او باید خود واقعیاش باشد. چون مخاطب در روزهای بحران، بیش از هر زمان دیگری نیاز به دریافت حس اصالت، همراهی و اعتماد دارد. انتخاب سوژه نیز اهمیت دوچندان پیدا میکند. باید بین روایت واقعیتهای سخت جنگ و ارائه روزنههای امید توازن ایجاد شود. برنامهساز باید سوژههایی را انتخاب کند که هم از واقعیتها دور نباشند و هم بتوانند در دل بحران، معنایی از همراهی، همدلی و تابآوری را به مخاطب منتقل کنند. این همان نقطهای است که برنامهسازی در دوران جنگ را از وضعیت عادی متمایز میکند. از سوی دیگر، اقتضائات فنی و محتوایی تولید_ از فضاسازی گرفته تا لحن، چینش مهمانان و نوع پرسشها_ همگی باید با شرایط جنگی همخوانی داشته باشند تا پیام برنامه دچار تناقض نشود. با همین انگیزه قاب کوچک، با سه تن از عوامل تولید برنامههای تلویزیونی گفتوگو کرد تا به بررسی چگونگی رعایت این اصول و تجربههای عملی آنها بپردازد.
نقش تلویزیون در بحران
علی صادقی ،تهیهکننده برنامه «مثبت سلامت» درباره الزامات برنامهسازی تلویزیونی در شرایط جنگی گفت: در دوران بحران، تلویزیون بهعنوان رسانهای فراگیر وظیفه دارد مجموعهای از آیتمها و برنامههای ضروری را در دستور کار خود قرار دهد؛ از جمله آموزشهای مدیریت استرس، نحوه مواجهه خانوادهها با شرایط جنگی، شیوه برخورد با کودکان و چگونگی مراقبت و تعامل با سالمندان. او تأکید کرد که چنین آموزشهایی میتواند به خانوادهها کمک کند تا در شرایط پرتنش جنگ، بهتر با وضعیت موجود کنار بیایند و محیط روانی پایدارتری در خانه ایجاد کنند. صادقی با اشاره به اهمیت طرح مباحث روانشناسی در برنامههای جنگی ادامه داد: خانوادهها باید بدانند چگونه اضطرابهای فرزندان را مدیریت و از سالمندانی که آسیبپذیری بیشتری دارند مراقبت کنند. به گفته او، حضور چنین برنامههایی در تلویزیون نهتنها ضروری، بلکه کاملا بجا و قابل دفاع است و باید جایگاه ثابتی در جدول پخش داشته باشد.
تهیهکننده مثبت سلامت با تأکید بر لزوم استفاده گستردهتر از متخصصان حوزه سلامت روان در رسانه عنوان کرد: بهرهگیری از روانشناسان میتواند به کاهش اضطراب عمومی جامعه کمک کند. آموزشهای عملی مانند کمکهای اولیه، آموزشهای هلال احمر و نحوه مواجهه با شرایط اضطراری نیز باید در قالب آیتمهای آموزشی تولید و پخش شوند. زیرا آگاهی و آمادگی خانوادهها در شرایط جنگی اهمیت دوچندانی دارد.
وی با بیان اینکه تولید چنین برنامههایی نقش مؤثری در افزایش آمادگی عمومی دارد، اضافه کرد: رسانه باید خانوادهها را برای مواجهه با موقعیتهای پیشبینی نشده آماده سازد و همین ضرورت، تولید برنامههای آموزشی را به یک اولویت رسانهای تبدیل میکند.
صادقی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت مجریان در برنامههای روتین اشاره کرد و گفت: در روال معمول تلویزیون تغییر مجری در شرایط جنگی اقدامی رایج نیست و حتی در شرایط خاص نیز معمولا همان مجری قبلی اجرای برنامه را ادامه میدهد. با این حال مجریان باید توانایی مدیریت بحران داشته باشند، آرامش خود را حفظ کنند و در مواجهه با اتفاقات پیشبینی نشده تمرکز خود را از دست ندهند. اگر برنامهای جدید و متناسب با شرایط جنگی طراحی شود، ممکن است برای آن مجری تازهای انتخاب شود؛ فردی که بتواند در فشار روانی کنترل خود را حفظ کند، لحن آرام داشته باشد و از چهرهای آشنا و مورد اعتماد مردم برخوردار باشد. تهیهکننده مثبت سلامت با تأکید بر ضرورت توجه به ذائقه مخاطبان تصریح کرد: برنامهها باید با شرایط ویژه جنگ هماهنگ باشند.درچنین موقعیتهایی آموزش باید دراولویت قرارگیرد و پس از آن سرگرمی مطرح است. زیرا آموزش کارکرد مؤثرتری دارد اما نباید از نقش سرگرمی غافل شد.رسانه باید برای کسانی که بهدلیل شرایط جنگی بیشتر در خانه هستند برنامههایی تولیدکند که هم آموزنده باشد وهم جذاب وقابل دنبال کردن.
وی با اشاره به اهمیت فضای بصری برنامه افزود: اگر استودیو حس آرامش و زندگی را منتقل کند، تأثیر مثبتتری بر بیننده خواهد داشت. در مقابل، استفاده از تصاویر بیش ازحد جنگی یا ترسناک در بخشهایی مانند وال (پسزمینه تصویری) میتواند موجب افزایش اضطراب مخاطب شود. توجه به این جزئیات میتواند تجربه مخاطب را بهبود دهد و نقش مهمی در حفظ آرامش جامعه در شرایط جنگی ایفا کند.
اجرای تلویزیونی در شرایط جنگی
اسماعیل باستانی، مجری تلویزیون درباره نحوه مواجهه مجریان با شرایط جنگی در قاب رسانه گفت: شاید بهتر باشد پیش از هر چیز این پرسش را از خود مخاطبان بپرسیم انتظار دارند فردی که در قاب تلویزیون مقابل آنها قرار میگیرد، چه واکنشی داشته باشد.
به گفته او،حضور یک مجری در لحظات خاص و بحرانی میتواند احساسات متفاوتی در مخاطبان ایجاد کند و برداشتهای مختلفی از آن شکل بگیرد. باستانی با اشاره به یکی از تصاویر پربازتاب رسانهای ادامه داد: در جریان جنگ ۱۲روزه تصویری از خانم سحر امامی در شبکه خبر منتشر شد که برای بسیاری از مخاطبان حس مثبتی ایجاد کرد. او توضیح داد آن صحنه برای بیننده این معنا را داشت که فردی که در قاب تلویزیون حضور دارد، حتی در لحظهای که شاید انتظار نرود در آن موقعیت باقی بماند، همچنان ایستاده و در کنار مخاطب قرار گرفته است. چنین حضوری میتواند نوعی همراهی و همدلی را به مخاطب منتقل کند و این پیام را بدهد که رسانه نیز در کنار مردم ایستاده است.
این مجری تلویزیون درباره شیوه بیان و رفتار مجریان در شرایط بحران گفت: بهنظر من هیچوقت نباید از عباراتی مانند «نگران نباشید، همه چیز خوب میشود» استفاده کرد. او این رویکرد را یکی از عادتهای نادرست در اجرای رسانهای دانست و عنوان کرد: متأسفانه گاهی تلاش میکنیم همه چیز را بیش از حد عادی نشان دهیم، در حالی که واقعیت این است که مجری هم مانند دیگران با ترس، اضطراب و نگرانی روبهروست و نباید برای عادی جلوه دادن اوضاع فیلم بازی کند. وی با بیان اینکه صداقت در اجرا مهمترین عامل ارتباط با مخاطب است، اضافه کرد: بهترین حالت این است که مجری خودش باشد و آنچه را واقعا احساس میکند صادقانه با مخاطب در میان بگذارد.
باستانی تأکید کرد: در کنار بیان واقعیتها، باید به اتفاقات مثبت و حالخوبکن نیز اشاره کرد تا ترکیب این دو در ذهن مخاطب به یک جریان رو به بهبود تبدیل شود. او افزود: اگر رسانه طوری صحبت کند که انگار همه چیز گل و بلبل است، مخاطب خیلی زود متوجه این فاصله با واقعیت خواهد شد. وی در ادامه با اشاره به تجربهای از یک برنامه تلویزیونی گفت: در ویژهبرنامه تحویل سال شبکه سلامت با عنوان «حول حالنا» میزبان یک روانشناس بودیم که درباره فعالیتهای جهادی خود در روزهای جنگ صحبت میکرد. با وجود سالها تحصیل در حوزه روانشناسی، این فرد نیز مانند بسیاری از مردم دچار نگرانی شده و حتی خانوادهاش را از تهران خارج کرده بود. همین مسأله نشان میدهد تجربه زیسته انسانها گاهی فراتر از دانش نظری عمل میکند.
این مجری تلویزیون تجربههای شخصی مردم را یکی از منابع مهم برای آرامشبخشی به جامعه دانست و عنوان کرد: گاهی یک فرد عادی، یک نانوا یا یک شهروند معمولی با بیان تجربه خود میتواند بیش از یک متخصص به مردم کمک کند. به گفته او، در برنامههای رسانهای باید علاوه بر نظر کارشناسان، به روایتهای واقعی مردم نیز توجه شود. باستانی با تأکید بر نقش صداقت در ارتباط با مخاطب افزود: اگر مجری بدون اغراق صحبت کند، شعار ندهد، هیجان کاذب ایجاد نکند و تا حد ممکن به واقعیت جامعه نزدیک باشد، میتواند حس اعتماد را به مخاطب منتقل کند. زمانی که مخاطب چنین حسی دریافت کند، ارتباط عمیقتری با رسانه برقرار خواهد کرد.
راهبرد رسانه در جنگ
علیرضا ملوندی، سردبیر برنامه گفتوگومحور «زمانه» درباره الزامات برنامهسازی تلویزیونی در شرایط جنگی گفت: در برنامهسازی رسانهای باید به مجموعهای از نیازهای جامعه توجه کرد و نمیتوان تنها بر یک موضوع متمرکز شد. در چنین شرایطی هم مدیریت ترس در خانواده اهمیت دارد، هم طراحی بازیهای کماسترس برای کودکان و هم آموزش شیوههای همدلی با اطرافیان.
وی تأکید کرد که این سه موضوع نهتنها با یکدیگر تناقضی ندارند بلکه در کنار هم میتوانند یک بسته کامل از رویکردهای رسانهای را شکل دهند و به همین دلیل ضرورتی ندارد که رسانه تنها یکی از آنها را انتخاب کند.
ملوندی با اشاره به گستردگی نیازهای محتوایی در رسانه گفت فضای رسانه_ بهویژه تلویزیون_ همواره به موضوعات متنوع نیاز دارد و حتی با پرداختن به طیف گستردهای از سوژهها نیز همچنان ظرفیت طرح موضوعات تازه وجود دارد. از همین رو رسانه در شرایط جنگی نیز باید به مسائل مختلف مخاطبان بپردازد.
او درباره ترویج بازیهای کماسترس برای کودکان در تلویزیون افزود: تجربه گستردهای در این زمینه وجود ندارد اما توجه به کاهش اضطراب کودکان و ارائه راهکارهایی مانند بازیهای آرامبخش اهمیت
زیادی دارد. سردبیر برنامه زمانه با بیان اینکه رسانه باید در عین ایجاد آرامش برای مردم آنها را از واقعیتها نیز آگاه نگهدارد، اضافه کرد: آرامشبخشی نباید بهمعنای بیخبری یا غفلت از شرایط واقعی باشد. مردم باید بدانند که در چه شرایطی قرار دارند و در عین حال بتوانند زندگی روزمره خود را ادامه دهند. وی همچنین به تفاوت ساختاری میان برنامههای خبری و برنامههای گفتوگومحور اشاره کرد و گفت: برنامههای خبری ذاتا رسمیتر هستند و انتقال خبر در آنها معمولا به شکلی مستقیم و گاه خشک انجام میشود. با این حال حتی در همین قالبها نیز میتوان از شیوههای نرمتر برای بیان خبراستفاده کرد.
ملوندی استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و ادبی را دراین زمینه مؤثر دانست وعنوان کرد: درفرهنگ ماکه ریشهای عمیق در ادبیات و معارف دارد، ابزارهای فراوانی برای نرمتر کردن لحن بیان وجود دارد. بهرهگیری از شعر، احادیث، روایتها و داستانها میتواند به رسانه کمک کند تا گزارشها و خبرهای دشوار را با ظرافت بیشتری به مخاطب منتقل کند.
سردبیر برنامه زمانه در ادامه درباره نمایش خشونت در برنامههای رسانهای گفت: برنامهای که با هدف ایجاد آرامش در شرایط جنگی ساخته میشود، نباید حاوی خشونت عریان باشد.زیرادراین صورت با هدف اصلی خوددرتضاد قرار میگیرد. نمایش مستقیم خشونت حتی اگر با هدف نشان دادن مظلومیت مردم انجام شود، ممکن است به روحیه مخاطبان آسیب بزند.
وی با اشاره به وظیفه رسانه در حفظ تعادل میان اطلاعرسانی و آرامشبخشی گفت: میان نشان دادن جنایات دشمن و حفظ روحیه جامعه مرزی بسیار باریک وجود دارد. رسانه باید با دقت این مرز را مدیریت کند تا مردم هم از واقعیتها آگاه باشند و هم دچار ترس و اضطراب نشوند.
به گفته او، تنوع قالبهای برنامهسازی نیز در این مسیر اهمیت دارد. زیرا هیچ قالبی به تنهایی پاسخگوی همه نیازهای مخاطبان نیست و رسانه میتواند با بهرهگیری از قالبهای متنوع ارتباط مؤثرتری با جامعه برقرار کند.