جام جم آنلاین - سالها بعد از پایان جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه مهدی مهدویکیا پرده از ماجرایی برداشت که تا پیش از آن کمتر کسی از جزئیاتش خبر داشت، روایتی از دردهایی که یک ستاره محبوب کشید. این ماجرا به روزهای قبل از دیدار ایران و آمریکا برمیگردد، مسابقهای که برای بسیاری از ایرانیها، صرفاً یک رقابت ورزشی نبود و بار احساسی و تاریخی ویژهای داشت.
در آن تورنمنت احمدرضا عابدزاده در نخستین بازی برابر تیم ملی فوتبال یوگسلاوی به دلیل مصدومیت غایب بود و تیم ملی با نتیجه یک بر صفر شکست خورد هر چند این تصمیم ناگهانی جلال طالبی دلایل دیگری هم داشت. به هرحال وضعیت زانوی عابدزاده بهقدری نگرانکننده بود که حتی کادر فنی هم امید چندانی به بازگشتش برای بازی دوم نداشتند. التهاب شدید و محدودیت حرکتی حضور او را در هالهای از تردید قرار داده بود.
با این حال اتفاقی که شب پیش از بازی با آمریکا رخ داد از ناگفتههای فوتبال ایران به شمار میرود که بعد از چند سال فاش شده است. به گفته مهدی مهدویکیا، عابدزاده او را به اتاقش صدا زد. شرایط جسمانیاش اصلاً عادی نبود، زانوها متورم و دردناک بودند. اما تصمیمش را گرفته بود. برای کاهش فشار داخل زانو به روشی دردناک متوسل شد. با گذاشتن حولهای میان دندانهایش مایع جمعشده در زانو را تخلیه کرد تا بتواند خودش را به شرایط بازی نزدیک کند. مهدوی کیا میگوید عابدزاده در آن شب در اتاق خودش با کمک او مایع جمع شده در زانویش را تخلیه کرد، اما به شدت درد کشید. شاید هر کسی مانند او توان تحمل این درد را نداشت.
یک بار عابدزاده به شوخی درباره مصدومیتهای بی پایانش گفت: «این مصدومیتها حاصل کفتربازی روی پشت بام نیست، حاصل یک عمر تمرین و مرارت در زمین فوتبال است».
عابدزاده چیزی فراتر از یک دروازهبان بود. او در لحظات حساس، نقش یک رهبر را ایفا میکرد. نمونه روشن این ویژگی را میتوان در دیدارهای پلیآف مقابل تیم ملی فوتبال استرالیا دید جایی که در بازی رفت با جسارت مثالزدنی مهاجمی مانند هری کیول را در نزدیکی دروازه دریبل زد و در بازی برگشت نیز با انرژی و تحرک بالا روحیه تیم را در شرایطی بحرانی حفظ کرد. آن مسابقه با اتفاقات خاصش، از جمله پاره شدن تور دروازه، به یکی از خاطرهانگیزترین بازیهای تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد.
ویژگیهای عابدزاده فقط به مهارتهای فنی محدود نمیشد. چهرهای جذاب، لبخندی همیشگی و نوعی اقتدار طبیعی در رفتار از او شخصیتی متمایز ساخته بود. بازوبند کاپیتانی بهخوبی با شخصیتش هماهنگ بود و او را بهعنوان رهبر تیم تثبیت میکرد. البته مصدومیتهای متعدد بخشی از بهترین سالهای فوتبالش را تحت تأثیر قرار داد و اجازه نداد دوران اوجش طولانیتر شود.
عابدزاده از بزرگترین نوستالژیهای فوتبال ایران به شمار میرود.