان کرد: در بخشی از طبقه متوسط ما نوعی گرایش به چهره غربی، به‌ویژه «مو بور و چشم‌آبی» دیده می‌شود. او برای مثال از تجربه‌ای شخصی یاد کرد: چند سال پیش یک مدیر از من خواست برای برنامه‌ای درباره تهران یک مجری خارجی انتخاب کنم. پیشنهاد دادم از یک مجری تاجیک استفاده کنیم، اما پاسخ داد که منظورش یک خارجی غربی است. در ذهن برخی، خارجی یعنی چهره‌ای با ویژگی‌های غربی؛ حتی ژاپنی هم در این تعریف قرار نمی‌گیرد. گویی برای‌شان مهم است که یک غربی درباره ما سخن بگوید. این مستندساز سپس با اشاره به شرایط کنونی کشور افزود: آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، از نظر من نمونه‌ای آشکار از تقابل استقلال و استعمار است. 
تقلیل این وضعیت به دوگانه‌هایی مانند اسلام و کفر، به نظر من ساده‌سازی تاریخ و سیاست است. مسأله اصلی، استقلال یک کشور در برابر فشارهای استعمارگرانه است؛ فارغ از این‌که جامعه آن چه گرایش مذهبی یا فکری داشته باشد. کارگردان پرونده باز در ادامه به بازتاب برخی نگاه‌ها در فضای روشنفکری اشاره کرد و گفت: برای نمونه می‌توان به برخی نشریات و تصویرسازی‌هایی اشاره کرد که در آنها چهره‌هایی مانند محمدعلی فروغی با عنوان‌هایی نظیر «ناجی وطن» معرفی می‌شوند. چنین روایت‌هایی در میانه این شرایط، حامل پیام خاصی هستند؛ گویی راه نجات را در نوعی بازگشت به الگوهای وابسته به غرب جست‌وجو می‌کنند. به نظر می‌رسد این نوع نگاه، در بخش‌هایی از فضای روشنفکری، رسانه‌ای و حتی سیاسی ما ریشه دارد؛ نوعی اعتماد یا گرایش به غرب که همچنان بر تحلیل روابط ایران با قدرت‌های غربی سایه انداخته و باعث شده پرونده این رابطه همچنان باز بماند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها